باشگاه تراکتور در همان ابتدای ماجرا خیلی سریع عقب نشست و با همان شیوه همیشگی مدیریت در فوتبال ایران، اساساً ماجرا را انکار کرد! با این حال، واقعیت تغییری نکرده و همچنان ما در پایانِ این آزمون، بازنده بودیم.
یکی از عادتهای شناختهشده در شیوه اداره فوتبال ما این است که مدیران، پس از هر اشتباه و هنگامی که موضوع «بیخ پیدا کرد» و پای رسانهها به میان آمد، ناگهان همهچیز را از ریشه تکذیب میکنند! اگر هم اوضاع آنطور که میخواهند پیش نرفت، توپ را به زمین یکی دیگر میاندازند و گردنِ هر کسی میگذارند، بهجز همین بزرگواران. زمانی بود که تا یک دو دهه پیش، بار عمده اشتباهات را بر دوش خبرنگاران و رسانهها میگذاشتند؛ اما حالا که به مدد پیشرفت تکنولوژی، صدا و تصویر هم ضبط میشود، باز همان قصه قدیمی با نامهای تازه تکرار میشود؛ از فتوشاپ و دیپفیک گرفته تا اینکه «پای هوش مصنوعی» به میان بیاید!
با توجه به اینکه حضور این مدیران در پیکره فوتبال همچنان ادامهدار است، باید آرزوی رشد و امید به تغییر را برای همیشه کنار گذاشت! آنها اصولاً راه دیگری برای مدیریت یاد نگرفتهاند و طبعاً هم از تاریخ و تجربههای تلخ درس نمیگیرند. کافی است به اتفاقی که همین اواخر در حرفها و مصاحبههای مالک، مدیرعامل و سرمربی تراکتور دیده میشود نگاه کنید؛ عدم حضور در آسیا، دقیقاً با همان الگو و همان مضمون ماجرای دو دهه قبل استقلال، یعنی باشگاه محبوب هر سه نفر.
استقلال در لیگ پنجم قهرمان شد و راهی آسیا گردید. امیر قلعهنویی هم که همزمان هدایت تیم ملی را پذیرفته بود، به عنوان رئیس سازمان فوتبال باشگاه معرفی شد و صمد مرفاوی به عنوان دستیار او، سرمربی تیم شد. از اعلام فهرست تیمها زمان زیادی گذشته بود و بعد از آن، وقتی رسانهها این موضوع را افشا کردند، قلعهنویی جملهای بر زبان آورد که حالا دیگر در حافظه تاریخی فوتبال مانده است: «فوقش جریمهاش را میدهیم!»
استقلال را از همین زاویه ساده از حضور در آسیا حذف کردند؛ چون هر جا دنیا هم بودند، قرار بود مشخص شود چه کسانی مسئول ماجرا هستند و دیگر نتوانند به فوتبال بازگردند. اما دوستانِ ما، با همان روش رایج داخلی—با همان خرید هدیه و بردن پسته و قالیچه به مالزی—میخواستند هم جمعوجورشان کنند و هم سر و ته ماجرا را برسانند، در حالی که از همان ابتدا وعده موفقیت هم میدادند! حالا هم به سخنان و مواضع افرادی که در تصمیمگیری تراکتور نقش دارند توجه کنید: شخص زنوزی به عنوان مالک، طی این سالها تقریباً به اندازه همه کسانی که در فوتبال ایران تهدید کردهاند از لیگ کنار بکشند، همین تهدید را تکرار کرده؛ جواد نکونام هم بعد از اتفاقات بازی پیشین، صریح گفته اگر مشکل سفرهای ما حل نشود، تیم امید را به میدان خواهند فرستاد. حجت کریمی هم طی همین حدود ده روز، بارها و بارها مصاحبه کرده؛ از انصراف گفته تا حضور بازیکنان امید را هم تکرار کرده.
انگار قرار نیست این تیم—یعنی تراکتور—به عنوان نماینده ایران، پرچمدار آبروی فوتبال کشورمان باشد. یعنی اگر هر اقدامی انجام بدهد، باز هم باید به حساب ایران و ایرانیها نوشته شود. کنارهگیری یک باشگاه از تورنمنتهای معتبر و درجه یک قارهای، تبعاتی جدی دارد؛ محرومیت چندساله هم در پی میآورد و این همه، در شرایطی رخ میدهد که از همان اول فصل، برنامه مسابقات روشن بود و محرومیتهای مرتبط با ایران هم از قبل کاملاً مشخص!
با این حال، دوستانی که در فضای داخلی عادت کردهاند برای رسیدن به خواستههایشان مدام از تهدید استفاده کنند، تقریباً داشتند با اشتباه گرفتنِ قواعد مدیریت بینالمللی با مدلهای داخلی، کار را برای همه سخت میکردند! اما چون به «زمین سفت و سمبه پرزور» برخوردند، باز هم به همان راه قدیمی برگشتند: منکر ماجرا شدند. در نتیجه، کریمی روی آنتن تلویزیون گفت: «هرگز صحبت از کنارهگیری نبوده!» و نکته جالب اینکه در همان صحبتها دوباره کلی از حاجآقا زنوزی تعریف کرد که ایشان «تحت هر شرایطی» تیم را روانه مسابقه میکند!
انگار بدیهیترین وظیفه یک مدیر یا مالک باشگاه، همین اعزام تیم به رقابتها نیست! دوستان ما کاری را که باید انجام دهند، به شکل منت و لطف معرفی میکنند و بعد هم انتظار دارند فوتبال و فوتبالیها قدردانشان باشند. غافل از اینکه در دنیای امروز، همه چیز—مصاحبهها، واکنشها، و حتی جزئیات—در سطح بینالمللی رصد میشود. کلیت این ماجرا از نگاه خارجیها، مدیران afc و حتی فوتبالدوستان خودمان هم از همان ابتدا در دو حالت بیشتر نبود؛
یا اگر تهدید عملی میشد و تراکتور از رقابتها انصراف میداد، فوتبال ایران و کل باشگاهها جریمه و محروم میشدند. یا اگر روشن میشد این تهدید، پوچ و توخالی بوده—چیزی که ما از اول میدانستیم همینطور است!—آنوقت جایگاه و اعتبار و «تخصص» همین مدیران برای بقیه هم دقیقاً روشن میشد. و دقیقاً همین اتفاق هم افتاد. پس از این به بعد، دیگر کسی قرار نیست به حرفهای این مدیران و حتی به کشوری که نمایندهاش هستند، حساب ویژهای باز کند.
البته که این ماجرا بسیار تلخ است و همه ما آرزو میکنیم کاش هیچوقت به اینجا نمیرسید. اگر از همان روز اول، و بعد از اولین زیادهخواهی، با هر کس در هر جایگاه به شکل درست برخورد میشد—یا اگر همین حالا هم چنین کنند—شاید اصلاً کار به جایی نمیکشید که حالا خیلیها احساس کنند فوتبال و آبروی ایران، تبدیل شده به گروگانِ عدهای که با بهانه همین اتفاقها میخواهند کار خودشان را پیش ببرند.
بیشتر بخوانید: حجت کریمی: به تراکتور فحش دادند، امتیاز هم گرفتند/ از لیگ نخبگان کنارهگیری نمیکنیم و جواد نکونام را هم کنار نمیگذاریم +ویدیو
نظرات کاربران