خبرگزاری مهر، گروه اقتصاد - طیبه بیات: تشدید نابسندگی گاز پس از وقوع خسارات به بخشی از تأسیسات تولید و فرآوری، به موازات افزایش تقاضا در ایام سرد سال، ضرورت تغییر الگوی مصرف و بهکارگیری ابزارهای اقتصادی برای مدیریت بهینه انرژی را دوچندان کرده است؛ روندی که در آن، گواهیهای صرفهجویی و فعالیت شرکتهای کارور میتوانند فشار بر شبکه گاز را کاهش داده و تأمین مالی طرحهای بهینهسازی را تسهیل کنند.
تأمین پایدار گاز در فصل سرما، یکی از چالشهای اساسی نظام انرژی کشور محسوب میشود؛ چالشی که علی رغم وجود آن پیش از ایجاد آسیب به تأسیسات گازی، اکنون با کاهش بخشی از ظرفیت تولید ابعاد جدیتری به خود گرفته است. افزایش مصرف در بخش خانگی و تجاری در روزهای سرد نه تنها فشار بر شبکه گازرسانی را افزایش میدهد، بلکه تأمین سوخت برای نیروگاهها و صنایع را نیز محدود میکند.
به گزارش مسئولان، در پی آسیبدیدگی تأسیسات گازی کشور، حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب در روز از ظرفیت فرآوری گاز کاهش یافته که تاکنون نزدیک به ۱۰۰ میلیون مترمکعب آن دوباره به چرخه تولید بازگشته و حدود ۱۳۰ میلیون مترمکعب هنوز در دسترس قرار ندارد. این وضعیت در آستانه فصل زمستان، اهمیت بازسازی تأسیسات و مدیریت همزمان عرضه و تقاضای گاز را تقویت میکند.
ناترازی گاز و زنجیره پیامدهای آن در اقتصاد انرژی
ناترازی گاز تنها نشاندهنده کمبود یک نوع حامل انرژی نیست، بلکه آثار آن به بخشهای مختلف اقتصاد انرژی گسترش مییابد. به محض افزایش مصرف خانگی و تجاری، تأمین گاز نیروگاهها با چالشهای بیشتری روبرو میشود و بخشی از نیاز آنان باید از طریق سوخت مایع تأمین شود؛ موضوعی که میتواند هزینه تولید برق و میزان آلودگی هوا را افزایش دهد.
علاوه بر آن، محدودیت در تأمین گاز برای صنایع میتواند بر روند تولید و فعالیتهای کارخانجات اثرگذار باشد. بدین ترتیب، مدیریت مصرف در بخش ساختمانی صرفاً یک اقدام برای کاهش هزینههای خانوار نیست، بلکه میتواند به حفظ سهم بیشتری از گاز طبیعی برای نیروگاهها و واحدهای تولیدی نیز کمک کند.
بازسازی تأسیسات؛ شرط تقویت عرضه گاز
در جنبه عرضه، بازگرداندن ظرفیتهای آسیبدیده به چرخه تولید و فرآوری، از اولویتهای اساسی در صنعت گاز برای گذر از فصل سرد به شمار میرود. احیای بخشی از ظرفیت پالایشگاههای آسیبدیده پارس جنوبی، گامی در راستای جبران کاهش تولید است؛ با این حال، تکمیل عملیات بازسازی و افزایش پایداری تأسیسات همچنان بسیار مهم است.
علاوه بر اینها، توسعه ظرفیت پالایشی کشور نیز میتواند به تقویت امنیت تأمین فرآوردههای نفتی کمک شایانی نماید. آغاز بهرهبرداری از طرحهای جدید پالایشگاهی، ظرفیت تولید بنزین و گازوئیل را افزایش میدهد، اما این طرحها نمیتوانند بهعنوان جایگزینی مستقیم برای ظرفیت تولید و فرآوری گاز طبیعی در نظر گرفته شوند و باید در قالب یک برنامه جامع امنیت انرژی ارزیابی شوند.
با وجود اهمیت افزایش عرضه، تجربه سالهای اخیر نشان داده که توسعه ظرفیت تولید به تنهایی برای رفع ناترازی کافی نیست و بدون کنترل رشد مصرف، شکاف میان منابع و مصارف انرژی در دورههای اوج تقاضا همچنان باقی خواهد ماند.
مصرف ساختمانها، حلقه مهم مدیریت تقاضای گاز
بخش ساختمان، به دلیل افزایش مصرف گرمایشی در فصل سرد، یکی از حوزههای حیاتی برای انجام برنامههای بهینهسازی انرژی به شمار میآید. رعایت دمای مناسب، جلوگیری از اتلاف حرارت، عایقکاری ساختمانها و استفاده از تجهیزات گرمایشی با کارایی بالا میتواند به کاهش مصرف گاز بدون ایجاد اختلال در آسایش خانوارها کمک کند.
نگهداری دمای ۱۸ تا ۲۰ درجه سانتیگراد در ساختمانهای عمومی و محیطهای کاری از جمله راهکارهای مؤثر در مدیریت مصرف محسوب شده و تحقق اهداف مطرح شده مستلزم همکاری خانوارها، ادارات و واحدهای تولیدی است.
با این وجود، مدیریت مصرف نباید به توصیههای موقتی و بخشنامههای زمستانی منحصر شود. ارتقای بهرهوری ساختمانها، نوسازی تجهیزات گرمایشی و بهینهسازی فرآیندهای صنعتی باید بهصورت برنامهای همیشگی در نظر گرفته شده و بهگونهای پیگیری گردد که نتایج قابل ملاحظهای حاصل شود.
گواهی صرفهجویی، ابزار اقتصادی برای کاهش ناترازی
یکی از راهکارهای کلیدی برای مدیریت مطلوب مصرف، ایجاد مشوقهای اقتصادی برای کاهش تقاضای انرژی است. در این راستا، گواهیهای صرفهجویی و امکان داد و ستد آنها در بورس انرژی میتواند صرفهجویی را از یک توصیه عمومی به فعالیتی اقتصادی و قابل سرمایهگذاری تبدیل کند.
ماده ۴۶ قانون برنامه هفتم پیشرفت، بستر قانونی برای توسعه بازار بهینهسازی انرژی و محیط زیست و استفاده از گواهیهای صرفهجویی را فراهم آورده است. بر اساس این ظرفیت، انرژی صرفهجوییشده میتواند به صورت گواهی با ارزش اقتصادی در بازار مربوط معامله شود.
اهمیت این سیستم در این است که سرمایهگذاران و شرکتهای تخصصی میتوانند با تأمین مالی طرحهای بهینهسازی، هزینههای اجرای پروژهها را از محل ارزش اقتصادی انرژی صرفهجویی شده تأمین کنند. بدین ترتیب، کاهش مصرف به منبعی برای تأمین مالی پروژههای جدید تبدیل میشود و مسیری برای هدایت سرمایه به سمت افزایش بهرهوری انرژی فراهم میآید.
شرکتهای کارور؛ پیوند میان سرمایهگذاری و کاهش مصرف
در این راستا، شرکتهای کارور گاز میتوانند به عنوان واسطه تخصصی بین مصرفکنندگان، سرمایهگذاران و بازار انرژی عمل نمایند. این شرکتها با شناسایی ظرفیتهای کاهش مصرف، اجرای طرحهای اصلاح تجهیزات و بهینهسازی سیستمهای مصرف را فراهم کرده و در چهارچوب ضوابط مرتبط از منافع اقتصادی آن بهرهمند میشوند.
یکی از مزایای این الگو، امکان اجرای طرحهای بهینهسازی بدون نیاز به تأمین مستقیم تمام هزینهها از سوی دولت است. در این مدل، شرکتهای کارور میتوانند با استفاده از منابع ناشی از گواهیهای صرفهجویی، هزینه اجرای پروژهها را تأمین کرده و از منافع کاهش مصرف بهرهمند گردند.
سنگدوینی، نماینده مجلس شورای اسلامی، در گفتگویی بر لزوم تسریع در اجرای این سیستم تأکید کرده و تسهیل فعالیت شرکتهای کارور از سوی شرکت ملی گاز ایران و شرکت توانیر را ضروری دانسته است. به گفته وی، صدور گواهیهای صرفهجویی پیشینی میتواند سرمایه ابتدایی مورد نیاز این شرکتها را تأمین و آغاز طرحهای بهینهسازی را تسریع بخشد.
البته موفقیت این مدل بستگی به طراحی دقیق قراردادها و تعیین سهم منافع میان مصرفکننده و مجری دارد و همچنین ایجاد اطمینان از بازگشت سرمایه از اهمیت ویژهای برخوردار است. بعلاوه، اندازهگیری و اعتبارسنجی میزان واقعی صرفهجویی، از الزامات اساسی فعالیت این بازار به شمار میرود؛ زیرا تنها کاهش مصرفی که در مقایسه با خط مبنای معتبر و با در نظر گرفتن شرایط مؤثر بر مصرف تأیید شده باشد، میتواند مبنای صدور گواهی قرار گیرد.
در زمینه خانگی نیز لازم است سازوکار قراردادها به گونهای طراحی شود که خانوارها بدون تحمیل هزینههای اولیه، از مزایای کاهش مصرف و هزینه انرژی برخوردار گردند.
ضرورت تغییر نگاه به مدیریت مصرف
مجموع شرایط کنونی نشان میدهد که برای عبور از ناترازی گاز نیازمند مجموعهای از اقدامات همزمان در بخش عرضه و تقاضا هستیم. بازسازی تأسیسات آسیبدیده، توسعه زیرساختهای تولید و انتقال، اصلاح الگوی مصرف و افزایش بهرهوری در ساخت و سازها و صنایع، اجزای مکمل این فرایند هستند.
در این میان، گواهیهای صرفهجویی و شرکتهای کارور میتوانند با ایجاد انگیزههای اقتصادی، سرمایههای غیردولتی را به سمت کاهش مصرف هدایت نمایند. اجرای موفق این الگو علاوه بر کاهش هزینههای انرژی برای مصرفکنندگان، منابع بیشتری برای تأمین گاز نیروگاهها و صنایع آزاد کرده و فشار موجود بر شبکه گاز کشور را در روزهای اوج مصرف کاهش میدهد.
بنابراین، صرفهجویی باید از یک توصیه فصلی و مقطعی فراتر رفته و به فعالیتی اقتصادی و پایدار تبدیل شود؛ رویکردی که در آن کاهش مصرف، نه بهعنوان تحمیل محدودیت، بلکه بهعنوان نهادی برای افزایش بهرهوری، کاهش هزینهها و تقویت امنیت انرژی کشور دنبال شود.
نظرات کاربران