عصرهای شیرین پرویز مظلومی در سمت سرمربی گری استقلال در بهمن ماه ۱۳۹۰ و در دربی مشهوری که ایمون زاید با هت‌تریک خود در آن درخشش داشت، به آخر رسید. در این مسابقه، استقلال ابتدا با دو گل از رقیب دیرینه خود، پرسپولیس پیش افتاد، اما در نهایت با نتیجه ۳ بر ۲ شکست خورد.

در تاریخ ۸ آبان ۱۳۹۳ و تقریباً سه سال پس از آن نبرد، پرویز مظلومی تصمیم به شکستن سکوت خود گرفت و نظراتی را مطرح کرد که...

  • با توجه به آماری که در زمان مربی‌گری‌ام در استقلال به دست آورده بودم، منطقی نبود از این تیم جدا شوم. مظلومی با چهار پیروزی متوالی در دربی، تابستان ۸۹ بر صندلی سرمربی‌گری استقلال تکیه زد، در حالی که هیچ کس جرات چنین کاری را نداشت. حتی موفق به کسب عنوان قهرمانی در جام حذفی نیز شدم، اما...
  • فتح‌الله‌زاده، مدیرعامل وقت استقلال، از من برای لیگ دوازدهم برنامه خواسته بود و اعضای هیأت مدیره نیز تمایل به ادامه همکاری با من داشتند، اما در کمال ناباوری، همه چیز ظرف مدت ۲۴ ساعت فروپاشید! در مورد دلایل کنار گذاشتن من، خودم نیز کنجکاوم و انتظار دارم هیات مدیره وقت در این زمینه پاسخگو باشد.
  • در سال ۷۴ در عمان به عنوان سرمربی فعالیت می‌کردم که منصور پورحیدری با من تماس گرفت و دعوت کرد تا به عنوان دستیارش به استقلال برگردم. نمی‌توانید تصوری از ترفندهای من برای فسخ قرارداد و بازگشت به استقلال داشته باشید. من ۲۷ سال از عمرم را در این باشگاه گذرانده‌ام و در حقیقت هیچ طلبی از آن ندارم؛ زیرا مدیون استقلال هستم و موقعیت اجتماعی و اقتصادی‌ام را مدیون نام این باشگاه می‌دانم.
  • یک ماه مانده به پایان یازدهمین دوره لیگ برتر، عکسی در خبرورزشی از تجمع عده‌ای که خواستار رفتن من بودند منتشر شد! اما آن‌هایی که چنین کارهایی کردند، هواداران واقعی نبودند و فقط اهداف خاصی را دنبال می‌کردند. جالب است که یکی از همان افرادی که پلاکارد در دست داشت، بعدها به جرم کلاهبرداری به زندان افتاد!
  • در روزهای پایانی دوران مربی‌گری‌ام متوجه احساس ناخرسندی مهدی رحمتی شدم. وقتی از او دلیلش را جویا شدم، به من گفت که از طرف آقای ایکس به او گفته‌اند که بهتر است برای فصل آینده به دنبال تیم دیگری باشد چون آن‌ها قصد بازگشت دارند!
  • در آن دربی معروف بهمن ۱۳۹۰ که با نتیجه ۳ بر ۲ شکست خوردیم، می‌توانستیم برنده میدان باشیم، اما برخی اجازه ندادند چنین اتفاقی بیفتد. کافیست به گل‌هایی که پرسپولیس در آن مسابقه به ثمر رساند نگاه کنید؛ عده‌ای خیانت کردند تا بازی را ببازیم.
  • جالب اینجاست که به هنگام آغاز سرمربی‌گری من در استقلال در سال ۸۹، صمد مرفاوی نکته‌ای را به من یادآوری کرد که باید به آن گوش می‌کردم، اما خطای بزرگی انجام دادم و از آن غفلت کردم. او به من گفت که وقتی به استقلال می‌روی، حتی باید سنگفرش‌های باشگاه را تغییر دهی، اما من به او اعتماد کردم و نتیجه‌اش را به بدترین شکل ممکن مشاهده کردم.
  • بعد از ترک استقلال، به سرعت عکسم را از دیوار باشگاه پایین کشیدند. جالب اینجاست که عکسم را آوردند و به خودم تحویل دادند!
  • در سفر به ازبکستان برای مسابقات لیگ قهرمانان آسیا، شب قبل از مسابقه به من گفتند که احتمال کودتا توسط برخی بازیکنان وجود دارد! فتح‌الله‌زاده نیز در آن سفر حاضر بود و تک‌تک بازیکنان را فراخواند و به آن‌ها هشدار داد که اگر باختی پیش بیاید، مجازات سختی در انتظارشان خواهد بود. خوشبختانه بازی را دو بر صفر پیروز شدیم و امیدوارم خداوند مجازات آن‌ها را در نظر گرفته باشد.

بیشتر بخوانید :زمان استراماچونی داخل رختکن طلسم و جادو پیدا کردیم/ می‌گفتند با ادرار کودک دروازه را طلسم می‌کنیم!