علی اصغر مدیر روستا، داستانی مشابه با حمید علیدوستی در دنیای فوتبال ما دارد. او شخصی است که هرگز در تیم‌های معروف استقلال یا پرسپولیس بازی نکرد، اما به عنوان یک بازیکن ثابت در تیم ملی جا پیدا کرد و حتی عنوان آقای گلی را هم به خود اختصاص داد.

به همین بهانه با مدیر روستا گفتگو کردیم و نتیجه این مصاحبه را در ادامه می‌خوانید:

به علیدوستی گفتم من و شما هیچ‌کدام به استقلال و پرسپولیس نرفتیم

قبل از آغاز، باید درگذشت حمید علیدوستی و حسن حبیبی را به اهالی فوتبال و خانواده‌های آن دو عزیز تسلیت عرض کنم. در مورد حمید علیدوستی احساسات زیادی دارم، زیرا از سال ۶۳ و در زمانی که در تیم جوانان نفت فعالیت خود را شروع کرده بودم، او الگویی برای من به شمار می‌رفت. در آن زمان، بسیاری از بازیکنان جوان در جستجوی الگوهای استقلال و پرسپولیس بودند، اما من همیشه به بازی‌های او در امجدیه توجه می‌کردم. به یاد دارم زمانی که پیراهن شماره ۱۴ روی دوشم می‌زدم، حتی از روی او مچ‌بند هم می‌بستم.

دوران خوب یادآوری می‌شود؛ در سال ۱۳۷۰ در مسابقه‌ای بین پاس و کشاورز بازی کردیم که نتیجه آن یک - یک مساوی شد. من گل‌سازی کردم و آقای علیدوستی هم گل کشاورز را زد. با گذشت زمان، در نهایت دو فصل فرصت داشتم که در پیکان شاگرد او باشم. او به لحاظ روحی مرا آنقدر آماده کرد که در آن زمان به آستانه آقای گلی در لیگ نزدیک شدم. یک روز به او گفتم: حمید خان! شما به استقلال و پرسپولیس نرفتید، من هم هیچ‌گاه پیراهن هیچ یک از این دو تیم را به تن نکردم.

روحش شاد، او واقعاً فردی خاص بود و به نظر می‌رسید در دنیای دیگری از فوتبال فعالیت می‌کرد.

قرارداد با استقلال، حضور در تمرینات پرسپولیس

در سال ۶۷ که دوران خدمت سربازی‌ام به پایان رسید، قراردادی داخلی با استقلال بستم و آقای عباس کرد نوری می‌تواند گواه این مطلب باشد. با این حال، به خاطر دوستانم که در پاس بازی می‌کردند، به این تیم رفتم. همچنین باید اشاره ‌کنم که از ۱۰ سالگی، یعنی سال ۱۳۵۶، به شدت طرفدار پاس بودم. درست از زمانی که این تیم قهرمان جام تخت جمشید شد و برای کری خواندن با دایی‌ام که هوادار پرسپولیس بود، به یک هوادار دو آتشه پاس تبدیل شدم.

از سال ۶۸ تا ۷۸ چندین بار برای پیوستن به استقلال و پرسپولیس مذاکره کردم و در تمرینات آنها نیز شرکت کردم. در سال ۷۸، شرایط برای پیوستن به استقلال فراهم شده بود، اما ناگهان پیشنهادی از امارات دریافت کردم و دوباره به فوتبال آن کشور بازگشتم. درباره پرسپولیس، دو بار بسیار جدی شدم؛ یک بار در تابستان سال ۱۳۷۱ که قصد داشتم با حمید استیلی و محمد خاکپور به این تیم بپیوندم ولی پاس اجازه نداد و بار دیگر بعد از آن بود.

یادم می‌آید که مرحوم حمید علیدوستی در تلویزیون جمله جالبی مطرح کرد و گفت که همه تصمیماتش را با قلبش می‌گیرد. این نکته در مورد من و تناقضات در انتخاب بین استقلال و پرسپولیس نیز صدق می‌کرد. در ذهنم می‌گفتم که مانند حمید علیدوستی از تیمی غیر از این دو تیم به تیم ملی راه یافتم و درآمد خوبی هم دارم، پس چرا باید هوادار یکی از این دو تیم شوم؟ در حقیقت، به آینده فوتبالم به‌عنوان یک دغدغه نگاه نمی‌کردم و اگر فرصت بازگشت به گذشته را داشتم و بخواهم با عقل تصمیم بگیرم، پیشنهاد یکی از این دو تیم را می‌پذیرفتم.

بزرگان فوتبال خواستند ما را به جام جهانی ببرند

در رقابت‌های انتخابی جام جهانی ۱۹۹۴ و ۱۹۹۸، عضو تیم ملی بودم. دو ماه قبل از اعزام تیم به جام جهانی ۹۸ فرانسه از تیم خط خوردم و برخی مدعی شدند که ایران به دنبال جوانگرایی است تا زمینه‌ساز حضور بازیکنان جوان در جام جهانی و باشگاه‌های اروپایی شود. از خط خوردن خود شگفت‌زده شدم، زیرا آرزوی هر فوتبالیستی است که در جام جهانی بازی کند، اما حتی چنین رویداد بزرگتری هم نمی‌توانست مرا به سمت فدراسیون یا سرمربی وقت بکشاند. شاید این سخن من جنجال‌برانگیز باشد، اما در همان جام جهانی ۹۸، بازیکنانی بودند که به مسئولان و مربیان می‌گفتند ما را به جام جهانی ببرید، زیرا این آخرین فرصت فوتبال‌مان است و دیگر چنین فرصتی برای ما ایجاد نخواهد شد!

در سال ۱۳۸۰، هنگامی که تیم پیکان بازی دوستانه‌ای با تیم ملی داشت، آقای بلاژویچ بعد از بازی از من خواست به تیم ملی بپیوندم و گفت در ادامه مسابقات انتخابی جام جهانی ۲۰۰۲ در کنار ما خواهی بود، اما من عذرخواهی کردم و گفتم در انتهای دوران بازی‌ام هستم و بهتر است به سمت بازیکنان جوان‌تر بروند.

واقعا نمی‌توانم فیلم مصدومیت عابدزاده را تماشا کنم

بازی ایران و تایوان در بهار سال ۱۳۷۲ برای من و احمدرضا عابدزاده دو خاطره کاملاً متفاوت دارد. در آن مسابقه من چهار گل به ثمر رساندم در حالی که احمدرضا در همان دیدار به شدت مصدوم شد و حدود ۱۸ ماه از فوتبال دور ماند. واقعاً نمی‌توانم فیلم آن بازی را ببینم، زیرا صحنه مصدومیت احمدرضا بسیار دردناک بود. البته در آن زمان، بازیکنان اطلاعات و آگاهی کنونی را نداشتند و از فیزیولوژی ورزشی و فیزیوتراپی شناخت زیادی نداشتیم. مثلاً در لحظه مصدومیت عابدزاده، نادر محمدخانی فکر کرد که پایش گرفته و سعی داشت پاهای احمدرضا را به سمت بیرون فشار دهد تا اسپاسم عضلانی‌اش برطرف شود! احتمالاً بخشی از آسیب دیدگی عابدزاده ناشی از آن حرکت محمدخانی بود (با خنده) البته نادر خود هیچ تقصیری نداشت و عمده‌اش کمک به دوستش بود، اما گفتم که آن زمان اطلاعات زیادی درباره آسیب‌های ورزشی نداشتیم.

دلال‌ها از تیم ملی هم بهتر هماهنگ هستند!

در دنیای فوتبال ایران دلالی وجود دارد و برخی از این ایجنت‌ها به‌ویژه هماهنگی خوبی بین خود دارند. قبلاً هر دلال یک دفتر کاری برای خودش داشت و تعامل چندانی بین آنها نبود، اما اکنون کاملاً متحد و هماهنگ عمل می‌کنند. آنها به نوعی به یک هلدینگ تبدیل شده‌اند و می‌توان ادعا کرد سطح هماهنگی این افراد در بازار کار از تیم ملی نیز بیشتر است!

البته این افراد معمولاً به سوی کسانی می‌روند که با آنها همکاری می‌کنند، اما جرات نزدیک شدن به من را ندارند، زیرا می‌دانند که من به باندبازی و زد و بند علاقه‌ای ندارم. هنوز ماجرای تبانی برای سقوط پاس همدان در یادم است. اصغر مدیر روستا به دلیل پرهیز از این کارها، در حاشیه فوتبال روزگار می‌گذراند.

تارتار به شیوه پرسپولیسی مربیگری می‌کند

مهدی تارتار را از بیش از ۳۵ سال پیش می‌شناسم. زمانی که خودم بازیکن پاس بودم و مهدی جوان‌ترین و اصلی‌ترین بازیکن آن تیم بود. او در سال‌های اخیر به عنوان سرمربی اکثر تیم‌های متوسط طولانی‌مدت بود و هدفش جلوگیری از باخت بود، اما پس از پیوستن به پرسپولیس شیوۀ مربیگری خود را تغییر داد و اکنون به نوعی می‌توان گفت که به شیوه‌ای پرسپولیسی مربیگری می‌کند که مبتنی بر فوتبال تهاجمی و رو به جلو است.

در مورد ماجرای تماس با بازیکن استقلال خوزستان، به نظر من بهنام ابوالقاسم‌پور نباید این مسائل را در تلویزیون مطرح می‌کرد. بهنام پسر فوق‌العاده‌ای است، اما چنین موضوعاتی جای بیان در تلویزیون ندارد و اساساً بعید می‌دانم تارتار در شب قبل از بازی با پرسپولیس با آن بازیکن تماس گرفته باشد. ممکن است یک واسطه این کار را کرده و بدون اطلاع از واکنش مدیر، نام تارتار را به میان کشیده و قصد داشته است بهره‌ای ببرد.

بیشتر بخوانید: تصویر دیده نشده از حمید علیدوستی در کنار استقلالی‌ها در مراسم عروسی زرینچه