به روایت خبرنگار مهر، برخی قهرمانان را نمیشود فقط با شماره مدالها و رنگ رنگ قابهایشان شناخت. واقعیت آنها زمانی دیده میشود که بازگشت به میدان از هر روز دیگری سختتر است؛ وقتی مسیر موفقیت دوباره از جایی آغاز میشود که گمان میکنی دیگر راه عبور نیست و هیچ چیز هم ضمانتشده در دسترس قرار نمیگیرد. حسن یزدانی در رقابتهای جهانیِ قزاقستان دقیقاً یکی از همین لحظههای سرنوشتساز را روایت کرد؛ لحظهای که در آن، یک انتخاب دشوار دوباره به قدرت تبدیل شد.
او برای این به مسابقه نیامده بود که صرفاً بار دیگر روی تشک قدم بگذارد. یزدانی قصد داشت بعد از ماهها دوری و تحمل مصدومیتی سنگین، بدن و ذهنش را در یک میدان واقعی و نفسگیر محک بزند؛ همان جایی که دیگر هیچ فرصتی برای آزمونوخطا وجود ندارد. تغییر وزن از ۸۶ به ۹۷ کیلوگرم، آن هم در شرایطی که باید در برابر نامهایی قد علم میکرد مثل عبدالرشید سعداللهیف، آرش یوشیدا، کایل اسنایدر و احمد تاجالدینوف، تصمیمی نبود که بتوان آن را ساده پنداشت. با این حال، یزدانی باز هم به مسیر سختتر دل بست.
در نخستین تجربههایش در این آوردگاه، نشانهها واضح بود؛ او همان کشتیگیر پرجنبوجوش و جنگندهای است که تا آخرین ثانیه برای تکتک امتیازها حاضر میماند. رقابت را با یک پیروزی قاطع آغاز کرد و در ادامه، در برابر آرش یوشیدا، کشتیگیری جوان و آماده از ژاپن قرار گرفت؛ جدالی که نزدیک و سنگین پیش رفت و نفسها را حبس کرد. در نهایت یزدانی در این نبرد شکست خورد؛ نتیجهای که میتوانست به شکل یک نقطه پایان، خیالِ رقابتهایش را در همان مقطع خاموش کند. اما او مسیر را متوقف نکرد و اجازه نداد یک لغزش، سرنوشتش را تعیین کند.
بار دیگر به تشک بازگشت، اما این بار با هدفی دقیقتر و حساستر: نبردی که تکلیف مدال برنز را روشن میکرد. حریف یزدانی احمد تاجالدینوف بود؛ قهرمانی که نامش برای هر کشتیگیری، خود به تنهایی یک آزمون بزرگ به حساب میآید و حضورش یعنی سختترین نوع مقاومت در برابر حریف. یزدانی اما با اتکا به همان خویِ مقتدرانه همیشگی، وارد میدان شد و با نتیجه ۵ بر صفر پیروز گردید؛ پیروزیای که برنز جهان را برایش رقم زد. مدالی که ارزشش فقط در نشستن روی سکو نیست، بلکه در واقع یادگاریِ تمام راهی است که برای رسیدن به آن پشت سر گذاشته؛ راهی که از تردید عبور کرده و به تصمیم رسیده است.
یزدانی؛ قهرمانی که حتی در صف رقبایش هم احترام میسازد
شاید ماندگارترین قاب این دوره از مسابقات همان لحظهای باشد که عبدالرشید سعداللهیف، بعد از کسب مدال برنز، به سمت یزدانی رفت و با او گرم گرفت. قهرمان پرافتخار روسیه؛ کسی که در کارنامهاش دو طلا از المپیک و شش طلا از جهان دیده میشود، کنار یزدانی ایستاد تا یک تصویر تاریخی شکل بگیرد؛ قاب دو قهرمانی که هر کدام به شیوه خود، سالها جنگیدهاند تا به قله کشتی جهان برسند. این فقط یک عکس یادگاری نبود؛ علامتی روشن از جایگاهی بود که در فرهنگ کشتی برای یزدانی وجود دارد. احترامی که به کشتیگیری تعلق میگیرد که چند بار از سختترین گردنهها رد شده و با انگیزهای تازه دوباره پا به میدان گذاشته است.
آرش یوشیدا، حریف ژاپنی یزدانی هم او را به عنوان نمونهای برای الگو گرفتن معرفی کرده است. این اتفاق، از آن جنس زیباییهای ورزش است که کمتر دیده میشود: قهرمانی که سالها برای دست یافتن به افتخار خون دل خورده، حالا به چراغ راه نسل تازه تبدیل شده است. نام یزدانی برای رقبایش فقط یک فرد یا یک حریف در جدول مسابقات نیست؛ نام کسی است که میتوان از مسیر او آموخت، حتی وقتی روز مسابقه دقیقاً روبهروی همان او قرار میگیری و میفهمی چرا ترس در چهره حریف، جای خود را به احترام میدهد.
سکوتی که سرانجام با کشتی پاسخ میگیرد
یزدانی در طول سالهای فعالیتش عادت نداشت به حاشیهها جواب بدهد. او نه به دنبال آن بود که برای هر انتقاد توضیح بتراشد و نه میخواست با حرفهای طولانی خودش را ثابت کند. معمولاً سکوت میکرد، و در همان سکوت میماند تا فرصت برسد؛ فرصتی که بند کفش را محکم ببندد و دوباره پا به تشک بگذارد؛ همانجا که کشتی، بهترین و صادقترین زبان اوست و پاسخها باید از حرکتها و نتیجهها بیرون بیاید.
شاید همین خصوصیت، اختلاف بزرگ او با بسیاری از قهرمانان باشد. شکست برای یزدانی معنای پایان ندارد. مصدومیت هرچند میتواند ماهها او را از میدان دور کند، اما نمیتواند آن میلِ بازگشت را از درونش پاک کند. در قزاقستان هم لازم نبود وعدههای بزرگ بدهد؛ همان حضور در وزن ۹۷ کیلوگرم و مبارزههایی که برای نشان دادن ارادهاش انجام داد، کافی بود تا همه چیز را به چشم ببینند.
او مسیرش را از ۷۰ کیلوگرم به ۷۴ رساند، در وزن ۸۶ سالها در کنار بزرگترین چهرههای کشتی جهان رقابت کرد و حالا در ۹۷ کیلوگرم، در جدالی مستقیم با مدعیان مدالهای جهانی ایستاده بود. چنین راهی فقط با زور بازو ساخته نمیشود؛ پشتش تمرینهای بیوقفه خوابیده، تحمل شکستها انباشته شده، دردهای گذر از روزهای سخت به تجربه تبدیل شده و مهمتر از همه، باور به ادامه دادن وجود دارد؛ باوری که اجازه نمیدهد چراغ خاموش شود.
حسن یزدانی در نهایت به طلای جهان دست پیدا نکرد، اما چیزی را به نمایش گذاشت که در هیچ ردیفِ جدول مدالها ثبت نمیشود: توانایی دوباره برخاستن. بعد از یک مصدومیت دشوار، در وزنی تازه مقابل قهرمانان بزرگ قرار گرفت، از شکست عبور کرد و با مدال برنز به خانه برگشت؛ بازگشتی که بیش از هر چیز از جنسِ اراده و اعتبار بود.
شاید هنوز داستان او تمام نشده باشد و شاید روزی دوباره فرصت ایستادن در بالاترین نقطه سکو برایش فراهم شود. با این حال، پیش از هر اتفاق آینده یک حقیقت روشن وجود دارد: حسن یزدانی برای ماندن در دل کشتی به هیچ توضیحی محتاج نیست. سالهاست حرفهایش را روی تشک میزند؛ دقیقاً همان جایی که در ورزش، قهرمان واقعی با عمل شناخته میشود.
نظرات کاربران