خبرگزاری مهر، گروه استانها- حمیدرضا عبدالمنافی: در خنکای هوای کوهستانی، عطر آرد تفتدادهشده به مشام میرسد، نشانهای است که یکی از خانوارهای ولایترود در حال تهیه حلواست. آرد گندم به آرامی بر روی شعله ملایم گرم میشود و دستهای ماهر زنان روستایی به تدریج آن را به رنگ طلایی در میآورند. سپس نوبت به اضافه کردن روغن محلی، شکر، دارچین و زنجبیل میرسد. فرمول تهیه حلوا در این روستا رنگ و بوی دلپذیرش را از ساعتها همزدن و زحمتهای دستسازانه به دست میآورد، نه از کارخانه یا قالبهای صنعتی.
در کنار حلوا، نان توتک و سایر نانهای محلی همچنان بر سفره قرار دارند؛ نانهایی که سادگی و عطر ویژهای دارند و sometimes با سبزی و sometimes با کنجد تهیه میشوند. لقمهای از این نان، با مقداری کره و سرشیر یا مربای آلبالو خانگی، مسافران را به خانههای سنتی این روستا میبرد. این خوراکیها فقط برای رفع گرسنگی تهیه نمیشوند، بلکه حافظه و تاریخ روستا را نیز در خود نگه میدارند.
ولایترود، که به روستای بدون کولر و پنکه معروف است و به خاطر آب و هوای خنکش شناخته میشود، در جاده کرج ـ چالوس و حدود ۷۵ کیلومتر بالاتر از شهر کرج قرار دارد. این روستای کوهستانی با زمستانهای برفی و تابستانهای ملایم، طبیعتی زیبا و سفرهای پر از طعم دارد؛ اما باز هم سؤالی برای اهالی مطرح است: در شرایطی که کار کمتر میشود، چه کسی در این روستا باقی میماند؟
حلوایی که جانشین شیرینیهای صنعتی میشد
سودابه و هاجر جعفری، دو خواهر اهل روستا، از افرادی هستند که هنوز طعم سنتی را زنده نگهداشتهاند. آنها میگویند که حلوای محلی در گذشته به جای شیرینیهای صنعتی در مراسمها و جشنهای خانوادگی بر سر سفره قرار میگرفت.
دستور تهیه این حلوا را با دقت یادآوری میکنند: آرد گندم را تفت میدهند، الک میکنند، روغن محلی و گاهاً روغن گیاهی را به آن اضافه کرده و آنقدر هم میزنند تا به رنگ تیره دست یابند. شکر و ادویههایی مثل گلاب، هل و زنجبیل در پایان به ترکیب افزوده میشوند.
براساس گفتههایشان، این فرآیند به هیچ وجه نباید با عجله صورت گیرد. بعضی از انواع حلوا در ولایترود ممکن است بیش از ۳ ساعت و نوع دیگر حتی تا هفت ساعت زمان ببرد. در دنیایی که همه چیز به سرعت آماده میشود، این صبر و حوصله خود یک سرمایه به حساب میآید. هر کسی که این حلوا را تهیه کند، دقیقا میداند چه مقدار زمان صرف آن کرده است.
خواهران جعفری همچنین به «نان پنجهکش» و خوراکیهایی مانند حلواهای کوهی، شیر، ماست، پنیر، کره و سرشیر اشاره میکنند. به روایت آنها، این محصولات به وضوح نشاندهنده زندگی روزمره روستاییان هستند و از نسلی به نسل دیگر انتقال یافتهاند.
پاتختی و دید و بازدید با طعم حلوا
حلوا در ولایترود فراتر از یک شیرینی صرف است و جزئی از سنن و آیینها محسوب میشود.
خواهران جعفری شرح میدهند که خانواده عروس برای مراسم پاتختی، حلوای محلی و نان توتک تهیه کرده و به منزل داماد میآورند.
پس از تولد نوزاد نیز، مهمانان با همان حلوا و نان شیرمال پذیرایی میشوند.
این آدابورسوم نشان میدهد که هدیههای ولایترود را نباید فقط در ویترین مغازهها جستجو کرد. هر ظرف حلوا داستانی دارد، از جشن تولد تا مراسم عروسی و از مهماننوازی تا پیوند میان خانوادهها. برای ساکنان روستا، حفظ این سنن به معنای نگهداری بخشی از هویت خود است.
گردو و آلبالو، محصولات باغهای ولایترود
روحالله کلهر، یکی دیگر از اهالی روستا، زمانی که درباره تولیدات و سوغات صحبت میکند، به باغها اشاره میکند. او بیان میکند که گردو، گیلاس، گلابی، سیب و آلبالو از جمله محصولات اصلی باغی ولایترود هستند. آلبالو و گیلاس در تابستان میرسند، گلابی در پایان شهریور و گردو در آغاز پاییز به ثمر میرسند.
او همچنین خاطرنشان میکند که گردوی روستا از کیفیت بالایی برخوردار است و محصولاتی مانند زردآلو یا توتفرنگی عمدتاً به سلیقه کاشته میشوند و جزء محصولات اصلی به حساب نمیآیند.
کلهر به فراوردههای زمستانی گذشته هم اشاره میکند. در سالهای سرد و برفی، اغلب ساکنان به پرورش دام میپرداختند و با پشم گوسفند، جوراب، کلاه، بلوز و شال کمر میبافتند.
او میافزاید که صنایع دستی ولایترود به اندازه برخی دیگر از شهرها گسترده نیست و تنها در چند خانه، گلیم و جاجیم بافته میشود. با این حال، تولیدات خانگی همواره بخش مهمی از زندگی مردم را تشکیل میدهد.
اگر نگاهی به سوغات ولایترود بیندازیم، تصویری واضح شکل میگیرد: حلوا و نان از سفره زنان روستا، لبنیات و مربا از خانهها و گردو و آلبالو از باغها. اینها ظرفیتهایی هستند که اگر به درستی دیده و حمایت شوند، میتوانند از سفره خانوادگی به بازارهای بزرگ منتقل شوند.
از معدن زغالسنگ تا پیست اسکی
کلهر نگاهی دیگر به سرنوشت روستا دارد و به معیشت اشاره میکند. او یادآور میشود که از سال ۱۳۱۸ تا ۱۳۴۸، برای نزدیک به سه دهه در منطقه گاجره، واقع در میان پیست دیزین و روستا، استخراج زغالسنگ انجام میشد و تعدادی از ساکنان در آنجا مشغول به کار بودند. پس از تعطیلی معدن، پیست اسکی به محل اشتغال بسیاری از مردم تبدیل شد.
بر اساس توصیف این جوان، شغلهای امروز در روستا ترکیبی از کشاورزی، باغداری، دامداری و همچنین مشاغل دولتی مانند دبیری و کارهای آزاد است. این به آن معناست که معیشت ولایترود به یک رشته خاص محدود نمیشود، اما به هر حال با طبیعت، فصول سال و حضور گردشگران پیوند خورده است.
نگرانی از مهاجرت؛ جوانانی که به دنبال نان هستند
در این شرایط، بحثها از ارائه طعمهای سنتی به مشکلات معیشتی حرکت میکند. خواهران جعفری با اشاره به هوای دلپذیر و مطبوع روستا، نگران افزایش مهاجرت در سالهای اخیر هستند. به گفته آنها، فقدان فرصتهای شغلی مناسب موجب شده که تعداد بیشتری از جوانان به دنبال کار و زندگی به شهرها، به ویژه کرج، بروند.
به اعتقاد آنها، توسعه گردشگری میتواند بخشی از مسئله را حل کند. هرچقدر که مسافران به اینجا بیایند، کسبوکارها تحریک میشوند؛ از فروش لبنیات و مربا گرفته تا سوغاتی و خدمات پذیرایی. اما کاهش فعالیت برخی مراکز گردشگری باعث شده تا این ظرفیت بخشی از کارکرد اقتصادی خود را از دست بدهد.
سودابه صید، دهیار ولایترود، نیز معتقد است که این روستا یکی از ظرفیتهای ارزشمند گردشگری در استان به شمار میآید.
او جمعیت روستا را بیش از ۲۵۰۰ نفر ذکر کرده و میافزاید که در زمستان با افزایش حضور گردشگران این تعداد تغییر میکند.
به گفته این مسئول محلی، با وجود مشکلات زندگی در مناطق کوهستانی، مردم روستا به زادگاه خود وفادار مانده و حفظ شغلهای جوانان از مهمترین چالشها برای ماندگاری روستا به شمار میآید.
صید اظهار داشت که شورا و دهیاری با همکاری مردم در تلاشند تا برای بهبود خدمات و حفظ طبیعت روستا اقدام کنند.
پیست دیزین؛ تقاضایی که از دل روستا برمیخیزد
اگر از ساکنان ولایترود بپرسید مهمترین خواستهشان چیست، پاسخها تقریباً یکسان است: پیست دیزین.
خواهران جعفری میگویند زمانی که پیست فعال بود، ورود گردشگران کسبوکارهای محلی را رونق میبخشید. اکنون اما تعطیلی یا اختلال در فعالیت این مجموعه تأثیر منفی بر کسبوکارهای وابسته به گردشگران و همچنین نگرانی خانوادهها را از آینده فرزندانشان افزایش داده است.
آنها از مسئولان استانی، استانداری البرز، فرماندار شهرستان کرج و نهادهای مربوطه درخواست دارند که به مشکلات زیرساختی رسیدگی کرده و شرایط بازگشت پیست به فعالیت را فراهم کنند.
دهیار روستا نیز حفظ و تداوم فعالیت پیست بینالمللی اسکی دیزین را به عنوان مهمترین خواسته ساکنان میداند؛ مجموعهای که به گفته او نقش بسزایی در ایجاد شغل و معیشت اهالی دارد.
کلهر، جوان روستایی، نیز با بیان ارتباط تاریخی سهدههای بین معدن و پیست، تأکید میکند که پیست برای ولایترود تنها یک مکان تفریحی به شمار نمیرود، بلکه ادامه راهی است که به تأمین معیشت و کارارتباط دارد.
درخواست اهالی، همانطور که خودشان بیان میکنند، پیچیده نیست. آنها خواستار توجه مسئولین به وضعیت پیست دیزین، رفع زیرساختهای ضروری و فراهمآوردن زمینۀ فعالیت مجدد آن هستند.
خواهران جعفری تأکید دارند که حمایت از گردشگری، تشویق تولیدات محلی و ایجاد فرصتهای شغلی میتواند جمعیت روستا را حفظ کند و از مهاجرت جوانان به شهرها جلوگیری کند.
در روستایی که حلوا را با ساعتها حوصله و صبر درست میکنند، اهالی به امید آن هستند که صبرشان به ثمر نشیند. آنها میگویند اگر پیست دوباره فعال شود و گردشگری با تولیدات محلی همسو گردد، برای جوانان فرصتهای شغلی فراهم خواهد شد؛ جوانانی که میتوانند در همین روستا حلوا بفروشند، لبنیات عرضه کنند، گردشگران را راهنمایی کنند یا فعالیتهای تجاری کوچکی را راه بیندازند.
آخرین خواسته ساکنان هم بسیار ساده است: میخواهند جوانانشان برای یافتن کار هرگز زادگاه خود را ترک نکنند.
نظرات کاربران