کشتی آزاد ایران با این همه پشتوانه، با چنین انبوهی از استعدادها و قهرمانان، و با این ظرفیت عظیم، قرار نیست در رقابتهای قهرمانی جهان فقط به «حاضر بودن» اکتفا کند و همان چند مدال پراکنده هم برای آرامکردن افکار عمومی کفایت کند.
درست است؛ امیرحسین زارع طلای جهان را به دست آورد و پرچم کشورمان را به اهتزاز درآورد؛ اتفاقی که بیتردید شایسته ستایش و قدردانی است. اما باید تاکید کرد که افتخار زارع نباید تبدیل به دستاویزی شود برای نادیده گرفتن دیگر اتفاقات و نتایجی که در سایر بخشهای تیم رخ داده است.
کشتی آزاد تنها نام امیرحسین زارع نیست. وقتی حسن یزدانی و رحمان عموزاد، با وجود تواناییها و سابقهای که دارند، از رسیدن به فینال بازمیمانند، جای یک پرسش جدی باقی میماند: آیا در برنامهریزی فنی، در آنالیز حریفان و در مدیریت جریان مسابقات، آنچه باید انجام شده بود؟
مردم که پای ورزش میایستند، فقط به یک طلا فکر نمیکنند. انتظار عمومی این است که تیم ملی ایران در همه وزنها، با عزم قهرمانی وارد میدان شود و برای هدفش بجنگد؛ نه اینکه در برخی اوزان، نتیجهها به شکل قابل انتظار رقم بخورد و در نهایت به یک مدال بسنده شود.
طلای زارع، ارزشمند و قابل احترام است؛ اما قرار نیست توان یا ناکامیِ احتمالی سایر اوزان پشت آن پنهان شود. موفقیت یک کشتیگیر نباید سپری برای بررسی دقیق نقاط ضعف، ایرادهای احتمالی و عملکرد کلی کادر فنی شود.
آقای درستکار! کشتی آزاد ایران فقط مربوط به یک فصل یا یک مقطع نیست. این رشته تاریخ و اعتبار گستردهای دارد. جایگاه ایران در کشتی جهان، جایگاهی نیست که ما بخواهیم با یک مدال طلا، به همان مقدار بسنده کنیم و از کنار دیگر نتایج با بیتفاوتی عبور کنیم.
مردم دنبال بهانه نیستند؛ آنها دنبال پاسخ و نتیجهاند. اگر عملکردی در میدان شکل گرفته، باید روشن و شفاف توضیح داده شود و اگر مسیر اصلاح میخواهد، زمانش همین حالاست.
کشتی ایران بزرگتر از آن است که تنها با نام هر مربی سنجیده شود. هیچ مدالی نباید مانع یک نقد منصفانه و دقیق نسبت به عملکرد کادر فنی شود؛ نقدی که هدفش کمک به بهتر شدن است، نه کوچک کردن یا نادیده گرفتن افتخارات.
نظرات کاربران