کاري که علي اصغر پورمحمدي هفته گذشته انجام داد.
عصر پنجشنبه گذشته روابط عمومي رسانه ملي خبري را براي روزنامه‌ها و خبرگزاريها ارسال کرد که حاکي از نارضايتي معاون سيما از عملکرد سازندگان «ماه عسل» بود. اينکه يک روز تعطيل رسانه‌ها براي ارسال اين خبر انتخاب شد نيز نشان از آن دارد که مديران رده بالاي تلويزيون بدون فوت وقت، قصد داشته‌اند صداي مخالفت خود را با بخشي از قسمت‌هاي پخش شده اين برنامه به گوش بينندگان و اصحاب رسانه برسانند. شيوه‌اي که اغلب از سوي شوراي نظارت بر صداوسيما ديده مي‌شود تا مديراني در درون سازمان. هر چه بود معاون سيما ترجيح داد تا مدير شبکه سه و گروه توليد «ماه عسل» را در ابعادي وسيع مورد مواخذه قرار دهد و شايد پيام اين کار او چندان به مذاق آنان هم خوش نيايد، اما قطعا مي‌دانند با اين حرکت، قدري از هجمه‌هاي متعدد و ايرادگيري‌هاي مداوم عليه‌شان کمرنگ و شايد بي‌اثر خواهند شد. تمهيدي که معاون سيما با هوشمندي به خرج داد تا شبه گافهاي برنامه‌سازانش تبعات کمتري داشته باشند. تبعاتي که اين روزها به کمک اپليکيشن‌ها در فضاي گستره‌اي نامحدود و به سرعت، دست به دست مي‌چرخند تا دايره اظهارنظرها نيز وسيع‌تر از سالهاي پيش شود.


علي اصغر پورمحمدي در اين نامه نوشت:

«جناب آقاي سيدغلامرضا ميرحسيني
مدير محترم شبکه سه سيما
با سلام و آرزوي موفقيت، برنامه ماه‌عسل از برنامه‌هاي معنوي، تأثيرگذار و پر مخاطب رسانه ملي در ماه مبارک رمضان محسوب مي‌شود که دست‌اندرکاران آن توانسته‌اند با تلاش چند ساله اوقات خوبي را براي مردم عزيز ايران بخصوص روزه‌داران مومن فراهم کنند. اما امسال عليرغم جديت جنابعالي و گروه برنامه‌ساز براي افزايش کيفيت و محتواي اين برنامه و توجه ويژه به انتخاب بهتر سوژه‌ها و ميهمانان مناسب که نسبت به سال‌هاي گذشته از جذابيت و تأثير بيشتري برخوردارند متأسفانه دو برنامه و دو انتخاب غلط در ماه عسل امسال از شيريني و شهد اين زحمات کاسته است و موضوعات و مفاهيمي مطرح شده است که نه در ماه عسل که در هيچيک از برنامه‌هاي ديگر سيما نيز جائي ندارند. از آنجا که تکرار اينگونه اشتباهات قابل اغماض نيست، با تذکر به جنابعالي، لازم است ضمن توبيخ عوامل آن انتخاب غلط و نظارت موثر بر تصحيح، ارتقاء و ادامه مسير خوش سابقه اين برنامه اهتمام نمائيد».


 واکنش عليخاني
اين نامه قهرآميز پورمحمدي، البته قطعا نمي‌تواند واکنش‌هاي حذفي در قبال «ماه عسل» در پي داشته باشد که تلويزيون اين روزها از حيث مجري، دستش بسته‌تر از آن است که بخواهد چهره‌اي در ابعاد و جايگاه احسان عليخاني را کنار بگذارد. به ويژه که پيشتر، ايده جايگزيني حسن جوهرچي يا علي ضيا با عليخاني هم جواب نداده است. ضمن آنکه بي‌شک اين توبيخ علني، قبلا يك هماهنگي غيرعلني نيز داشته تا مخاطبان آن سورپرايز نشوند. بر همين اساس عليخاني پنجشنبه شب، يعني ساعاتي پس از انتشار نامه معاون سيما، روي آنتن بدون اشاره مستقيم به آن، صحبت‌هايي را در مقام دفاع مطرح کرد. او گفت: «در برنامه ماه عسل مردمي مي آيند که شايد در طول سال در تلويزيون جايي نداشته باشند و کسي به آنها توجه نکند. امسال ما در برنامه تماشاگر نداريم و کساني که در استوديو حضور دارند، همراه ما هستند. ما در اين برنامه فقط مشاغل سخت نداشتيم و در حقيقت مشاغل سخت و آسان کنار هم بودند. اين تضاد و تناقض جواب مي دهد و در کنار خانم رئيس معدني که شغل سخت دارد، اين مشاغل آسان و پردرآمد هم حضور دارند. متاسفانه ما در برنامه اول هم زمان کم آورديم و من درباره اين برنامه حرف دارم. بايد به خانواده و مراکز آموزش تلنگر زد که در تربيت و آموزش خود بيشتر دقت کنند. از سويي ما تا به حال حدود ۱۵۰ مهمان در برنامه داشته ايم و امکان دارد در اين ميان اشتباه نيز کرده باشيم».


 حاشيه‌سازي ممتد
بايد خيلي ساده باشيم که فکر کنيم عليخاني و گروه برنامه‌سازش علاقه‌اي به ايجاد حاشيه‌هاي اخير نداشته‌اند و اين بدخواهان هستند که مدام به پاي آنان مي‌پيچند. «ماه عسل» اگر در هر سري و هر سال، عقب‌تر از سال قبل خود ظاهر شود، بي‌ترديد براي عليخاني ناخوشايند خواهد بود. او بي‌اغراق طالب ايجاد چنين فضاهايي حول برنامه‌اش است و حواشي و برآيندها را در تثبيت نام برنامه‌اش و برند «ماه عسل» مهم مي‌داند و به تاثيرات آنها واقف است. اما همين حاشيه‌ها وقتي افسار گسيخته مي‌تازند و بعد منفي آنها بر وجوه مثبت شان مي‌چربد، مشکلات سر بر مي‌آورند. تا جايي كه در كنار رسانه هاي داخلي، مجري يك شبكه ماهواره اي فارسي زبان نيز در صف مخالفان قرار مي گيرد و در صفحه شخصي خود در فضاي مجازي بي محابا مي نويسد:«لذت شهواني است در پسِ آن چهره سراسر پلاستيکي ات وقتي از دردناک ترين وجوه زندگي يک بچه ۸ ساله مي پرسي و دست محبت کثيف ات را به سرش مي کشي و دوربين ات جوراب پاره اش را نشان مي دهد و اشک هاي تمساح دروغين ات.»!
از داخلي‌ها هم که کافي است در فضاي وب يا يکي از شبکه‌هاي اجتماعي گذري داشته باشيد که با سيلي از درد دلها، يادداشت‌ها، ناسزاها و حتي کاريکاتورها در اين باره مواجه خواهيد شد. مطالبي که يا عليخاني را بابت ترويج رفتارهاي سبک سرانه همچون «پرتاب خود از بالکن براي اثبات عشق» نکوهش مي کنند و يا مهمان پزر او را با انتشار تصاوير خصوصي‌اش به مثابه چماقي افشاگرانه بر سرش مي‌کوبند. هر چند عليخاني هر چقدر از ناحيه اين اعتراضات رندانه خرسندي دروني داشته باشد، اما بي‌شک زير بار فشار آنها در ادامه برنامه به مشکلات غيرمنتظره يا پيش‌بيني نشده‌اي بر خواهد خورد. مشكلاتي كه شاد از جنس مميزي باشند و ابتكار و آزادي عمل را از او بگيرند. چيزي كه او در استفاده از آنها مهارت خاصي دارد. هر چند او تلاش كرد با اختصاص يكي دو قسمت از برنامه به مواردي چون «آن بيست و سه نفر»، فضاي انتقادي را به نفع خود تلطيف كند، اما غلبه مخالفت ها بيشتر بود. به ويژه كه خيلي ها او را سردمدار غم افشاني و غصه پراكني بينندگانش مي دانند و به او نقد وارد مي‌كنند. حالا او با جمع بندي اين موارد بايد در پيشبرد باقيمانده «ماه عسل»، تجديد نظر كند يا با احتياط گام بردارد.