تیم استقلال از آغاز تابستان سال 1395 با ورود یک سرمربی تازه، یعنی علیرضا منصوریان، به دنیای جدیدی پا گذاشت و او با نشستن بر روی نیمکت این باشگاه به یکی از آرزوهای بزرگ خود رسید. اما این مسیر در نهایت به سرانجام خوشی برای او نرسید.

در تاریخ 5 آبان ماه 1395، منصوریان گفتگو جالبی با ما داشت و به بیان توضیحاتی درباره چندین عکس منحصر به فرد آرشیو خبرورزشی پرداخت:

  • به راحتی وارد استقلال شدم. روزی تلفن خانه زنگ خورد و دوستم گفت که امیر قلعه‌نویی با من کار دارد. در ابتدا فکر کردم که این یک شوخی است، اما متوجه شدم که واقعاً خود قلعه‌نویی است. ایشان کاپیتان تیم بودند و نصرالله عبداللهی و بهتاش فریبا که مربی و سرمربی استقلال محسوب می‌شدند، به امیر مأموریت دادند تا من را به این تیم بیاورد.
  • برخلاف آنچه که برخی شایعات بیان می‌کنند، هرگز با فرزاد مجیدی مشکلی نداشتم و رابطه دوستانه‌ای با او دارم. با فرهاد مجیدی نیز رابطه‌ام خوب است (گرچه منصوریان در زمستان سال 1400 انتقادات تندی به فرهاد مجیدی انجام داد و او را متهم به فراموش کردن گذشته خود کرد).
  • در سال 86، هیئت‌مدیره استقلال با ناصر حجازی روابط خوبی نداشت و به همین دلیل یک بار در اتوبوس تیم به بازیکنان گفتم که آن‌ها در فکر برکناری ناصر حجازی به ناحق هستند. به عنوان کاپیتان تیم، تصمیم گرفتم که از حقوق حجازی دفاع کنم. هرکسی که با من هست، باید بیاید!
  • وحید طالب‌لو، پژمان منتظری و پیروز قربانی نیز به من پیوستند و به اتاق فتح‌الله‌زاده رفتیم. وقتی به آن‌جا رسیدیم، 6 بشقاب خوراکی دیدم. گفتم که 5 نفر از اعضای هیئت‌مدیره مهمان فتح‌الله‌زاده‌اند و در همان لحظه آقای امیدوار رضایی را در درب ورودی مشاهده کردم و خواستم که تصمیمی برای جابه‌جایی حجازی نگیرند. او نیز از حجازی حمایت کرد، اما او دیگر به عنوان سرمربی انتخاب نشد و به مقام مدیر فنی و رئیس سازمان فوتبال استقلال منصوب گردید.
  • در آن زمان به فتح‌الله‌زاده گفتم که در صورت برکناری حجازی، اعتبار او از بین می‌رود و پیشکسوتان آسیب خواهند دید. تأکید داشتم که با کنار گذاشتن حجازی، استقلال را به خطر می‌اندازید.
  • زمانی که در سن پائولی بازی می‌کردم، با هم‌تیمی‌هایم توافق کرده بودیم که در صورت صعود تیم به بوندسلیگا، موهایمان را می‌تراشیم. البته می‌خواستم این موضوع را زیر پا بگذارم ولی همبازی‌هایم در تمرین، دست‌هایم را گرفتند و سرم را تراشیدند!
  • رابطه‌ام با هواداران پرسپولیس همیشه خوب بوده، اما شایعه‌ای که می‌گوید با رضا شاهرودی به تمرین پرسپولیس رفته‌ام تا تست بدهم، صحت ندارد. به جان پسرم، این شایعه بی‌اساس است زیرا نه تنها با شاهرودی، بلکه هرگز با هیچ کس دیگر به تمرین پرسپولیس نرفته‌ام و تست نداده‌ام.
  • پیش از پیوستن به استقلال، نزدیک به 200 بازی این تیم را به عنوان تماشاچی دیدم. من بخشی از هواداران بودم و از روی سکوها به استقلال ملحق شدم.

بیشتر بخوانید: بیرانوند: استقلالی‌ها ولم کنند؛ من کارگر پرسپولیس هستم/ تن من مباد و پرسپولیس باد!