از دیرباز این سنت وجود داشته که آن دسته از نیروهای برتر هر اداره در شهرستان‌ها، زمانی که در زمینه فعالیت خود به موفقیت‌های قابل توجهی دست می‌یابند، به پایتخت منتقل می‌شوند و از مزایای شغلی بهتری برخوردار می‌شوند. این به نوعی‌ای پاداشی برای تلاش و موفقیت است. هرچند که معیارهای برتری تغییر کرده‌اند، اما این روند همچنان ادامه دارد و با توجه به استانداردهایی که گزارشگران با تجربه تلویزیون - از جواد خیابانی در فوتبال تا هادی عامل در کشتی - طی سه دهه گذشته به جا گذاشته‌اند، هر روز شاهد ظهور استعداد جدیدی در گوشه‌ای از این سرزمین پر نور هستیم که آخرین آن‌ها امروز در اهواز شناسایی شد!

 نمی‌توان به گزارشگران شهرستانی خرده گرفت که چرا به این اندازه بر اعصاب بینندگان فشار می‌آورند. این افراد بی‌گناه هستند، چرا که وقتی تنها خوراک موجود در سفره نان و پنیر باشد، کسی قادر نخواهد بود در مورد شیشلیک صحبت کند! در شرایطی که الگو و معیار، بزرگانی هستند که در این حوزه حضور دارند، ملاک پیشرفت نیز تقلید از روال کنونی می‌باشد که شواهد آن را مشاهده می‌کنیم.

 اخیراً جوانی که اظهارات عجیب و غریبی در فضای مجازی مطرح کرده و حالا به عنوان گزارشگر پرکار شبکه ۳ فعالیت می‌کند، در مسابقه استقلال خوزستان و استقلال در اهواز، قابلیت‌هایی از خود نشان داد که امکان دعوت او به تهران و جانشینی بزرگان وجود دارد. آنها که سبک نادانی و غفلت را در گزارشگری بنیان‌گذاری کرده‌اند و مدام از همه چیز و همه کس تشکر می‌کنند تا به این ترتیب اعصاب بیننده را خرد کنند!

 مدت‌هاست که در فوتبال ایران و جهان رواج یافته که پس از اعلام پنالتی برای یک تیم، کاپیتان آن تیم توپ را گرفته و به بازیکنی که از پیش برای زدن ضربه تعیین شده، می‌دهد. این روش مانع از بروز بسیاری از حواشی و حوادث می‌شود، همچون دعوا بین دو بازیکن بر سر زدن پنالتی یا گمانه‌زنی‌هایی که حول و حوش این موضوع شکل می‌گیرد که چرا یک بازیکن به دیگری پاس نداد.

 در این بازی، همین قضیه رخ داده و محمد اهل شاخه - به عنوان کاپیتان و نماینده مربی در میدان - توپ را برداشت و به عارف رستمی به عنوان پنالتی‌زن اصلی آبی‌های خوزستان تقدیم کرد. هر کسی که دو مسابقه از استقلال خوزستان را دیده باشد، می‌داند رستمی پنالتی‌زن آنهاست اما گزارشگری که اهل آن شهر بوده و باید اطلاعات تیم شهری خودش را بداند، نه تنها از این موضوع بی‌خبر بود بلکه از این روش - که در جام جهانی و لیگ خودمان بارها مشاهده شده - نیز اطلاع نداشت!

 عدم شناخت اصول ابتدایی گزارشگری با سبکی مشابه هادی عامل! این گزارشگر محترم در حدود یک دقیقه در مورد پنالتی زدن اهل شاخه صحبت کرد و چون به شماره‌ها توجه نکرد که شماره ۴۴ توپ را به شماره ۷ داده (!) وقتی رستمی ضربه را از دست داد، تازه متوجه شد و شروع به سوال پرسیدن کرد که چرا پنالتی‌زن تغییر کرده! ذهنش پر از توهم توطئه گردید!

 این سبک - که هیچ ارتباطی با وقایع در تصویر ندارد و صرفاً صحبت‌هایی را که از پیش آماده کرده‌ایم، بازگو می‌کنیم - توسط هادی عامل ایجاد شد و این گزارشگر نیز به طور کامل از او تقلید کرد! اوج آن در صحنه اخراج یاسر آسانی بود که دو دقیقه قبل از کارت قرمز، کل ورزشگاه و بینندگان تلویزیونی می‌دیدند ستاره استقلال در حال منازعه و صحبت با داور است! بازی یک بار متوقف شد و سپس دوباره ادامه پیدا کرد، یاسر آسانی در کنار خط رفت و مشغول بحث با کمک داور شد، داور بر سر صحنه رفت و دوباره و دوباره تا این که شماره ۷ آبی‌ها اخراج شد و در تمام این دقایق، گزارشگر فقط در حال تشکر از مقامات شهری بود که به خاطر تلاششان، مردم توانسته‌اند یک فوتبال تماشا کنند!

 این که افراد بابت شغل خود دستمزد می‌گیرند و وظیفه خود را انجام می‌دهند یک بحث است؛ اما اینکه چرا باید بر روی آنتن زنده و در حین پخش فوتبال از مقامات یک شهر تشکر شود، مسئله‌ای است که هیچگاه متوجه نشدیم چرا باید چنین باشد! اما نکته جالب در آن لحظات بود که در حالی که جو ورزشگاه ملتهب و استقلالی‌ها عصبانی بودند، تازه این گزارشگر متوجه اخراج شد و گفت: اجازه دهید ببینیم داور چه کسی را اخراج کرده!

 این در حالی بود که دوربین روی یاسر آسانی بود و او با چهره‌ای مشخص و در این عملکرد درخشان در طول یک سال - که حتی بچه‌های ۶ یا ۷ ساله نیز او را شناسایی می‌کنند - در حال خروج از زمین بود! خوشبختانه بدون نیاز به مدد پوآرو و شرلوک هلمز، بالاخره این گزارشگر ستاره استقلال را تشخیص داد و ما را در جریان نام بازیکن اخراجی قرار داد!

 با این سطح از "نادیدی" و "ندانستن" که به نوعی معیاری برای گزارشگری در تلویزیون شده است، به راستی حضور گزارشگر اهواز در پایتخت لازم است! واقعاً حیف است او در اهواز بماند و تنها در سال ۴ بار در دو بازی استقلال و فولاد در برابر آبی و قرمز پایتخت از توانمندی‌هایش بهره‌مند شویم!

در همین زمینه: هادی عامل، آخرین بازمانده نسل بازنده‌های بهانه‌ساز؛ ای کاش تلویزیون نیز یک محمد بنا داشت!