طبق گزارش "ورزش سه"، با حضور مصطفی متدین به عنوان مدیرعامل جدید باشگاه استقلال، دوران سرپرستی علی تاجرنیا به پایان رسید. تاجرنیا که طی تقریبا ۴۴۰ روز به‌عنوان سرپرست مدیرعاملی و همچنین رئیس هیئت‌مدیره فعالیت می‌کرد، اکنون به کار خود در هیئت‌مدیره ادامه خواهد داد.

پس از اتمام این دوره، تاجرنیا گزارشی از دستاوردهای خود را برای رسانه آوای استقلال ارسال کرده است. در این گزارش، اقدامات صورت‌گرفته در زمینه‌های مدیریتی، ورزشی، اجرایی و توسعه رشته‌های غیرفوتبالی به‌تفصیل مطرح شده است.

یکی از جوانب مهم این گزارش، تبدیل استقلال از یک باشگاه متمرکز بر فوتبال به مجموعه‌ای فعال در رشته‌های متعدد ورزشی است. ارزیابی عملکرد تاجرنیا تنها به اقدامات مذکور محدود نمی‌شود؛ بلکه نتایج تیم‌ها، وضعیت مالی، پرونده‌های قضایی، میزان تحقق وعده‌ها و اثرات تصمیمات مدیریتی نیز در تحلیل کارنامه این دوره مدنظر قرار می‌گیرد.

گزارش منتشرشده، بازتابی از دیدگاه تاجرنیا در دوران سرپرستی خود در مدیریت باشگاه استقلال است و طبیعتاً اقداماتی که انجام شده را از منظر مدیریت آن دوران به تصویر می‌کشد. در ادامه، متن کامل گزارش ۴۴۰ روزه‌ای را که از سوی رئیس هیئت‌مدیره استقلال برای آوای استقلال ارسال شده است، می‌خوانید:

***حدود ۴۴۰ روز از روزی می‌گذرد که در ۲۴ مرداد ۱۴۰۴، مسئولیت سرپرستی مدیرعاملی باشگاه استقلال را پذیرفتم؛ مسئولیتی که از ابتدا قرار نبود برای من یک «مقصد» باشد. آن را بخشی از یک مسیر می‌دانستم؛ مسیری که باید در آن، هر مدیری سهم خود را در ساختن استقلالی بزرگ‌تر ایفا کند و روزی چوب این امدادی را به نفر بعد بسپارد.

اکنون که این دوره به انتهای خود نزدیک شده، بیش از آنکه بخواهم از عملکرد یک فرد سخن بگویم، تمایل دارم از مسیری بگویم که مجموعه باشگاه استقلال، هیئت‌مدیره، مدیران، کارکنان، مربیان، ورزشکاران و البته هواداران در کنار یکدیگر پیمودند.

*از «تیم استقلال» به «باشگاه استقلال»

اولین و مهم‌ترین هدفی که در این مدت دنبال کردم، تغییر نگرش به استقلال بود. استقلال نباید به صرف یک تیم فوتبال خلاصه شود. با این سابقه، گستره هواداری و سرمایه اجتماعی، باید به معنای واقعی کلمه «باشگاه» تبدیل شود؛ نهادی ورزشی که در آن فوتبال مردان، اگرچه حائز اهمیت و پرمخاطب‌ترین بخش است، تمام هویت باشگاه را شکل ندهد.

بنابراین، گسترش رشته‌های ورزشی آغاز شد و ساختار باشگاه نیز مطابق با این نگرش تغییر یافت. سازمان فوتبال، ورزش‌های قهرمانی غیرفوتبالی و ورزش زنان به‌عنوان حوزه‌های مستقل‌تر به فعالیت خود ادامه دادند.

در فصل گذشته، استقلال با احتساب آکادمی در ۱۴ رشته و با ده‌ها تیم فعالیت کرد و در فصل جدید نیز شاهد توسعه تا نزدیک به ۴۵ تیم در حدود ۳۰ رشته ورزشی بودیم.

اما از تعداد تیم‌ها که بگذریم، نتیجه این سیاست مشهود بود: نام استقلال دوباره در سالن‌های بسکتبال، فوتسال، والیبال، هندبال، کشتی و سایر رشته‌ها به گوش رسید؛ در شهرهای مختلف ایران، پرچم آبی به اهتزاز درآمد و دختران و پسران در رشته‌های مختلف، پیراهن استقلال را بر تن کردند. این همان معنایی است که من از عبارت «تبدیل تیم به باشگاه» در ذهن داشتم.

*استقلال، فراتر از تهران

هدف دیگر ما این بود که استقلال واقعاً «استقلال ایران» باشد. ورود به استان‌ها و شهرهای مختلف، از کازرون و زنجان تا قم، گنبد، جویبار، مشهد، کنگان، اراک، ایلام و زاهدان در استان محروم سیستان‌وبلوچستان و دیگر نقاط کشور، فقط یک توسعه جغرافیایی نبود. این حرکت، تلاشی برای بهره‌مندی از ظرفیت عظیم اجتماعی استقلال در کل کشور و در عین حال ایفا کردن بخش کوچکی از مسئولیت اجتماعی این باشگاه بود. قهرمانی استقلال کازرون در هندبال و استقلال قم در کشتی و… در نخستین تجربه حضور باشگاه در لیگ برتر، شاید یکی از زیباترین نمادهای همین دیدگاه باشد.

*هشت قهرمانی؛ محصول یک تصمیم

افزایش رشته‌ها تنها به افزایش تعداد تیم‌ها نینجامید. در نخستین فصل این تجربه، هشت تیم استقلال در رده‌ها و رشته‌های مختلف به عنوان قهرمانی دست یافتند و دیگر تیم‌های باشگاه نیز در رشته‌ها و رده‌های گوناگون افتخارات زیادی کسب کردند.

فوتبال بانوان استقلال نیز با نایب‌قهرمانی در لیگ دسته اول، به لیگ برتر صعود کرد؛ اتفاقی که از نظر من کم‌تر از یک قهرمانی ارزش نداشت.

این نتایج برای باشگاهی که تا مدت کوتاهی پیش تقریباً تمام تصویرش به تیم فوتبال مردان محدود شده بود، تنها چند جام نیست؛ بلکه نشانه تغییر یک الگو است.

*فوتبال؛ همچنان قلب استقلال

گسترش سایر رشته‌ها هرگز به معنای کم‌اهمیت شدن فوتبال نبود. فوتبال همچنان قلب تپنده استقلال است و خواهد ماند. در این دوره، تیم فوتبال بزرگسالان در فصلی که مسابقات متوقف شد، در صدر جدول قرار داشت و هنوز امیدواریم که قهرمان اعلام شود. تیم‌های پایه نیز به مسیر خود ادامه دادند و تیم بزرگسالان به‌عنوان یکی از نخستین تیم‌ها، تمرینات خود را آغاز کرد.

جام حذفی فصل قبل از آغاز مسئولیت من به‌عنوان سرپرست مدیرعاملی و در دوره مدیریت آقای علی نظری جویباری به دست آمد و درست و اخلاقی می‌دانم که هر دستاوردی به نام کسانی ثبت شود که در شکل‌گیری آن نقش داشته‌اند.

در کنار موفقیت‌ها، مشکلات نیز وجود داشت. بسته ماندن پنجره نقل‌و‌انتقالات یکی از تلخ‌ترین مسائل بود. برای حل این مشکل، تمام مسیرهای حقوقی ممکن پیگیری شد، اما نتیجه‌ای که انتظار داشتیم حاصل نشد. در مواردی نیز، به هواداران درباره احتمال باز شدن پنجره امید دادم که تحقق نیافت و در آن زمان مسئولیت سخن خود را پذیرفتم. گزارشی که صرفاً از موفقیت‌ها بگوید، گزارش کاملی نیست.

*بازگشت به آسیا

یکی از چالش‌های کلیدی در این مدت، احیای استقلال در جایگاهی بود که شایسته نام این باشگاه است. کسب مجوز حرفه‌ای برای حضور در لیگ برتر آسیا، پس از یک فرآیند طاقت‌فرسا، محقق گردید.

با وجود اینکه استقلال قادر به میزبانی مسابقات آسیایی خود در ایران نبود، برای جلوگیری از انتقال بازی‌ها به محل‌هایی که عملاً امتیاز میزبانی را از استقلال سلب می‌کرد، مذاکرات و پیگیری‌های مستمری انجام شد و در نهایت بصره به‌عنوان محل برگزاری دیدارهای خانگی استقلال انتخاب شد؛ شهری نزدیک به ایران که زمینه‌ساز حضور هزاران هوادار استقلال را فراهم می‌کرد.

برای من، استقلال فقط نماینده خودش در آسیا نبود؛ بلکه نماینده فوتبال ایران نیز محسوب می‌شد.

*ورزش زنان؛ از حاشیه به متن

یکی از بخش‌هایی که شخصاً از آن رضایت ویژه‌ای دارم، گسترش ورزش زنان در استقلال است.

در باشگاهی با میلیون‌ها هوادار زن، چندان جایز نبود که زنان در ساختار ورزشی باشگاه به اندازه این سرمایه اجتماعی سهمی نداشته باشند.

راه‌اندازی و توسعه تیم‌های بانوان در رشته‌های مختلف، قهرمانی فوتسال بانوان، قهرمانی بسکتبال بانوان، صعود فوتبال بانوان به لیگ برتر و حضور استقلال در رشته‌هایی مثل هاکی روی یخ، بخش از تلاشی بود که برای تغییر این وضعیت صورت گرفت.

امروز دختران ورزشکار بیشتری می‌توانند با لباس آبی استقلال در میادین حاضر شوند و من این را به عنوان یکی از ماندگارترین تحولات این دوره قلمداد می‌کنم.

*باشگاه فقط نتیجه مسابقه نیست

علاوه بر میدان مسابقه، تلاش شد تا ساختار اداری و حرفه‌ای باشگاه نیز تقویت شود.

مجمع عمومی باشگاه برگزار شد و صورت‌های مالی سال گذشته به تصویب رسید. فرآیند اخذ مجوز حرفه‌ای با موفقیت به انجام رسید. ساختارهای تخصصی جدیدی در زمینه فوتبال، ورزش قهرمانی و ورزش زنان شکل گرفت و سعی شد استقلال به سمت حکمرانی شرکتی، انضباط مالی، درآمدهای پایدار و ساختاری حرکت کند که از حضور یا عدم حضور یک فرد کمتر متاثر باشد.

*آکادمی، دانشگاه و کارخانه تولید

در حوزه آکادمی، همکاری‌های بین‌المللی نیز مورد توجه قرار گرفت و تفاهم‌نامه همکاری با مجموعه ورزشی صربستان در زمینه آموزش، تبادل مربی و ورزشکار و ایجاد زیرساخت‌های ورزشی به امضا رسید. تفاهم‌نامه‌های دیگری نیز شامل نئوبانک استقلال، سوپر اپلیکیشن هواداری و… در دست اقدام است.

بسیاری از این پروژه‌ها هنوز ناتمام مانده‌اند. به طور کلی عمل مدیریتی در باشگاهی نظیر استقلال هرگز به انتها نمی‌رسد. مدیر آینده باید آنچه را که درست بوده استمرار بخشد، نواقص را تکمیل نماید و اشتباهات را اصلاح کند.

*اما مهم‌ترین دستاورد؛ آرامش

با وجود همه این عددها، جام‌ها، تیم‌ها و ساختارها، اگر از من بپرسند مهم‌ترین دستاورد این ۴۴۰ روز چه بوده، احتمالاً پاسخ من هیچ‌کدام از آنها نخواهد بود. مهم‌ترین دستاورد، آرامش استقلال بود.

مدیریت استقلال بدون هوادارانش امکان‌پذیر نیست. این باشگاه میلیون‌ها صاحب احساس دارد. هر تصمیمی در مورد آن قضاوت می‌شود و هر شکست ممکن است میلیون‌ها نفر را ناراحت کند و هر خبر در مورد آن می‌تواند امواجی در فضای اجتماعی ایجاد کند.

در دوران‌های مختلف، اعتراضات و تنش‌هایی در پیرامون باشگاه استقلال به وجود آمده است. حتی پیش از آغاز مسئولیت من در سرپرستی، خود من نیز بخشی از همان اعتراضات بوده‌ام. اما از ۲۴ مرداد ۱۴۰۴ که مسئولیت اجرایی باشگاه را پذیرفتم، سعی کردم یک اصل را رعایت کنم: باشگاه را تحت تأثیر احساسات روزانه اداره نکنیم. گاهی سکوت کرده‌ایم؛ گاهی به حملات رسانه‌ای پاسخ نداده‌ایم؛ گاهی هزینه برخی تصمیمات را پذیرفته‌ایم و گاهی هم اشتباهات خود را به صراحت بیان کرده‌ایم. نتیجه امروز را باید در رفتار جامعه هواداری جست‌وجو کرد.

در روزهای اخیر مکرراً مشاهده کرده‌ام که حتی زمانی که صفحات یا کانال‌هایی با حمایت‌های مالی و هدفمند با ادبیات انتقادی علیه مدیریت باشگاه مطلب منتشر می‌کنند، بخشی قابل توجه از هواداران خود وارد گفت‌وگو می‌شوند، مقایسه می‌کنند، سؤال می‌پرسند و در برابر روایت‌هایی که منصفانه نمی‌دانند، واکنش نشان می‌دهند. من این را نه حمایت از شخص خاصی، بلکه نشانه‌ای از بلوغ و آرامش بیشتر فضای پیرامون باشگاه می‌دانم.

هیچ مدیری نباید انتظار داشته باشد که هواداران از او انتقاد نکنند. استقلال بدون نقد هواداران، حقیقتاً معنایی ندارد. با این حال، اختلاف نظر به‌هیچ‌وجه معادل بحران نیست.

اگر امروز در اختلاف‌نظر هستیم اما باشگاه در وضعیت تنش دائمی نیست؛ اگر شکست‌های ورزشی به فروپاشی مدیریتی تبدیل نمی‌شود؛ اگر هواداران در کنار رویکرد مطالبه‌گری، عملکرد کلی باشگاه را نیز مدنظر دارند، این سرمایه‌ای است که باید به‌دقت از آن مراقبت شود.

*هیچ‌کس مالک استقلال نیست

در این ۴۴۰ روزما نیز اشتباهاتی داشتیم؛ تصمیماتی که شاید اگر دوباره با آن‌ها روبرو شوم، به طریق دیگری آنها را اتخاذ نمایم. در آینده، سعی می‌کنم تا از آن‌ها آموخته و از تکرارشان جلوگیری کنم.

برخی کارها نیز آغاز شد که فرصت تکمیل‌شان مهیا نشد. اما یک باور ثابت بر من حاکم بود:

*هیچ مدیری مالک استقلال نیست. ما فقط برای مدتی امانتدار آن هستیم.*

مدیرانی با یکدیگر به سرعت می‌آیند و می‌روند و چوب امدادی را به نفر بعدی می‌سپارند. مهم این است که وقتی می‌روند، نقطه تحویل بهتر از آنچه باشد که آن را پذیرفته بودند.

قضاوت درباره این ۴۴۰ روز با من نیست. هواداران، رسانه‌ها و سرانجام تاریخ باشگاه در مورد آن قضاوت خواهند کرد. اما اگر بخواهم تمام این دوره را در یک جمله خلاصه کنم، می‌گویم:

تلاش کردیم استقلال را از «یک تیم» به «یک باشگاه» تبدیل کنیم؛ باشگاهی برای همه ایران، برای زنان و مردان، برای تهران و شهرستان‌ها، برای امروز و فردا؛ و در کنار تمامی جام‌ها و نتایج، استقلالی آرام‌تر، ساختارمندتر و بزرگ‌تر به نسل‌های آینده بسپاریم.

اگر در این مسیر موفقیتی حاصل شد، نتیجه کار یک فرد نبود؛ بلکه حاصل تلاش هیئت‌مدیره، مدیران، کارکنان، کادرهای فنی، ورزشکاران، حمایت سهامداران و مالک باشگاه و به‌ویژه، صبوری و همراهی هوادارانی بود که استقلال بدون آن‌ها معنایی ندارد. و اگر نقصی وجود داشت، باید مسئولیت آن را نیز پذیرفت.

۴۴۰ روز گذشت؛

اما استقلال برای همیشه پایدار خواهد ماند.

*علی تاجرنیا، سرپرست مدیرعاملی سابق و رئیس هیئت مدیره باشگاه استقلال*