به گزارش "ورزش سه"، برای نسل فوتبال‌دوستانی که در دهه 1350 متولد شده بودند و در دهه‌های بعد به سراغ نشریات ورزشی و برنامه‌های هفتگی صدا و سیما می‌رفتند، نام حمید علیدوستی به عنوان یک چهره بزرگ و معتبر در خاطرها باقی مانده است.

در آن ایام، روزنامه‌ها به جنبه‌های مختلف شخصیت او نمی‌پرداختند، اما کیفیت بازی‌اش در میدان و حضور همیشگی‌اش در تیم ملی کم طرفدار، به تنهایی برای جلب توجه کافی بود. علاوه بر این، موفقیت او در به ثمر رساندن گل‌ها باعث می‌شد که نشریات ورزشی مانند دنیای ورزش و کیهان ورزشی، گهگاه تصاویری از او را منتشر کنند؛ موضوعی که به تبدیل شدن او به الگویی برای بسیاری جوانان آن زمان کمک شایانی کرد.

کریم باقری، یکی از علاقه‌مندان و کاپیتان تیم ملی، که خود از لحاظ شخصیت و رفتار به حمید علیدوستی شباهت‌های زیادی دارد و همچنین در میان جامعه فوتبال ایران مورد احترام و محبت است، پس از اطلاع از درگذشت حمید علیدوستی، در یادداشتی برای ورزش سه، اندوه خود را از دست دادن این شخصیت برجسته فوتبال ایران ابراز می‌کند:

یک روز بعد از تهران، هر یکشنبه، باید به دکه روزنامه‌فروشی می‌رفتی تا هفته‌نامه‌های معروف آن زمان مانند دنیای ورزش و کیهان ورزشی را از دیگران خریداری کنی. خانواده ما عاشق فوتبال بودند و من با مطالعه مطالب مربوط به بازیکنان ملی‌پوش دهه 1360 بزرگ شدم و همه آنها را دوست داشتم. در فرصت‌های کمی که بازی‌های آنها را بر روی تلویزیون کوچک 14 اینچی توشیبا می‌دیدم، هر لحظه را در ذهنم حک می‌کردم.

سال‌ها بعد که برای دیدن رقابت‌های باشگاهی تهران به میدان رفتم، برایم سخت بود که خودم را به حمید علیدوستی برسانم و بگویم که تماشای بازی‌ها و گل‌های او چقدر مرا و هم‌نسلانم را به موفقیت در فوتبال و تقلید حرکاتش ترغیب کرده است.

حمید خان در آن زمان به تیم سایپا منتقل شده بود. جالب اینجاست که ما نیز پیراهن یکی از باشگاه‌ها را به تن کرده بودیم. او مدتی در تیم کشاورز بازی کرد و من نیز به عنوان اولین باشگاه تهرانی‌ام بعد از تراکتور به تیم کشاورز پیوستم. حمید خان از کشاورز به سایپا رفت و در دو فصل متوالی قهرمان لیگ ایران شد و در آن زمان من خود را برای پیوستن به پرسپولیس آماده می‌کردم. بیشتر بازی‌های ما در ورزشگاه شیرودی برگزار می‌شد که قبلاً متعلق به بازیکنان بزرگی چون حمید علیدوستی، ناصر محمدخانی، شاهرخ بیانی، مجید نامجومطلق، محمد پنجعلی و... بود.

این بازیکنان نسلی بودند که با وجود چالش‌ها و شرایط جنگی، توانستند فوتبال را حفظ کنند و آن را به نسل‌های بعدی منتقل کنند. آن‌ها می‌توانستند قهرمان جام ملت‌ها شوند و به رقابت‌های جام جهانی راه یابند، اگر شرایطی که ما در آن زمان داشتیم، بهتر بود. با این حال، حتی در آن شرایط، حمید علیدوستی کار بزرگی انجام داد و در بوندس liga دو برای دو تیم به میدان رفت. آن زمان تنها یک بازیکن خارجی می‌توانست جذب شود و استخدام یک بازیکن ایرانی، فراتر از کار بزرگی بود که نسل بعدی لژیونرها، از جمله خود من، به آلمان می‌رفتند.

حمید خان کم‌حرف و دور از محافل فوتبالی بود، اما هر بار که همدیگر را می‌دیدیم، دقایق لذت بخشی را با هم گذراندیم. او احتمالاً یکی از باکلاس‌ترین فوتبالیست‌هایی است که فوتبال ایران به خود دیده، چه از لحاظ بازی و چه از منظر سایر ویژگی‌هایی که درباره‌اش صحبت می‌شود. از اینکه اخیراً از کتابخانه بیرون آمده و وقت بیشتری را در زمین فوتبال با باشگاه چادرملو سپری می‌کند، بسیار خوشحالم. چند باری ویدیوهایی را هم دیده‌ام که در آنها از بیماری‌اش صحبت کرده و بازیکنان چادرملو را به مبارزه فراخوانده، و این، احترام من را نسبت به او دوچندان کرد. ای کاش زندگی‌اش طولانی‌تر می‌بود و از دیدار و گفت‌وگو بیشتر با او محروم نمی‌شدیم.

با این همه، حمید علیدوستی برای من همچنان بازیکنی است که هیچ‌گاه نمی‌توان او را جایگزین کرد. او می‌تواند به عنوان یک الگوی واقعی برای تمام فوتبالیست‌هایی باشد که شاید امروز آنچنان که شایسته است، در دل مردم جا ندارند.

روحت شاد حمید خان.