در مراسم وداع با حمید علیدوستی، تقریبا اکثر چهره‌های شناخته‌شده ورزشی کشور به چشم می‌خوردند. غیبت کسانی که مهم بودند به قدری ناچیز بود که به راحتی نادیده گرفته شدند؛ زیرا علیدوستی با شرافت در عرصه فوتبال ایران زندگی کرد و در سال‌هایی که به مربی‌گری مشغول بود، همواره جایگاه یک آموزگار را ایفا نمود. او مردی بود که تنها به شاگردانش فوتبالی را نیاموخت، بلکه ادبیات، رفتار و سبک زندگی‌اش نیز بخشی از خاطرات آنان گردید.

اکنون، همانند عادت دیرینه‌مان ایرانی‌ها، بیشتر از ویژگی‌های اخلاقی‌اش می‌شنویم؛ به‌خصوص از زبان افرادی که شاید در سال‌های اخیر حتی نامی از او به میان نیاورده بودند. گویی باید مرگ به سراغ ما بیاید تا بیاد بیاوریم که شخصیت‌های ارزشمندی در میان ما بوده‌اند.

علیدوستی در بارورترین سال‌های زندگی و دوران حرفه‌ای‌اش، زمانی که می‌توانست به عنوان مدیر فنی یا سرمربی یکی از تیم‌های فوتبال کشور مشغول به کار شود، به گوشه‌نشینی روی آورد. در مقابل، جای او به افرادی سپرده شد که تنها به افاده و ادعا بسنده کردند. آن‌ها تمامی حوزه‌ها را تصاحب کردند؛ از منصب‌های مدیریتی گرفته تا کادر فنی، و از تیم‌های ملی تا هر بخشی که بتوان تصور کرد. فوتبال ایران برای برخی‌ها فرش قرمز پهن کرده و از سوی دیگر، برای بعضی دیگر حتی در را هم باز نکرده است.

آخرین سال‌های همکاری علیدوستی با تیم ملی در زمان ریاست محمد دادکان بر فدراسیون فوتبال و در تیم جوانان سپری شد. پس از آن، تقریباً تمامی رؤسای فدراسیون به فراموشی سپردند. اما این داستان تنها مختص حمید علیدوستی نیست؛ فوتبال ایران سال‌هاست که منابع انسانی‌اش را به گوشه‌های عزلت می‌رانده و پس از آن، وقتی دیگر فرصتی برای به کارگیری از تجربیات و دانسته‌های آن‌ها باقی نمانده، تازه به یاد خاطراتشان می‌افتد.

چند روز پیش، پرویز قلیچ‌خانی از دنیا رفت و بسیاری از افراد تازه متوجه شدند که او چه جایگاه بلندی در تاریخ فوتبال این سرزمین داشته است. اما آیا پنجاه سال بی‌خبری از یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های فوتبال ایران، با چند جمله تأثر و ستایش قابل جبران است؟ آیا می‌توان این حجم از بی‌احترامی را با برگزاری یک مراسم و چند عکس در قاب به فراموشی سپرد؟

از دست دادن حمید علیدوستی و رفتنش غم عمیقی را بر فوتبال ایران وارد آورد؛ با این حال، شکی نداریم که این آخرین عزای فوتبال ایران نخواهد بود. روزی دیگر، نام دیگری را خواهیم شنید که از میان ما رفته است. آن روز دوباره خواهیم گفت که چه انسان خوبی بود، چه فردی تواضع داشت، چه مرد بزرگی بود، چه چهره محبوبی داشت و چرا این همه از او بی‌خبر ماندیم.

و سپس، مانند همیشه، چند روزی به خود می‌لرزیم و مجدداً همه چیز را فراموش می‌کنیم. لعنت به این فراموشی...

بیشتر بخوانید: پروین در مراسم وداع با علیدوستی: قدر پیشکسوتان را نمی‌دانند