به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فواد ایزدی،گفت: بحث تغییر دکترین هسته‌ای در ایران موضوع جدیدی نیست. پیش‌تر نیز شهید لاریجانی گفته بود اگر مردم ایران تحت فشار قرار بگیرند، شاهد دغدغه یا درخواست مردمی در حوزه تغییر دکترین هسته‌ای خواهیم بود. آقای علوی، وزیر اطلاعات، نیز مطرح کرده بود که اگر ایران در گوشه قرار بگیرد، واکنش نشان خواهد داد. اکنون با شهادت رهبر انقلاب، بیش از پنج هزار شهید غیرنظامی، شهادت دانشمندان هسته‌ای و سران نظامی و سیاسی، این دغدغه در سطح جامعه گسترش پیدا کرده است. بر اساس نظرسنجی مورد اشاره آقای علی‌اکبری، بیش از هفتاد درصد مردم اکنون چنین درخواستی دارند.

به روایت رجانیوز مهمترین بخش های صحبت این تحلیلگر سیاسی و بین الملل را در ادامه می خوانید:

*تجربه جنگ نشان داد مذاکره سایه جنگ را از سر کشور دور نمی‌کند. در یک سال و نیم گذشته سه بار به کشور حمله شده و سه بار نیز در میانه مذاکرات حمله شده است. اکنون بخش بزرگی از افکار عمومی، حتی برخی مقامات، به این نتیجه رسیده‌اند که طرف مقابل دو رژیم هسته‌ای بدون محدودیت اخلاقی است؛ رژیم‌هایی که در غزه نسل‌کشی کردند و جنایت‌هایشان پس از توافق نیز ادامه دارد. مردم دیده‌اند کشورهایی که سلاح هسته‌ای دارند، رهبر، غیرنظامیان، دانشمندان و زیرساخت‌هایشان به این شکل هدف قرار نمی‌گیرند. بنابراین تغییر نگاه عمومی به سمت ضرورت بازدارندگی هسته‌ای کاملاً قابل درک است و می‌تواند بر تصمیم‌گیری‌های کشور اثر بگذارد.

*با این حال، این تصمیم صرفاً سیاسی و احساسی نیست. داده‌ها و اطلاعات فنی لازم در اختیار عموم مردم و حتی بسیاری از نخبگان نیست. مشخص نیست تخریب سایت هسته‌ای ایران تا چه حد امکان تولید سلاح را محدود کرده است؛ حتی اگر تصمیم عالی گرفته شود، ممکن است محدودیت‌های فنی و فیزیکی وجود داشته باشد. از این جهت، طرح این بحث نباید به فشار بر رهبری یا ایجاد این ذهنیت منجر شود که «چرا نمی‌سازند؟» اگر هنری وجود دارد، باید بار برداشته شود، نه اینکه بار اضافه شود. موضوع به‌گونه‌ای نیست که تصمیم امروز به تولید فردا منتهی شود.

*نمونه هند و پاکستان نشان می‌دهد سلاح هسته‌ای می‌تواند جنگ را سریع فیصله دهد و مانع جنگ تمام‌عیار شود. در مورد روسیه نیز بازدارندگی هسته‌ای مانع شد کمک‌های غرب به اوکراین به درگیری مستقیم ناتو و روسیه تبدیل شود؛ بدون سلاح هسته‌ای، هدف غرب می‌توانست تجزیه یا سرنگونی روسیه باشد.

*درباره اسرائیل نیز ادعای اینکه «اگر بمب اتم بازدارندگی دارد، پس چرا ایران به اسرائیل حمله نظامی کرد» صحیح نیست. اسرائیل سلاح هسته‌ای دارد و موجودیتش از طریق حمله نظامی خارجی هیچ‌وقت در خطر نخواهد بود. اگر احساس کند خاکش در خطر جدی است، از سلاح‌های تاکتیکی هسته‌ای استفاده می‌کند و محدودیت اخلاقی هم ندارد. پایان اسرائیل به سبک نرم و از درون خواهد بود؛ مانند آفریقای جنوبی که با تغییرات سیاسی، اقتصادی و جمعیتی پایان یافت، نه با اشغال نظامی. اسرائیل با ادامه تمامیت‌خواهی، شهرک‌سازی و نپذیرفتن راه‌حل دو دولت، خود را در مسیر تغییر دموگرافیک، اختلاف داخلی صهیونیست‌ها و کاهش حمایت غرب قرار داده است.

*نکته کلیدی این است که اگر ایران سلاح هسته‌ای داشت، اصولاً به این سبک مورد حمله قرار نمی‌گرفت که رهبر انقلاب، پنج هزار غیرنظامی، دانشمندان و سران نظامی و سیاسی شهید شوند و زیرساخت‌ها این‌گونه مورد اصابت قرار بگیرد. اصرار طرف مقابل بر نبود سلاح هسته‌ای در ایران دقیقاً برای همین است که بتواند چنین حملاتی را ممکن کند. اگر ایران سلاح هسته‌ای داشت، درگیری احتمالی شبیه هند و پاکستان چند روزه فیصله پیدا می‌کرد.

*در بحث فنی، اگر تردیدی وجود دارد، حرف شهید عباسی، که فرموده بودند توانایی کامل ساخت بمب را دارد، به عنوان دانشمند هسته‌ای ملاک‌تر است تا آقای ظریف که تخصص این حوزه را ندارد و دغدغه سیاسی او جلوگیری از حرکت ایران به سمت سلاح بوده است. البته ممکن است پس از جنگ دوازده‌روزه محدودیت‌های تازه‌ای ایجاد شده باشد که نمی‌دانیم.

*خروج از NPT اکنون ضرورت ندارد. کشور زمانی باید خارج شود که بخواهد تست هسته‌ای انجام دهد. ساخت سلاح هسته‌ای به‌خودی‌خود خلاف قوانین بین‌المللی نیست؛ اگر عضو NPT نباشید، تعهدی هم وجود ندارد. ماده ۱۰ NPT خروج را مجاز کرده و حضور در آن داوطلبانه است. مشکل اصلی، اختلاف داخلی است: مجلس تعامل با آژانس را تعلیق می‌کند، اما چند هفته بعد مسئولان با گروسی در قاهره عکس یادگاری می‌گیرند. اگر قرار است خروج از NPT مطرح شود، باید رأی بیاورد و آثارش پذیرفته شود. همچنین آژانس در قبال حمله به سایت‌های تحت بازرسی حتی بیانیه محکومیت صادر نکرد؛ این ادعا که گروسی در جایگاه مأمور اسرائیل عمل می‌کند، بی‌پایه نیست.

31216