یادداشت مهمان- محمد جلیلوند منتقد سینما؛ سینمای کودک و نوجوان در ایران، که در سالهای اخیر از حالت رکود خارج شده و گزینههای متنوعی را برای این گروه سنی فراهم کرده است، به ندرت آثار مناسبی برای نوجوانان تولید کرده است. این گروه سنی میلیونی توانمند است که میتواند به سادگی به موفقیت گیشه یک فیلم کمک کند و سالنهای سینما را پر کند؛ همانطور که کمپانیهای مطرح جهانی که در سه دهه اخیر مانند مارول عمل کردهاند و میلیاردها دلار از گیشه، پلتفرمها و محصولات جانبی کسب کردهاند.
در حال حاضر انیمیشن بلند سینمایی «نبرد بادبادکها»، که محصول مرکز انیمیشن سوره و به کارگردانی و تهیهکنندگی الهام ابراهیمی است، در حال اکران است و بهطور خاص برای مخاطبان نوجوان طراحی شده است. در عین حال، سنین پایینتر نیز میتوانند به شیوهای متفاوت از این فیلم لذت ببرند.
قصة «نبرد بادبادکها» حول محور مبارزه میان قهرمان و ضدقهرمان شکل گرفته و دارای محتوای وطنپرستانهای است. یک برخورد کوتاه میان کاپیتان یک کشتی کوچک ماهیگیری و دو سرنشین آن با یک زیردریایی بیگانه، آغاز گر مناسب و جذابی برای انیمیشن است که به ماجراجوییهای هیجانانگیز آن میپردازد و تنش داستان به طور پیوسته افزایش مییابد. نیروهای نظامی درون زیردریایی دشمن، مکعبهایی را به سمت چهار نقطه جزیرهای در خلیج فارس ارسال میکنند تا با القا پیام خود به ساکنان جزیره، ذهن آنها را به تسخیر خود درآورند. این عملیات در مدت زمان ۲۴ ساعت انجام میشود و در این بازه، ارتباط جزیره با دنیای بیرون قطع میگردد و عملیاتی ضد ایرانی شکل میگیرد.
در بخش ابتدایی، نویسنده فیلمنامه، امیررضا مافی، شخصیتهای کلیدی داستان را اعم از کامران مربی پرواز، برادرزادهاش سلمان و دیگر اعضای گروه مانند داود، سهیل و محمدامین را معرفی میکند و بر تواناییهای هر یک در پرواز پهپادهای آموزشی تأکید میکند. این عناصر نقش بسزایی در نیازهای داستان در نیمه دوم انیمیشن دارند و نقاط عطف آن را شکل میدهند.
در سمت مقابل داستان، شخصیتهای موجود در زیردریایی دشمن قرار دارند که بیشتر تیپیکال هستند و به نوعی تیپ شخصیتی به حساب میآیند. به ویژه مرد مرموز و عصا به دستان که نیمی از چهرهاش حالات غیرانسانی و ماشینی دارد و به عنوان مغز متفکر این عملیات یکروزه شناخته میشود. مافی در سکانس ابتدایی بر روی سنگی به نام سنگ ایرانی تمرکز میکند که به نوعی مرکز ثقل جزیره به حساب میآید و تصرف آن هدف اصلی دشمن است. این ایده هیجان خوبی به داستان میبخشد و بر بار تعلیق آن در نیمه دوم فیلم میافزاید. جایی که کامران و گروهش باید به هر شیوهای مکعبها را نابود کرده و افکار ساکنان جزیره را از مسخ شدن نجات دهند.
تمرکز بر تواناییهای اعضای تیم، ایدهای آشنا و امتحان شده است که «نبرد بادبادکها» نیز از آن بهرهمند شده است. به عنوان مثال میتوان به محمدامین و خلاقیتهایش در کنار شجاعت و مهارت پروازی سهیل اشاره کرد که هیجان را به اوج میبرد و مخاطب نوجوان را به دنبال خود میکشاند. کامران بهعنوان مربی نقش محوری در هماهنگسازی اعضای گروه ایفا میکند و تا پایان در کنار آنها میماند. برخورد این افراد با رباتهای موریانهای نیز سکانسهای پرهیجان را رقم میزند و دو قطب خیر و شر را به رویارویی وامیدارد.
یکی از چالشهای اصلی انیمیشنهای بلند سینمایی تولید شده در ایران، موضوع تکنیک است که با وجود پیشرفتهای قابل توجه هنوز هم تهی از نواقص نیست. به ویژه در نیاز به ایجاد چهره و حرکات بدنی که «نبرد بادبادکها» نیز به طور محدود از آن متاثر است. با این حال، فضاسازی به خوبی انجام شده و جزیرهای در جنوب ایران به شکلی باورپذیر به نمایش درآمده است. بهخصوص در یک سوم پایانی و سکانسهای پرواز پهپادها و درگیریهای هوایی که از لحاظ تکنیکی مناسب اجرا شده و تماشاگران نوجوان را به یاد بازیهای ویدیویی معاصر میاندازد.
موسیقی نیز به خوبی مکمل سکانسهای یاد شده است و میتوان آن را به عنوان یکی از نقاط قوت فیلم برشمرد. دوبله، یکی دیگر از چالشهای همیشگی در انیمیشنهای ایرانی است که گاهی با اغراقهایی همراه شده و سبب واکنش مخاطب میشود. از این حیث، گروه دوبله «نبرد بادبادکها» به سرپرستی اشکان صادقی خوب عمل کرده و یک مکمل شایسته برای شخصیتهای رقم خورده توسط نویسنده و انیماتورها بهشمار میرود.
به عنوان یک انیمیشن بلند سینمایی با درونمایه ملی-میهنی، «نبرد بادبادکها» به یک اثر سرگرمکننده برای مخاطبان نوجوان تبدیل گردیده است که توانسته پیام خود را بهخوبی به بینندگان منتقل کند.
نظرات کاربران