فرارو- مطرح شدن نام کوه کلنگ در ادعاهای مربوط به احتمال حمله به تأسیسات هستهای ایران، بار دیگر این پرسش را پیش کشیده است که آیا قدرت تخریب بمبهای متعارف برای هدف قرار دادن تأسیساتی در عمق زمین کافی است یا سناریوهای افراطیتری نیز ممکن است مطرح شوند.
به گزارش فرارو، امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل آمریکا و تحلیلگر سیاست خارجی، در گفتوگو با فرارو معتقد است اگرچه احتمال استفاده آمریکا از سلاح هستهای علیه ایران بالا نیست، نمیتوان آن را بهطور کامل منتفی دانست.
او در عین حال، با اشاره به بحثهای مطرحشده درباره دستیابی ایران به سلاح هستهای، تأکید میکند که پیش از هر تصمیمی در این زمینه باید به خطر حمله پیشگیرانه و آسیبپذیری کشور در فاصله زمانی میان آغاز برنامه و دستیابی به سلاح توجه کرد.
از بمب مادر تا سناریوی حمله هستهای
امیرعلی ابوالفتح، درباره احتمال حمله به کوه کلنگ و مطرح شدن سناریوی استفاده از سلاح هستهای علیه این مجموعه گفت: «این نخستین بار نیست که کوه کلنگ مورد توجه قرار میگیرد. در همین زمینه، پیشتر نیز از دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، درباره احتمال استفاده از «مادر همه بمبها» برای هدف قرار دادن این مجموعه پرسش شده است. این بمب یکی از قدرتمندترین بمبهای متعارف آمریکا محسوب میشود، اما مسئله این است که آیا استفاده از چنین سلاحی میتواند به نابودی کامل یک تأسیسات زیرزمینی منجر شود یا خیر.»
او ادامه داد: «اگر هدف، نابودی کامل مجموعهای باشد که در عمق زمین قرار گرفته است، ممکن است حتی استفاده از قدرتمندترین بمبهای متعارف نیز برای دستیابی به این هدف کافی نباشد. در چنین شرایطی، یکی از گزینههای نظامی میتواند هدف قرار دادن تونلها و مسیرهای ورودی تأسیسات باشد؛ اقدامی که لزوماً به معنای نابودی کامل بخشهای زیرزمینی نیست.»
وی افزود: «این مسئله درباره تأسیسات فردو نیز مطرح بوده است. در یک حمله احتمالی، ممکن است ورودیها و مسیرهای دسترسی هدف قرار بگیرند، اما این اقدام با نابودی کامل تأسیسات زیرزمینی تفاوت دارد. بنابراین، اگر منظور از حمله به کوه کلنگ، نابودی کامل این مجموعه باشد، پرسشهای پیچیدهتری درباره توانایی تسلیحات متعارف و گزینههای احتمالی پیش روی آمریکا مطرح میشود. در همین چارچوب است که گمانهزنی درباره احتمال استفاده از سلاح هستهای نیز شکل گرفته است.»
احتمال حمله هستهای کم است، اما منتفی نیست
ابوالفتح درباره احتمال استفاده آمریکا از سلاح هستهای علیه ایران گفت: «آمریکا تنها کشوری در جهان است که تاکنون در جنگ از سلاح هستهای استفاده کرده و این کار را دو بار انجام داده است. بنابراین، نمیتوان گفت کشوری که سابقه استفاده از چنین سلاحی را دارد، تحت هیچ شرایطی ممکن نیست بار دیگر به آن متوسل شود.»
او تصریح کرد: «البته استفاده از سلاح هستهای اقدامی بسیار رادیکال است و میتواند با واکنشهای گسترده بینالمللی و پیامدهای سنگین سیاسی و امنیتی همراه شود. به همین دلیل، نمیتوان احتمال وقوع چنین اقدامی را بالا ارزیابی کرد.»
وی افزود: «با این حال، تحولات سالهای اخیر نشان داده است که نمیتوان همه اقدامات پرهزینه یا غیرمتعارف را از پیش غیرممکن دانست. برخی اقداماتی که پیش از وقوع، بسیاری تصور میکردند انجام نخواهند شد، در عمل اتفاق افتادهاند. از این رو، اگرچه احتمال استفاده آمریکا از سلاح هستهای علیه ایران بالا نیست، این احتمال را نمیتوان بهطور کامل منتفی دانست.»
آیا ایران باید به سمت ساخت سلاح هستهای برود؟
این کارشناس مسائل آمریکا در ادامه، با اشاره به بحثهای مطرحشده در داخل ایران درباره ضرورت دستیابی به سلاح هستهای و خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)، گفت: «اگر فرض را بر این بگذاریم که ایران قصد ساخت سلاح هستهای را ندارد، یا حتی اگر دستیابی به چنین سلاحی در شرایط فعلی امکانپذیر نباشد، باز هم مسئله اصلی پابرجاست: کشور باید از نوعی بازدارندگی برخوردار باشد که احتمال حملهای با اهداف وجودی را کاهش دهد.»
او بیان کرد: «بسیاری از افراد نیز بهدرستی استدلال میکنند که دستیابی به سلاح هستهای میتواند مانع وقوع جنگ شود. با این حال، مسئله فقط این نیست که سلاح هستهای در نهایت چه تأثیری بر بازدارندگی دارد؛ بلکه باید به مسیری که برای دستیابی به آن طی میشود نیز توجه کرد.»
وی با تأکید بر خطرات دوره گذار میان آغاز برنامه ساخت سلاح هستهای و دستیابی به آن گفت: «اگر کشوری تصمیم بگیرد ساخت سلاح هستهای را آغاز کند، میان شروع این فرایند و دستیابی به سلاح، یک فاصله زمانی وجود دارد. این فاصله ممکن است چند هفته، چند ماه یا حتی چند سال باشد.»
به گفه او: «در این مدت، کشور هنوز سلاح هستهای در اختیار ندارد، اما ممکن است به دلیل حرکت در این مسیر با خطر حمله نظامی مواجه شود. در چنین شرایطی، این احتمال وجود دارد که کشور پیش از دستیابی به سلاح هدف حمله قرار بگیرد و زیرساختهای مورد نیاز برای ادامه برنامه نیز آسیب ببینند. در نتیجه، ممکن است دستیابی به سلاح هستهای دشوار یا حتی ناممکن شود.»
ابوالفتح تاکید کرد: «بنابراین، اگر واقعاً قرار باشد درباره حرکت به سمت ساخت سلاح هستهای تصمیمگیری شود، باید به این پرسش پاسخ داد که در فاصله زمانی میان آغاز برنامه و دستیابی به سلاح، چگونه میتوان از کشور در برابر واکنش احتمالی آمریکا و اسرائیل محافظت کرد. نمیتوان فرض کرد که طرف مقابل در برابر چنین اقدامی واکنشی نشان نخواهد داد. به همین دلیل، بحث درباره بازدارندگی هستهای بدون در نظر گرفتن احتمال حمله پیشگیرانه و خطراتی که در دوره گذار متوجه کشور میشود، کامل نخواهد بود.»
پیش از تصمیم هستهای باید به پیامدهای نظامی آن توجه کرد
این تحلیلگر سیاست خارجی در جمعبندی استدلال خود گفت: «تصمیمگیری درباره دستیابی به سلاح هستهای، صرفاً با در نظر گرفتن مزایای احتمالی آن در ایجاد بازدارندگی امکانپذیر نیست. اگر کشوری بخواهد به چنین ظرفیتی دست پیدا کند، باید واکنش احتمالی طرف مقابل و خطر حمله به زیرساختهای خود را نیز در محاسباتش لحاظ کند. در غیر این صورت، ممکن است پیش از آنکه بازدارندگی مورد نظر شکل بگیرد، کشور با حملات نظامی و خسارات گسترده مواجه شود. از این منظر، مسئله اصلی فقط این نیست که سلاح هستهای میتواند مانع جنگ شود یا خیر؛ بلکه این است که چگونه میتوان از کشور در برابر خطرات دورهای محافظت کرد که هنوز به چنین سلاحی دست پیدا نکرده است.»
نظرات کاربران