بهطور مثال جمهوری اسلامی در این روزها میگوید مردم ایران میخواهند کشور از انپیتی خارج شود تا دیگر بهانهای برای ورود بازرسان سازمان جهانی انرژی اتمی به مراکز هستهای در دست دیگران نباشد.
ازسوی دیگر دیروز برخی مقامهای نظامی و سیاسی با استناد به گفتههای مقام رهبری از پاسخگویی به دشمن بدون لحاظکردن مرزهای جغرافیایی سخن گفتهاند و از این برگ تازه روشده برای بازداشتن حمله آمریکا استفاده میکنند.
اسلامی پیش از این نیز گفته که اخلال در فعالیت کابلهای اینترنتی کار گذاشته شده در زیر آبهای خلیجفارس را در دستور کار قرار داده است. ازسوی دیگر خبرهایی منتشر میشود که آمریکاییها سلاحهای تازهای به منطقه آوردهاند و کشورهای عرب در آمادگی رزمی بهسر میبرند.
واقعیت این است که اگر دو نظام سیاسی بهسوی صلح نروند و جنگ را بر صلح ترجیح دهند منطقه و نیز مردم ایران و این سرزمین تاریخی با پیامدهای ناشناس مهیب روبهرو خواهند شد. آینده منطقه درصورت جنگ ضربتی از سوی آمریکا و اسرائیل یا جنگ فرسایشی ایرانیان را در وضعیت بدتری قرار خواهد داد.
چیزی که در این وضعیت دلهرهآور به فراموشیسپرده شده، دیدگاه شهروندان ایرانی است به این معنا که هیچ نهاد مدنی یا حکومتی در جمهوری اسلامی تا امروز درباره شرایط پیشرو از مردم نظرسنجی کارشناسانه و غیرحکومتی درخصوص آینده نداشته یا گزارشی ارائه نکرده حتی اگر این اتفاق افتاده باشد نتایج آن برای ایرانیان بازگو نشده است.
شاید پرسیده شود کدام کشور در شرایط جنگی از مردم درباره جنگ سنجش میکند؟ برخی نزدیکان به بالاترین نهاد قدرت سیاسی طرح این مساله را نیز جایز نمیدانند و ضرورتی هم برای انجام این کار احساس نمیکنند و طرحکنندگان را نیز هممسیر با نیروهای خارجی معرفی میکنند.
واقعیت اما این است که نقش شهروندان در این روزهای حساس که نمیدانند جنگ میشود یا نه و نمیدانند جنگ اخیر چه آسیبهایی به کشور زده، میتوانند با بیان خواستههای خود در نظرسنجی به ادارهکنندگان جنگ کمک کنند.
اگر شهروندان موافق ادامه جنگ باشند که نهادهای حاکمیتی بدون لکنتزبان و بدون تردید جنگ خواهند کرد اما اگر شهروندان مخالف جنگ باشند نهادهای حاکمیتی از آن بهمثابه برگ برنده برای کشیدن دندان هیولای جنگ استفاده خواهند کرد. به هرحال برای آینده ایران نقش و سهم مردم با مشارکت واقعی تامین خواهد شد. سهم مردم را در معادلات نادیده نگیریم.
نظرات کاربران