به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، هر سال زمستان که از راه میرسد، نفس کشور کمی تنگتر میشود. نه فقط از سرمای هوا، بلکه از فشاری که سالهاست روی شبکه گاز سنگینی میکند. اگرچه ایران دومین دارنده ذخایر گاز جهان و سومین تولیدکننده گاز خام است اما هر سال با نزدیک شدن فصل سرد، همان داستان تکراری تکرار میشود. تولید هست، اما مصرف از آن جلو میزند. فاصله بین تولید مصرف در این سالها آنچنان زیاد شده که حالا ناترازی کلمهای است که دیگر برای مردم و مسئولان ناآشنا نیست.
از سال های گذشته، کشور در اوج مصرف روزانه با کسری ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون مترمکعبی روبهرو است. وابستگی سبد انرژی به گاز به بیش از هفتاد درصد برآورد میشود و نیروگاهها تقریبا ۹۰ درصد سوختشان را از گاز میگیرند.
در هیچ جای دنیا چنین تمرکز و وابستگی به یک سوخت وجود ندارد. از سوی دیگر، مصرف خانگی و تجاری در روزهای سرد به بالای ۷۰۰ میلیون مترمکعب میرسد و سهم صنایع و نیروگاهها را محدود میکند. این وضعیت مزمن و ساختاری هر سال عمیقتر میشود.
اما در بیستوهفتم اسفند ۱۴۰۴ چهار پالایشگاه بزرگ گازی در عسلویه هدف قرار گرفتند. اهداف کاملا غیر نظامی و صنعتی که در هیچ کدام از مناسبات جنگ جایی نداشتند. در چند دقیقه، حدود ۲۵۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت روزانه تولید از مدار خارج شد. عددی که معادل مصرف چندین استان شمالی ایران در یک روز سرد است.
آمریکا تصور میکرد با این حمله، شبکه گاز کشور از هم میپاشد اما نیروهای عملیاتی سریع وارد عمل شدند. طی ماههای بعد، بخشی از ظرفیت آسیبدیده به چرخه بازگشت. حالا ناترازی قدیمی با این کسری جدید همدست شده و برآوردها از ۴۰۰ تا ۴۵۰ میلیون مترمکعب کسری بالقوه در روزهای اوج مصرف حکایت دارد.
در این میان، با سرد شدن هوا و روشن شدن وسایل گرمایشی در خانهها، استانهای شمالی بیش از همه این فشار را حس میکنند. حدود هفتاد درصد گاز کشور در نیمه شمالی مصرف میشود. اگرچه در این سالها با توسعه پارس جنوبی و سایر میدانهای گازی کشور، تولید گاز از یک میلیارد متر مکعب در روز فراتر رفته اما شدت مصرف انرژی در ایران ۳.۳ تا ۳.۵ برابر میانگین جهانی است. مصرف گاز هم تقریبا به همین نسبت بالاست و همین موضوع باعث شده تا برای تولید هر هزار دلار ارزش اقتصادی، ایران چند برابر کشورهای دیگر انرژی بسوزاند.
بخاریهای کمبازده، ساختمانهای بدون عایق مناسب، دمای محیطهایی که گاهی بیدلیل بالا نگه داشته میشود و... همه اینها گاز را میبلعند.
نکته مهم آن است که در زمستان، تا ۸۰ درصد گاز تحویلی به شبکه صرف بخش خانگی، تجاری و صنایع کوچک میشود. نتیجه آن است که صنایع بزرگ محدود میشوند، نیروگاهها به سوخت مایع روی میآورند و چرخه تولید آسیب میبیند و سوختی که می توانست برای ایران و ایرانی ثروت بیافریند، دود هوا میشود.
مسعود پزشکیان بارها با تاکید بر اینکه وارث ناترازی در حوزه انرژی است، از مردم خواسته همچنان صرفهجویی کنند. قطع گاز تولید یعنی ضربه به معیشت، اشتغال و رشد اقتصادی اما تا زمانی که شدت مصرف بالا است چاره دیگری وجود ندارد زیرا قطع گاز خانگی، علاوه بر آنکه زندگی مردم را مختل میکند، تبعات بسیار بالایی دارد.
نکته قابل تامل اینکه قطع گاز شبیه به قطع برق یا آب نیست که با یک دگمه انجام شود و با فروکش کردن ناترازی دوباره وصل شود. برای وصل دوباره گاز بخش خانگی، ماموران گاز باید یک به یک به خانه ها بروند و بعد از اطمینان از حضور همه واحدهای یک ساختمان، گاز را وصل کنند زیرا ممکن است یک واحد از آن ساختمان، وسیله گاز سوز خود را بدون خاموش کردن، رها کرده باشد و با وصل گاز، خطرآفرین شود.
بنابراین راه حل کم هزینه و کم دردسر برای عبور از زمستانی که ممکن است تامین گاز در آن با محدودیت همراه باشد، تغییر الگوی مصرف و صرفهجویی است.
حضرت آیتالله سید علی خامنهای رهبر شهید انقلاب هم وقتی وزیر نیرو از برنامههای رفع ناترازی حرف میزد، جمله کوتاه و سنگینی فرمودند: بهترین راه صرفهجویی است. کاری کنید صرفهجویی شود. این تاکید از بالاترین سطح نظام، نشان میدهد که افزایش تولید بهتنهایی کافی نیست. باید تقاضا مدیریت شود.
تقویت رشد اقتصادی با کاهش مصرف انرژی
محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی هم در مجلس حرف روشنی زد. از مردم خواست حداقل ده درصد مصرف گاز را کاهش دهند. او گفت بر اساس قانون برنامه هفتم، هر کسی هر قدر گاز صرفهجویی کند، درآمد حاصل از آن مستقیما به حسابش واریز میشود. این هم صرفهجویی در بیتالمال است و هم کمکی به معیشت خانوار به شمار می رود.
رئیس مجلس شورا اسلامی سهم گاز را ۷۳ درصد سبد انرژی دانست و گفت: ظرفیت صرفهجویی در گاز بهمراتب بیشتر و آسانتر از بنزین است.
تاکید بر مصرف بهینه اگرچه در نگاه نخست با هدف جبران ناترازی و عبور از زمستان مطرح میشود اما هدف مهمتری پشت آن وجود دارد. اگر شدت مصرف گاز ایران به میانگین جهانی برسد، تصویر کاملا عوض میشود.
مصرف گاز ایران حدود ۳.۵ برابر میانگین جهان است و این میزان به سطح میانگین جهانی برسد، حجم عظیمی از گاز برای مصرف سایر بخش ها از خوراک پتروشیمیها گرفته تا سوخت نیروگاهها و صنایع آزاد میشود. این حجم بهراحتی کسری شبکه گاز در روزهای اوج مصرف را پوشش میدهد و حتی مازاد قابل توجهی برای صنایع، صادرات یا ذخیرهسازی باقی میگذارد و با همین تولید فعلی، ناترازی از بین میرود.
این محاسبه ساده اما تکاندهنده نشان میدهد ریشه اصلی مشکل بیش از کمبود تولید، در الگوی مصرف و بهرهوری پایین نهفته است.
حالا تصور کنید بخشی از مصرف خانگی کاهش یابد و به صنعت برسد. در زمستان، گاز خانگی سهم بزرگی را میبلعد. اگر با بهینهسازی، تعویض بخاریهای فرسوده، عایقکاری و تنظیم دما، حتی ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون مترمکعب گاز صرفه جویی شود، آثار عمیقتر و ماندگارتری خواهد داشت.
وقتی که چرخ صنایع میچرخد، ارزش افزوده بیشتری خلق میشود، گاز بهجای گرم کردن بیش از حد فضاهای مسکونی، به محصول قابل صادرات یا نهاده تولید تبدیل میشود، خسارتهایی که در زمستانهای گذشته به پتروشیمی و فولاد وارد شده بود، کمتر میشود، تولید صنعتی تقویت شده و این رشد، به رشد کلی اقتصاد کشور کمک میکند و در نهایت فشار اجتماعی قطع گاز خانگی کاهش پیدا میکند.
اصلاح الگوی مصرف؛ ضرورتی انکارناپذیر
مسعود پزشکیان رئیسجمهوری در ماههای اخیر بارها بر ضرورت اصلاح الگوی مصرف انرژی تاکید کرده است. محور اصلی سخنان او، پیوند میان صرفهجویی، تامین انرژی صنایع و بهبود وضعیت معیشتی مردم بوده است.
پزشکیان در نهم مهر ۱۴۰۵ با اشاره به شرایط ناشی از جنگ و ناترازیهای موجود، بر ضرورت جلوگیری از قطع برق و گاز واحدهای تولیدی تاکید کرد و گفت که منابع حاصل از صرفهجویی انرژی میتواند برای بهبود وضعیت معیشت جامعه اختصاص یابد.
او همچنین با اشاره به بالاتر بودن مصرف انرژی در ایران نسبت به بسیاری از کشورهای اروپایی، اصلاح الگوی مصرف را ضرورتی انکارناپذیر دانست.
رئیسجمهوری در اظهارات دیگری نیز تاکید کرده است که با وجود آسیب واردشده به زیرساختهای انرژی، باید با برنامهریزی و مدیریت مصرف از بروز مشکلات بیشتر جلوگیری و گاز و برق مورد نیاز صنایع را تا حد امکان تامین کرد.
این موضع از یک جهت اهمیت دارد که صرفهجویی نباید بهعنوان سیاستی برای انتقال هزینه بحران به مردم تعریف شود. اگر قرار است خانوارها در مصرف انرژی تجدیدنظر کنند، نتیجه آن باید در حفظ تولید، اشتغال و تامین پایدار انرژی نیز دیده شود.
از سوی دیگر، اصلاح الگوی مصرف فقط مسئولیت خانوارها نیست. دولت، دستگاههای عمومی، صنایع و مدیران شبکه نیز باید در کاهش اتلاف انرژی پیشگام باشند. ساختمانهای کمبازده، تجهیزات فرسوده، ضعف عایقبندی و استفاده ناکارآمد از انرژی را نمیتوان با توصیههای عمومی به مردم جبران کرد. به بیان دیگر، صرفهجویی زمانی به سیاستی پایدار تبدیل میشود که هم رفتار مصرفکننده را تغییر دهد و هم زیرساختهای مصرف را اصلاح کند.
اگر مصرف گاز ۱۰ درصد کاهش یابد...
بر اساس برآوردهای منتشرشده درباره مصرف گاز در کشور، کاهش ۱۰ درصدی مصرف میتواند صرفهجویی روزانه حدود ۷۰ میلیون مترمکعب گاز را به دنبال داشته باشد که معادل سالانه ۲۵.۶ میلیارد متر مکعب گاز است.
ایران در حال افزایش تولید گاز است و بازسازی تاسیسات آسیبدیده ادامه دارد. اما همه اینها بدون اصلاح الگوی مصرف، مثل ریختن آب در ظرف سوراخ است. کاهش یک درجه دمای محیط خانگی حدود ۲۵ میلیون مترمکعب صرفهجویی به دنبال دارد که معادل تولید یک فاز پارس جنوبی است اگر به دو درجه برسد ۵۰ میلیون متر مکعب گاز کمتری در خانه ها میسوزد. این اعداد کوچک به نظر میرسند، اما در مقیاس ملی بزرگاند.
با همه این تفاسیر، زمستان امسال سختتر از سالهای پیش است. ظرفیت ازدسترفته هنوز کامل برنگشته اما راه خروج از این تنگنا فقط در میدان تولید نیست. در خانهها، ادارات، کارخانهها و در تصمیمهای روزمره مردم و مسئولان است.
حجتالاسلام والمسلمین حسین طائب، رئیس سازمان بسیج مستضعفین هم از زاویه دیگری به موضوع نگاه کرد. او از مفهوم جانفدایی سخن گفت. جانفدایی فقط جانباختن در میدان دفاع نیست. امروز جانفدایان دو ماموریت دارند که یکی ترویج فرهنگ صرفهجویی و کاهش مصرف، و دیگری ورود متخصصان به عرصه افزایش تولید بنزین، گازوئیل و فرآوردههای پتروشیمی است. درست مصرف کردن منابع ملی، بخشی از مسئولیت میهنی هر کسی است که دلش برای این سرزمین میتپد. صرفهجویی دیگر شعار اخلاقی صرف نیست؛ ضرورتی ملی و شکلی از دفاع است.
جانفدایی امروز میتواند به شکل تنظیم دمای بخاری، خاموش کردن وسایل غیرضروری و حمایت از بهینهسازی سوخت ظاهر شود. اگر این همراهی شکل بگیرد، گاز از عامل محدودیت به موتور رشد تبدیل میشود و کشور میتواند نفس راحتتری بکشد.
نظرات کاربران