بی‌توجهی به ماجرای محکومیت و زندان رحیمی و توجیه آن در کنار واکنش به بازداشت بقایی، این سؤال را برای اذهان عمومی ایجاد کرده است که چرا باید رئیس دولت‌های نهم و دهم این‌گونه با دوگانگی با چنین مسائلی، که تا حدودی ماهیتی مشابه‌ دارند، مواجه شود؟ آیا هدف او از جوسازی‌ها، بازگشت به رسانه‌ها و رسانه‌ای‌شدن یا در حقیقت مطرح‌شدن در شرایطی است که جناح‌ها و افراد به‌صورت غیرمحسوس قدم به مبارزات انتخابات پارلمانی گذاشته‌اند؟ آیا احمدی‌نژاد می‌خواهد به اطرافیان و حامیان خود این پیام را بدهد که هنوز حرف‌هایی برای گفتن دارد و درصدد است از فرصت به‌دست‌آمده برای بیان دیدگاه‌ها و نظریاتش و مقابله با مخالفان بهره گیرد؟ آیا رئیس دولت‌های نهم و دهم از آن بیم دارد که پس از رحیمی و بقایی نوبت او یا مشایی برسد و با خلوت‌شدن پیرامونش زمینه مساعدی برای دسترسی به این زوج مهیا شود؟ این واقعیت را باید پذیرفت و اسناد و شواهد نیز گویای این مسئله است که در دوران هشت‌ساله احمدی‌نژاد، به‌ویژه در چهار سال دوم، بسیاری موارد ناپسند نهادینه شد و دولت و دولتی‌ها سعی داشتند با حاشیه‌سازی و کتمان واقعیت، بر ناکامی‌ها و فسادی که فراگیر شده بود، سرپوش بگذارند و با بزرگ‌نمایی غیرواقعی به مسائلی دامن بزنند که واقعیت نداشت. در طول دو سالی که از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ٢٤ خرداد ١٣٩٢، می‌گذرد بارها مسائلی درباره اختلاس‌های کلان و سوءمدیریت‌ها افشا شد و یا از طریق مصاحبه‌ها و ارائه دلایل و مدارک انکارناپذیر درباره آنها روشنگری شده است. اگرچه هنوز هم آنها خود را پاک‌دست می‌دانند و سعی در فرافکنی دارند، اما آنچه بیش از همه آشکار است این مسئله است که با برملاشدن بیش‌ازپیش حقایق، دسترسی به حلقه مرکزی پیرامون رئیس دولت‌های نهم و دهم آسان‌تر شده است. البته این واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت که بخش عمده‌ای از تلاش‌هایی که از سوی احمدی‌نژاد و اطرافیانش صورت می‌گیرد با هدف بی‌اعتبار جلوه‌دادن اعمال غیرقانونی‌ای است که ریشه در فقدان عقلانیت سیاسی و مدیریتی دولت‌های نهم و دهم دارد که زمینه را برای سوءاستفاده‌ها هموار کرد. اکنون کسانی که در مرکز و کانون این حلقه قرار دارند از آن بیمناک هستند که با کنارزدن و افشای ماهیت اطرافیانش دسترسی به آنها آسان‌تر شود و در مظان اتهام قرار گیرند و ناگزیر به پاسخ‌گویی شفاف شوند. ازهمین‌رو در این شرایط که تلاش‌های این گروه برای تأثیر‌گذاری در انتخابات مجلس شدت گرفته است، روشنگری در زمینه اختلاس‌ها و کج‌دستی‌ها، لطمه‌ای اساسی به اعتبار آنها وارد کرده است و می‌تواند مظلوم‌نمایی این گروه را بی‌اثر کند و بر مشکلات‌شان در راه دستیابی به مجلس و انتخابات بیفزاید.