همشهری آنلاین- راحله عبدالحسینی: ساکنان روستاهای بم از تقریباً ۱۵۰ سال پیش به انجام مراسم آبگوشت شریکی پرداخته و قطعاتی از گوشت خود را با نشانه‌ای در دیگ قرار می‌دهند. در نهایت، تمام اهالی روستا، نه تنها افرادی که گوشت نذری را به دیگ انداخته‌اند، دور سفره گرد هم می‌آیند. این مراسم آبگوشت شریکی بم فرصتی برای جمع شدن و برقراری پیوندهای اجتماعی است.

شیوه یک رسم جمعی

هنر و ریشه این آیین به حدود ۱۵۰ سال قبل در روستای دریجان بم برمی‌گردد. آبگوشت شریکی از همان آغاز تنها یک غذای ساده که از گوشت و حبوبات تهیه شده، نبود، بلکه همان‌طور که از نامش پیداست، مشارکت اهالی در این آیین به شدت مورد توجه است.
یک مردم‌شناس کرمانی و مسئول ثبت میراث ناملموس استان کرمان در گفتگو با همشهری آنلاین بیان می‌کند: «تمایز این آیین به پخت یک غذای سنتی ایرانی فقط محدود به مواد اولیه نیست، بلکه شکل و شیوه همکاری مردم، نشانه‌گذاری گوشت‌ها و توزیع محصول نهایی اهمیت ویژه‌ای دارد.»

نشانه‌های مشخص در دیگ آبگوشت

این مراسم از نذرهای هر فرد آغاز می‌شود. ممکن است یکی از اهالی برای ادای نذر خود گوسفندی را ذبح کند در حالی که فردی دیگر تنها مقداری گوشت نذری به اندازه یک وعده غذایی با خود بیاورد. فاطمه رضاپور اشاره می‌کند: «در آیین آبگوشت شریکی، افراد گوشت‌های نذری خود را در زمانی که بانی مراسم یا معتمد روستا مشخص می‌کند، به محل برگزاری مراسم می‌آورند. سهم گوشت هر فرد مشخص است، اما همگی در یک دیگ پخته می‌شوند. به همین جهت، اهالی با استفاده از نشانه‌هایی، گوشت‌ها را از یکدیگر تفکیک می‌کنند.»
به گفته رضاپور، هر فرد گوشت نذری خود را با نشانه‌ای، نظیر نخ یا چوب درخت به داخل دیگ می‌اندازد. البته اهالی از چوب درختی بهره می‌برند که باعث تلخی آبگوشت نشود.
شهناز دریجانی، یکی از بانیان آیین آبگوشت شریکی در روستای دریجان بم، این سنت را از مادرش «حوا دریجانی» یاد گرفته است. او به همشهری آنلاین می‌گوید: «مادرم همیشه می‌گفت آبگوشت شریکی فرصتی است تا دور هم جمع شویم. به همین خاطر، بیشتر اوقات او داوطلب می‌شد تا میزبان این مراسم باشد.»
دریجانی درباره روش میزبانی این مراسم توضیحات بیشتری ارائه می‌دهد و می‌افزاید: «میزبان هم در خانه‌اش به روی اهالی باز است و هم مسئولیت اجرای مراسم را به‌عهده دارد و علاوه بر این مواد دیگر آبگوشت را نیز تامین می‌کند؛ موادی همچون آجیل آبگوشت شامل سیب‌زمینی، پیاز، گوجه خشک یا رب گوجه‌فرنگی و نخود آسیاب شده، ترخون، برگه زردآلو و برگه به.»

همه اهالی سهم دارند

پخت آبگوشت شریکی معمولاً از صبح آغاز می‌شود تا در زمان غروب برای صرف شام آماده باشد. بعد از پخت، هر فرد می‌تواند سهم گوشتی را که پیش‌تر نشانه‌گذاری کرده بود، از دیگ متعلق به خود برداشت کند. شهناز دریجانی ۵۸ ساله و سالی حداقل یک بار میزبان این مراسم می‌باشد. او ادامه می‌دهد: «یادم می‌آید که همسایه‌ها از صبح گوشت‌هایی را که به سیخ یا چوب زده بودند، به مادرم می‌دادند. عطر دلپذیر آبگوشت از خانه به کوچه می‌رسید و درست در نزدیکی غروب، آبگوشت برای شام حاضر می‌شد. هر خانواده‌ای بر اساس تعداد اعضای خود و گوشتی که تقدیم کرده بودند، ظرفی همراه می‌آوردند تا سهم خود را دریافت کنند؛ فرقی نمی‌کرد خانواده‌ای دو نفره باشد یا سه‌نفره یا حتی ده نفر و بیشتر.»

ماجرای گوشت رها در آبگوشت شریکی

رضاپور به مفهوم «گوشت رها» اشاره می‌کند و می‌گوید: «گوشتی که بدون نشانه در دیگ قرار می‌گیرد و متعلق به شخص خاصی نیست، گوشت رها نامیده می‌شود. این نوع گوشت برای کسانی در نظر گرفته می‌شود که گوشت نذری نتوانسته‌اند بیاورند یا توان مالی و شرایط مشارکت در مراسم را نداشته‌اند. بخشی از این گوشت به افراد کم‌برخوردار و فقیر روستا اختصاص داده می‌شود تا آنان نیز سهمی از غذای نذری داشته و بر سر سفره بیایند.»
دریجانی نیز توضیح می‌دهد که بخش دیگری از گوشت رها برای سالمندان یا بیمارانی که نمی‌توانند در مراسم حضور داشته باشند، ارسال می‌شود.
اصل ماجرای پخت آبگوشت شریکی بدین صورت است که نه تنها هر فرد سهمی از نذر خود را در غذا حفظ می‌کند، بلکه قسمت عمده آن به دیگران که امکان مشارکت نداشته‌اند، می‌رسد.

آیینی برای تمام فصول

پخت آبگوشت شریکی بم در اکثر طول سال و در چند نوبت برگزار می‌شود. رضاپور خاطرنشان می‌کند: «این آیین محدود به ماه محرم نیست. گاهی برگزاری آن با مناسبت‌های مذهبی هم‌زمان است و گاهی نیز به نذرهای فردی، نظیر نذر برای بهبودی یک بیمار، وابسته می‌باشد. علت ثبت ملی این آیین، ارتباط عمیق میان نذر فردی، همکاری جمعی و تقسیم غذاست.