طبق گزارش خبرآنلاین، محمد طبیبیان، اقتصاددانان در گفتگو با روزنامه اعتما د، در مورد مدیریت اقتصاد کشور بدون وابستگی به نفت را بررسی کردهاند.
در ادامه، بخشهایی از این گفتگو را میخوانید.
با توجه به شرایط بحرانی کشور، یکی از رویکردهای جدی که این روزها مطرح است، مدیریت کشور بدون درآمدهای نفتی است. آیا در وضعیت کنونی این سیاست قابل اجراست؟
بله، مدیریت مملکت بدون نفت ممکن است، اما بدون حکمت نمیشود. بسیاری از کشورها توانستهاند بدون تکیه بر درآمدهای نفتی اقتصاد خود را اداره کنند. ژاپن، کره جنوبی، ویتنام، سنگاپور و مالزی نمونههایی از کشورهایی هستند که میتوان تجربیات اقتصادی آنها را مورد بررسی قرار داد. چین نیز در راهنمایی توسعه اقتصادی خود از مدل اقتصاد آزاد مبتنی بر صادرات استفاده کرده و نباید موفقیت آن را فقط به وجود منابع طبیعی نسبت داد. بنابراین مسئله اصلی ایران این نیست که آیا بدون نفت میتوان اقتصاد را مدیریت کرد یا خیر؛ زیرا الگوهای متعددی از کشورهای موفق در این زمینه وجود دارد. مسئله اصلی، وجود عقل و توانایی لازم برای اداره جامعه، سیاست و اقتصاد است.
در طول تاریخ ایران، اندیشهای که بتواند مبانی اداره کشور، سازماندهی اقتصاد و مدیریت جامعه را به طور علمی و منسجم تبیین کند، به اندازه حداقل هم شکل نگرفته است. درحالیکه در حوزه ادبیات و شعر چهرههای برجستهای بسیاری داشتم. به تاریخ نظر کنید؛ در بسیاری از دورهها، حکومت دست اقوام مهاجم بوده و تنها در مقاطع محدود استثنایی در اختیار ما بود. این سابقه تاریخی را میتوان در کنار نقص سنتهای فکری و نهادی در مدیریت کشور بررسی کرد. بنابراین بدون نفت کشور را میتوان اداره کرد؛ اما بدون حکمت نه. چنانکه گفتم، حکمت امروز به معنای علم است. البته «فردوسی» وقتی از خرد صحبت میکرد، معنای خاصی از آن را مدنظر داشت، اما امروز وقتی از عقل و خرد در مدیریت کشور صحبت میکنیم، منظورمان استفاده از علم و اصول علمی در اداره امور است. نمیشود با سخنان زودگذر و غلوآمیز مشکلات اقتصادی را حل کرد.
فقط کافی است نگاهی به تجربه کشورهای موفق بیندازیم؛ این کشورها برای توسعه اقتصادی، نیروهای متخصص و آموزشدیده تربیت کردهاند و در بخشهای مختلف اقتصاد از دانش کارشناسی بهره گرفتهاند. این کشورها در حوزههایی مانند بانکداری، تجارت، تولید و سازماندهی بازارها از نیروهای متخصص کمک گرفتهاند و برای هر بخش، دانش و تخصص مرتبط را بکار گرفتهاند. موفقیت اقتصادی این کشورها حاصل فعالیتهای علمی، سازمانیافته و مبتنی بر اصول علم اقتصاد بوده است؛ در حالی که در ایران، فرهنگ رایج «خردستیزی» است. سیاستگذاران، خردستیز بودهاند. اقتصاد، مانند هر علم دیگر عقلانیت سازمانیافته و ساختارمند دارد و براساس عقلانیت پیش میرود.
برخی مدعی هستند که اصول علم غربی در اینجا کارایی ندارد. این واقعیت ندارد؛ زیرا این علم به درستی درک نمیشود. وقتی سیاستگذاریها برخلاف اصول علم اقتصاد انجام شود، نمیتوان انتظار داشت نتیجه مطلوبی حاصل شود. اگر قانونی برخلاف اصول و مبانی علم اقتصاد تنظیم شود، بهطور طبیعی نمیتوان انتظار بهبودی در عملکرد اقتصادی را داشت. این مسئله در سایر حوزههای مدیریت کشور نیز وجود دارد. بررسی قوانین اقتصادی موجود، چندین قانون مانند قانون عملیات بانکی بدون ربا نمونهای از قاونی است که دقیقاً با اصول علم اقتصاد تعارض دارد. نمیتوان با تدوین قوانینی که با اصول علمی اقتصاد سازگار نیستند، انتظار داشت عملکرد نظام اقتصادی بهبود یابد. سیاستگذاری اقتصادی باید بر اساس اصول علمی و سازوکارهای واقعی اقتصاد صورت گیرد، نه اینکه با عوض کردن عناوین و شکلبندیهای قانونی، مسائل بنیادین اقتصاد نادیده گرفته شوند. عقلانیت به معنای مطرحشده نیست، نه در اقتصاد و نه در سیاست داخلی و خارجی. برای مثال، به عملکرد محمود احمدینژاد و آغاز تحریمهای جدید در دوران او نگاه کنید. تحریمهایی که بسیاری از آنها تا سالهای متمادی برکت خواندهدصد> شدند. بنابراین اگر بخواهیم بدون نفت کشور را مدیریت کنیم، میتوانیم؛ اما بدون بهرهگیری از روشهای عقلی نمیشود. عقل یعنی استفاده از علم. هر دولتی که بخواهد چنین کاری انجام دهد، باید از اقتصاددانانی که در ایران حضور دارند و توانایی ارائه راهنمایی و راهحل دارد، استفاده کند.
سهم اقتصاددانان در شکلگیری شرایط کنونی چقدر بوده؟ چراکه سیاستگذاران در هر دورهای مدعی بودند با اقتصاددانان مشورت کردند.
در تمام سالهای اخیر سیاستگذاران به جای استفاده از دانش معتبر اقتصادی، تلاش کردند برای پیشبرد سیاستهای از پیش تعیینشده و توجیه خود کردن. در برخی موارد، به جای اینکه سیاستگذاران به سراغ دانش و تجربه معتبر جهانی روند و تصمیمات خود را بر اساس آن اصلاح کنند، افرادی به کار گرفته میشوند که فقط تصمیمات و نظریات موجود را تأیید کنند. در واقع یک تعداد اقتصاددانان که فقط به طرحهای مطلوب توجه کرده اند و ایدههای مناسب را پیشکش کرده و این موضوع زیر سوال است. در نتیجه، سیاستگذاری سازگاری با واقعیتهای اقتصادی را مبتنی بر پیشرفتهای علمی نباید نادیده گرفته شود.
17302
نظرات کاربران