به نقل از ایسنا، بورس تهران در مهرماه ۱۴۰۵ یکی از تکاندهندهترین مقاطع خود را سپری کرد؛ ماهی که از همان ابتدای کار، ادامهدهنده روند صعودی شهریور بود، سپس در بخش میانی، با سرعت بیشتری به حرکت رو به بالا ادامه داد و در ادامه، همزمان با افزایش عرضه و چرخش در رفتار خریداران، با اصلاح و افتِ شاخصها روبهرو شد. با این همه، نوسانهای پراکنده نتوانست جهت کلی عملکرد ماهانه را بر هم بزند و در نهایت، بورس توانست بازدهی قابل توجهی را رقم بزند.
بر پایه بررسی روند شاخص کل، در پایان شهریورماه شاخص در محدوده هفت میلیون و ۱۶۷ هزار واحد قرار داشت. این نماگر در نخستین روز مهر، به هفت میلیون و ۲۵۷ هزار واحد رسید و سپس با عبور از سطحهای هفت میلیون و ۸۰۰ هزار واحد و همچنین عبور از مرز هشت میلیون واحد، در ۲۱ مهرماه تا محدوده هشت میلیون و ۴۶۰ هزار واحد جلو رفت؛ عددی که بهعنوان بالاترین سطح شاخص در این ماه ثبت شد.
اما از نیمه دوم مهر، مسیر رشد بازار یکدست و خطی نبود. پس از آنکه شاخص کل به سقف ماهانه رسید، در روزهای بعد فشار فروش کمکم جدیتر شد و روند صعودی وارد فاز عقبنشینی گردید. در نهایت، شاخص در آخرین روز معاملاتی مهرماه به حدود هشت میلیون و ۱۷۴ هزار واحد رسید.
برای سنجش کیفیت رشد بورس، نگاه صرف به شاخص کل کافی نیست. دلیلش هم این است که شاخص کل بهواسطه وزن بالاتر شرکتهای بزرگتر، ممکن است تحت تأثیر چند نماد شاخصساز دچار جهتدهی شود؛ در حالی که شاخص هموزن معمولاً تصویر شفافتری از وضعیت کلی شرکتهای بورسی ارائه میدهد.
در مهرماه، شاخص هموزن نیز بهطور کلی روندی افزایشی داشت، اما در برخی بازههای زمانی، رفتار آن با شاخص کل کاملاً یکسان نبود. این اختلاف مسیر، بهروشنی نشان میدهد که در بعضی روزها، فشار فروش بیشتر متوجه شرکتهای بزرگ و اثرگذار بر شاخص کل بوده، در حالی که شماری از شرکتهای کوچکتر و متوسط توانستهاند عملکرد متفاوتی ثبت کنند. البته باید تاکید کرد این وضعیت به معنای رشد یکپارچه همه نمادها نیست؛ بلکه بیشتر حکایت از تفاوت در ترکیب عرضه و تقاضا میان صنایع و شرکتهای مختلف دارد.
مروری بر روند بازار سرمایه در هفت ماه نخست سال ۱۴۰۵ هم نشان میدهد بورس پس از گذر از دورههایی که با توقف معاملات یا محدودیتهایی همراه بود، وارد فاز پرنوسان اما عمدتاً رو به رشد شده است.
در ماههای ابتدایی پس از بازگشایی بازار، شاخص کل با احتیاط حرکت میکرد، اما از خرداد ماه به بعد سرعت رشد افزایش یافت. آمارها نشان میدهد بورس طی ماههای اخیر بخشی از عقبماندگیهای پیشین را جبران کرده است؛ با این حال، این مسیر صعودی بیوقفه و بدون ترمز نبوده و اصلاحهای کوتاهمدت نیز در آن دیده میشود. بهطور مشخص افت شاخص در تیرماه نشان داد که رشدهای شتابدار، همیشه به معنی شکلگیری یک روند پایدار و قابل اتکا نیست.
در مجموع، عواملی مانند افزایش نرخ ارز، تشدید انتظارات تورمی، تغییر در ارزش جایگزینی داراییهای شرکتها و تلاش سرمایهگذاران برای جبران افت قدرت خرید پول میتواند به افزایش جذابیت اسمی سهام دامن بزند. با این وجود، برای قضاوت دقیق درباره عملکرد واقعی بورس، لازم است بازدهی بازار تنها با وضعیت اسمی سنجیده نشود و مقایسه آن با نرخ تورم و همچنین بازدهی بازارهای موازی انجام گیرد. یکی از مهمترین شاخصها در این ارزیابی نیز بررسی رفتار معاملهگران حقیقی و حقوقی و میزان انتقال نقدینگی میان این دو گروه است.
در جریان معاملات مهرماه، ارزش معاملات در روزهای مختلف عمدتاً در سطحی قابل توجه قرار داشت. برای نمونه، ارزش معاملات در ۲۶ مهر به حدود ۴۶.۶ همت رسید، در ۲۷ مهر به ۳۲.۹ همت کاهش یافت، در ۲۸ مهر دوباره به ۴۲.۸ همت رسید و در ۲۹ مهر نیز به حدود ۴۴.۷ همت رسید. افزون بر این، در برخی روزها تعداد معاملات از مرز یک میلیون فقره عبور کرد.
این ارقام نشان میدهد بازار فعال بوده و حجم جابهجایی سهام قابل توجه است؛ اما صرفاً بالا بودن ارزش معاملات نمیتواند بهتنهایی نشانه ورود سرمایه تازه یا افزایش اعتماد سهامداران حقیقی تلقی شود. از طرفی، حضور حقوقیها در سمت خرید ممکن است در برخی مقاطع به برقراری تعادل میان عرضه و تقاضا کمک کند، با این حال، این حمایت لزوماً به معنای بازگشت یک تقاضای پایدار از سوی سرمایهگذاران خرد نیست.
در نهایت، مهرماه برای بورس تهران از منظر بازدهی شاخص کل، ماهی مثبت محسوب میشود؛ اما ورود به جزئیات معاملات نشان میدهد که نمیتوان تنها با اتکا به رشد بیش از ۱۴ درصدی شاخص کل، درباره شکلگیری یک روند صعودی پایدار و بیریسک سخن گفت.
به نظر میرسد ادامه مسیر افزایشی در بازار سرمایه نیازمند محرکهایی فراتر از رشد صرف قیمت اسمی سهام است؛ محرکهایی مثل ثبات در سیاستگذاریهای اقتصادی، روشن شدن و پیشبینیپذیرتر شدن متغیرهای کلان، بهبود وضعیت سودآوری شرکتها و مهمتر از همه، بازگشت اعتماد سرمایهگذاران حقیقی.
در واقع، چالش اصلی بورس در ماههای پیش رو این است که آیا رشد شاخصها میتواند به مشارکت گستردهتر عمومی و ورود نقدینگی تازه منجر شود یا اینکه بازار پس از پشت سر گذاشتن یک دوره صعود، دوباره گرفتار نوسانات و فشار فروش خواهد شد.
انتهای پیام
نظرات کاربران