طبق گزارش خبرآنلاین، پری دریایی فیجی (Feejee Mermaid) به عنوان یکی از مرموزترین نمونه‌های فریب‌های نمایشی در تاریخ آمریکا شناخته می‌شود. این موجود دارای یک بالاتنه شبیه به میمون و پایین‌تنه‌ای با ساختار ماهی بود. بر خلاف تصویر رایجی که از پری‌های دریایی در داستان‌های غربی وجود دارد، این نمونه نه تنها زیبایی خاصی نداشت بلکه ظاهری انسانی نیز نمی‌نمود.

یک نسخه از این موجود در حال حاضر در نمایشگاه موقت «موجودات افسانه‌ای: اژدهایان، تک‌شاخ‌ها و پری‌های دریایی» که در موزه علوم طبیعی و تاریخ دنور واقع در ایالت کلرادو برپا شده است، به نمایش درآمده است.

جک دیلی، پژوهشگر فولکلور و استاد دانشگاه کلرادو بولدر، در مقاله‌ای که در وب‌سایت کانورسیشن منتشر شده، به بررسی تاریخچه این موجود و تأثیر آن بر فرهنگ عامه و برداشت مردم از علم در دوره ویکتوریایی پرداخته است.

پری‌های دریایی از زمان‌های دور در افسانه‌های اقوام مختلف وجود داشته‌اند. از موجودات نیمه‌ماهی و نیمه‌انسان در اسطوره‌های بابلی گرفته تا سیرن‌های افسانه‌های یونان باستان، این موجودات همواره جزئی از تخیل انسان بوده‌اند.

با این حال، پری دریایی فیجی داستانی منحصر به فرد داشت. این موجود نه از تخیل، بلکه از ترکیب اجزای بدن حیوانات تشکیل شده بود.

ریشه ژاپنی پری دریایی فیجی

ساخت نمونه‌های مرتبط با پری دریایی فیجی به بیش از ۴۰۰ سال پیش در ژاپن و مناطق هند شرقی برمی‌گردد. در این نمونه‌های سنتی، نیم‌تنه بالایی بیشتر از بدن یک میمون و بخش پایینی از بدن یک ماهی تشکیل می‌شد. در برخی موارد، قسمت بالایی می‌توانست از خمیر کاغذ نیز ساخته شود که با لایه‌ای از گل پوشش داده می‌شد.

این موجودات به باورهای عامیانه ژاپنی نیز ارتباط داشتند. در فرهنگ ژاپن، موجوداتی به نام «نینگیو» (Ningyo) وجود دارند که به نوعی موجودات فوق‌طبیعی به شمار می‌روند. بر خلاف پری‌های دریایی ایده‌آل در داستان‌های غربی، نینگیوها معمولاً ظاهری ترسناک داشتند.

در برخی از روایت‌های فولکلور ژاپنی، این موجودات می‌توانستند بداقبالی و نفرین به ارمغان آورند یا حتی با عمر ابدی ارتباط داشته باشند.

فریبی بزرگ

پری دریایی فیجی در سال ۱۸۴۲ به یکی از جنجالی‌ترین جاذبه‌های آمریکا تبدیل شد. پی. تی. بارنوم، نمایش‌دهنده معروف آمریکایی، این موجود را در نیویورک به نمایش گذاشت و آن را به عنوان «بزرگ‌ترین شگفتی جهان» معرفی کرد.

داستان مربوط به نمونه‌ای که به دست بارنوم رسید نیز به اندازه ظاهر آن مرموز بود.

یک ماهیگیر ژاپنی در اوایل قرن نوزدهم اعلام کرده بود که این موجود را به دام انداخته است. او حتی ادعا کرد که پری دریایی به مردم در مورد یک همه‌گیری ناباروری هشدار می‌دهد و اطمینان داد که مردم تنها با داشتن تصویری از آن می‌توانند از این بلا در امان بمانند.

یک ملوان آمریکایی این نمونه را خرید و پس از او، فرزندش آن را در اختیار گرفت و در سال ۱۸۴۲ آن را به موزس کیمبال، یکی از مدیران موزه بوستون، فروخت.

بارنوم پس از آشنایی با این موجود، برنامه‌ای تبلیغاتی خلاقانه برای جذب توجه عمومی ترتیب داد. او در نامه‌هایی به نشریات خبری ادعا کرد که پزشکی به نام دکتر گریفین یک اسکلت پری دریایی در اختیار دارد. همچنین، بارنوم هزاران بروشور تبلیغاتی در نیویورک پخش کرد تا کنجکاوی مردم را برای دیدن این موجود برانگیزد. تبلیغاتی که او انجام داد، تصویری جذاب و افسانه‌ای از یک پری دریایی در ذهن مخاطبان ایجاد کرد.

اما وقتی مردم برای مشاهده این موجود به موزه مراجعه کردند، با چیزی کاملاً متفاوت مواجه شدند.

نمونه‌ای که هم‌اکنون در موزه دنور به نمایش درآمده، متعلق به موزه باستان‌شناسی و قوم‌شناسی پیبادی است. خود موزه تأکید می‌کند که این شی نمونه‌ای بازسازی شده است و مشخص نیست که آیا نمونه اصلی به‌دست بارنوم رسیده یا خیر. احتمال دارد نسخه اصلی در آتش‌سوزی موزه بارنوم یا موزه بوستون از بین رفته یا آسیب چشمگیری دیده باشد.

چرا یک موجود جعلی به مباحث علمی راه پیدا کرد؟

ماجرای پری دریایی فیجی صرفاً یک نمایش سرگرم‌کننده نبود. در قرن نوزدهم، مرز میان باورهای عامیانه، نمایش‌های عجیب و پژوهش‌های علمی برای بسیاری از افراد چندان واضح نبود.

در آن دوران، نظریه‌های مربوط به تکامل و طبقه‌بندی موجودات زنده به شدت مورد توجه قرار گرفته بودند.

به همین دلیل، برخی از مخاطبان نمایش‌های شگفت‌انگیز آن زمان، موجوداتی مانند پری دریایی فیجی را در چارچوب مباحث مربوط به ارتباط میان گونه‌ها و روند تکامل حیات تحلیل می‌کردند. این موجود حتی برای عده‌ای به عنوان نمونه‌ای بالقوه از حلقه مفقوده میان حیات آبزی و خشکی‌زی در نظر گرفته می‌شد.

با این حال، پری دریایی فیجی هیچ گونه حقیقی یا مدرکی برای اثبات نظریه تکامل ندارد. این شی دستخوش دست‌ساز بشر بود و ارزش تاریخی آن نه در زیست‌شناسی، بلکه در نمایاندن نحوه تأثیر افسانه‌ها، نمایش‌های عمومی و تبلیغات بر برداشت مردم از علم قرار دارد.

این ماجرا نشان‌دهنده این موضوع است که چطور یک حقه نمایشی توانسته در قرن نوزدهم توجه عمومی را جلب کند و حتی به مباحث علمی و تکاملی ورود پیدا کند.

۵۸۵۸