فرارو- تمایل ظاهراً ساده کودک به داشتن دائمی یک شیء، از جمله دلایل عمیق روان‌شناختی نشأت می‌گیرد که به او این امکان را می‌دهد تا محیط ناشناخته را به مکانی امن و قابل پیش‌بینی تبدیل کند.

به گزارش فرارو به نقل از تایمز آف ایندیا، درخواست مداوم کودکانی که یک عروسک نرم یا پتوی ملایم را به خود می‌چسبانند، انتقال آن بین گوناگونی اتاق‌ها و رفتارهایی چون گریه و بی‌قراری در صورت فقدان آن، پدیده‌ای رایج در فرایند رشد است. در نگاه اول، شاید والدین این عمل را فقط بازی یا عادت به یک اسباب‌بازی بدانند؛ اما دانشمندان و کارشناسان حوزه رشد شناختی بر این عقیده‌اند که این اشیاء فراتر از سرگرمی هستند و به عنوان ابزاری مؤثر در آرامش، ایجاد آشنایی و کنترل اضطراب در برابر عوامل محیطی کارایی دارند.

در روانشناسی کودکان، این اقلام تحت عناوین مختلفی مانند «اشیای انتقالی» (Transitional Objects) یا «اشیای دلبستگی» شناخته می‌شوند. این ابزارها غالباً از جنسی نرم و آشنا تشکیل شده‌اند، مانند قطعات پارچه‌ای، ملحفه‌ها یا عروسک‌های پولیشی، که به کودکان کمک می‌کنند تا اعتماد به نفس خود را در مواجهه با ناشناخته‌ها بازسازی کنند. اهمیت این وسایل نه در ویژگی‌های فنی یا طراحی فانتزی آن‌ها، بلکه در نوع تجربیات حسی، بویایی و عاطفی است که برای کودک به ارمغان می‌آورد.

بر طبق گزارش آکادمی بیماری‌های کودکان آمریکا (AAP)، چنین اقلامی به خردسالان کمک می‌کند تا تنش‌های ناشی از خستگی، ناراحتی، ورود به مکان‌های جدید و جدایی موقت از والدین را کاهش دهند. کارشناسان تأکید می‌کنند که این وابستگی نشان‌دهنده ضعف شخصیت کودک یا وابستگی بیمارگونه نیست، بلکه بخشی اساسی و سالم از فرایند طبیعی استقلال آنها محسوب می‌شود.

ریشه‌های نظری و مفهوم «شیء انتقالی»

نظریه اشیای انتقالی نخستین بار توسط دونالد وینیکات، روان‌پزشک و روان‌شناس مشهور، در سال ۱۹۵۳ مطرح شد. وینیکات معتقد بود کودک در اوایل زندگی خود قابلیت تفکیک خویش از مراقب، به ویژه مادر، را ندارد؛ اما با گذشت زمان و درک هویت مستقل خود از دنیای外، این ادوار را درک می‌کند. در این مرحله انتقال، شیء انتقالی به عنوان پلی بین وابستگی کامل به والدین و دستیابی به احساس امنیت برای حضور مستقل در جهان عمل می‌کند.

کودکان نوپا تحت تأثیر تحولات پیوسته قرار دارند: تغییر مکان‌های زندگی، ارتباط با افراد جدید، ورود به مهدکودک و براحتی دوری از والدین. همچنین، آن‌ها با موجی قوی از احساسات و حس‌ها مواجه‌اند که قادر به بیان آن‌ها نیستند. یک شیء آشنا با بافت، بوی خاص و ظاهری ثابت، حس تداوم و پیش‌بینی‌پذیری را به کودک احداث می‌کند؛ عاملی که حتی با وجود تعداد زیادی اسباب‌بازی در محیط، موجب می‌شود کودک ترجیح دهد همان خرس قدیمی یا عروسک خود را در دست بگیرد تا دنیای اطرافش قابل قبول و آشنا بماند.

شواهد تجربی و پژوهش‌های آزمایشگاهی

تحقیقات تجربی بسیاری تأثیر تسکین‌بخش این اشیاء بر کاهش استرس را نشان داده‌اند:

یک تحقیق در سال ۲۰۱۴ به بررسی وابستگی به اشیای بی‌جان پرداخته و نتیجه‌گیری کرد که کودکان در مواقع آسیب‌پذیری مانند ضعف، بیماری یا بی‌حوصلگی، بلافاصله به این وسایل پناه می‌برند. در آزمایشات مربوط به مواجهه با اتاق‌های بازی ناآشنا، کودکانی که اسباب‌بازی محبوب خود را همراه داشتند، توانستند بدون نشانه‌های اضطراب به مدت طولانی‌تری در محیط کاوش کنند؛ رفتاری که مشابه با وضعیت کودکانی بود که مادرانشان در کنار آنها بودند.

نظریه‌ای دیگر که در سال ۱۹۹۳ طی مشاهده ۱۰۵ کودک نوپا در مهدکودک‌ها انجام شد، نشان داد که حضور یک شیء دلبستگی به طور قابل توجهی از اضطراب جدایی در محیط‌های اجتماعی کاسته و فرایند سازگاری با مراقبان مهد را تسهیل می‌کند.

در پژوهشی که در مجله معتبر کاگنتیو ساینس در سال ۲۰۱۶ منتشر شد، به این سؤال پاسخ داده شد که چرا نسخه‌های جدید و مشابه نمی‌توانند جایگزین شیء کهنه شوند. نتایج آزمایش روی کودکان سه‌ساله نشان داد که آن‌ها به وضوح وسیله خود را نسبت به نمونه‌های جدید و دست‌نخورده انتخاب می‌کنند. از نظر کودک، شیء فقط مجموعه‌ای از مواد خام نیست، بلکه نماد خاطرات مشترک، خواب‌ها، آغوش‌ها و تجربیات زیسته است؛ لایه‌های هویتی و نوستالژیکی که هرگز در یک کالای جدید وجود ندارند.

بررسی نظرات صدها والد در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ نیز نشان داد که نحوه تعامل کودکان با این اشیاء همزمان با رشد آن‌ها تغییر می‌کند. کودکان کوچک‌تر آرامش را از طریق تماس فیزیکی و نگه داشتن پارچه تجربه می‌کنند، اما کودکان بزرگ‌تر شروع به ایجاد شخصیت، گفتگو با عروسک و درگیر کردن آن‌ها در بازی‌های تخیلی می‌کنند که خود به ابزاری مهم برای تنظیم هیجانات و پردازش تجربیات روزمره تبدیل می‌شود.

توصیه‌هایی برای والدین در مدیریت این رفتار

پذیرش و مشروعیت‌بخشی: درک این واقعیت که وابستگی به یک شیء، ابزاری کمک‌کننده برای کودک در اداره دنیای پرهیاهو است، موجب جلوگیری از سرزنش و فشارهای غیر ضروری می‌شود.

پرهیز از تعویض ناگهانی و اجباری: دور انداختن مخفیانه یا تحمیل یک عروسک جدید به کودک، ارتباط امنیتی کودک را مختل می‌کند؛ کارهای نظافتی یا ترمیم باید با هماهنگی و اطمینان به او انجام گیرد.

تدریجی‌سازی فرصت‌های جدید: نیاز به حذف ناگهانی شیء نیست؛ با وسعت دایره واژگان کودک و توانایی او برای مدیریت احساسات، اتکا به این اشیاء خود به خود کاهش یافته و به نقش‌های نمادین در زمینه بازی‌های خلاق تبدیل می‌شود.