جواد نکونام نام کوچکی در فوتبال ایران نیست. رکورددار بازی ملی با سابقه سالها حضور در لالیگا و کاپیتانی تیم در جام جهانی، بلافاصله بعد از بازنشستگی با پیشنهاد دستیاری کیروش در تیم ملی روبرو شد. جواد از فوتبالیستهایی بود که در زمان بازی هم درون زمین، رهبر تیم بودند و آشکارا نشان میدادند در آینده مربی خواهند شد. افتخارات زمان بازی و اسم بزرگ او کمک میکرد تا در مربیگری هم زودتر به بالاترین سطوح برسد.
بقیهاش را همه میدانند، جواد آمد و بعد از کار در تیمهایی مثل نساجی و فولاد به نیمکت استقلال رسید و در حالی که کاندیدای سرمربیگری تیم ملی بود، اتفاقات لیگ بیست و سوم و سپس بیست و چهارم به سمتی رفت که برای بیش از یک سال نکونام را خانه نشین کرد. همین دوری، دلیلی برای عجله او برای بازگشت به فوتبال بود. اسمی مثل نکونام نمیتواند و نمیخواهد که در هر تیمی کار کند، پس نمیتوانست پیشنهاد تیم بزرگ تراکتور را رد کند!
برای امثال نکونام یا یحیی گل محمدی که سابقه کار در یکی از دو تیم بزرگ پایتخت را دارند، آنها که باید در هر تیم برای قهرمانی بجنگند، فقط دو گزینه می ماند که تراکتور و سپاهان باشد. پس از این نظر باید به جواد حق داد با رسیدن پیشنهاد تراکتور در آستانه شروع فصل، به سرعت پاسخ مثبت داده و به تبریز برود. اما خودش میدانست کار در تبریز به مراتب از همه جای دیگر فوتبال ایران سختتر است.
تیمی که مالکیتش با زنوزی است و همه میدانند علاقه غیرقابل مهاری به کشور ترکیه و مربیان خارجی دارد! تیمی که با دست باز برای خریدهای دلاری، باعث جلب توجه تمام ایجنتها میشود و کیست که نداند نان ایجنت و واسطه، در رفت و آمدهای زیاد است! در حالی که یک مربی بیش از هر چیز به ثبات و تضمین حمایت، برای اجرای برنامههایش در هر تیم نیاز دارد!
به این ترتیب جواد از همان ابتدای فصل کار بسیار سختی داشت، به خصوص بعد از تعطیلی یک ماهه به خاطر فیفا دی و بازیهای آسیایی دیگر بهانه هفتههای نخستین فصل را هم نداشت و به اندازه کافی با تیمش تمرین کرده بود که برنامههایش را نهادینه کند. اما نتایج تراکتور در شروع دوباره لیگ تا اینجا در ایران و آسیا اصلاً چیزی نبوده که مورد انتظار هواداران میلیونی این تیم و مدیرانش باشد.
کیست که نداند در تبریز هیچ چیز نمیتواند تضمینی برای ماندن باشد، نه رقم سنگین قرارداد و نه اسم و رسم! حالا که تراکتور در ۴ بازی لیگ نخبگان فقط ۲ مساوی دارد، فقط لیگ برتر و پیروزیهای قاطع و رسیدن به صدر جدول و ماندن در آنجا میتواند آینده شغلی نکونام را تضمین کند. درست در همین شرایط اسماعیل کارتال هم در ترکیه بیکار شد، آن هم در همان شهری که دفتر کار زنوزی واقع شده است!
هر چقدر که حجت کریمی تکذیب کند، باز همه می دانند وقتی پای پرسپولیس در انتخاب بازیکن یا مربی وسط باشد، آن وقت تراکتور شانس بیشتری برای جذب آن فرد دارد! از بدشانسی جواد، تارتار هم این هفتهها خوب نتیجه نمیگیرد و وقتی همه اینها را کنار هم بگذاریم، مشخص میشود که از همین امروز و بازی با خیبر که ساعت ۱۵:۳۰ سوت خواهد خورد، ساعت شنی برتی رفتن نکونام به کار افتاده و هر نتیجه غیر از برد، به معنی از دست رفتن صدر و در نتیجه خداحافظی با نکونام است!
از الان تا نیم فصل، پای جواد روی پوست خربزه است که با اولین لغزش و از دست دادن اولین امتیاز بعدی، میتواند حکم خروج از تراکتور را به دستش بدهد!
نظرات کاربران