سایت خبری تحلیلی ساعت 24- آيندهپژوهي دستاورد سه دسته از مفاهيم در حوزههاي مختلف برنامهريزي، آيندهانديشي و شبكهسازي است. در حالي كه ايران از سال 1327 با مفهوم برنامهريزي آشنا شد، اما با آيندهانديشي و شبكهسازي به دلايل گوناگون آشنايي كافي ندارد. با اينكه برخي افراد و نهادها به صورتي غيرمنظم تلاش دارند مفهوم آيندهپژوهي را در ايران نهاديه كنند اما به گمان كارشناسان همكار با مركز پژوهشهاي مجلس، اين مقوله در ايران با 19 سد و مانع مواجه است كه در زير ميخوانيد:
1- ازخودبيگانگي فرهنگي: ترويج اين باور كه در كشور ما كه نگاه دورنگرانه در سياستگذاري و برنامهريزي حاكم نيست، عمدهترين عامل بازدارنده در راه گسترش آيندهانديشي و آيندهپژوهي است.
2- دشواريهاي اقتصادي و نيازهاي فزاينده كشورهاي در حال توسعه و جوان به تخصيص بيشتر، مانع عمدهاي در راه سرمايهگذاري در اين مسير است. طرحهاي آيندهپژوهانه مستلزم تخصيص منابع مالي چشمگيري است كه اغلب كشورهاي در حال توسعه قادر به تامين آن نيستند.
3- چالشهاي پياپي سياسي و اجتماعي كشورهاي در حال توسعه مانع عمدهاي در راه برنامهريزي آيندهمحور تلقي ميشوند.
4- انزواطلبي و مردمگريزي يا به عبارت ديگر، فقدان مهارت كارگروهي و تضارب انديشهها كه كم و بيش در فرهنگ كشور ما نهادينه شده است، از جمله عوامل بازدارنده در مسير گسترش آيندهپژوهي است، در حالي كه اين حوزه علمي نوپديد بر خرد جمعي و رويكردهاي مشاركتي تاكيدي ويژه دارد.
5- حاكميت برنامهريزي كوتاهمدت و طرحهاي زودبازده از جمله ويژگيهاي حاكم بر جامعه است كه عاملي بازدارنده در برابر آيندهپژوهي قلمداد ميشود.
6- نبود اجماع در هدفگذاري كلان، حاكميت اغراض سياسي و حزبي و برتري آنها بر مصالح ملي موجب ميشود كه گروههاي حاكم بر جريان سياسي كشور بكوشند راهبردها و برنامههايي را تدوين كنند كه در چارچوب زماني حاكميت حزب خودي به نتايج دلخواه دست يابند.
7- كمبود نيروي ماهر در حوزه آيندهپژوهي در دو بخش آموزشهاي دانشگاهي و فعاليتهاي كاربردي از جمله عوامل بازدارنده در مسير گسترش آيندهپژوهي است. اين كمبود حتي ميتواند به انحراف و كجفهمي آيندهپژوهي منجر شود.
8- كمبود بودجه و اعتبار براي توسعه نظري و علمي آيندهپژوهي در بخش دولتي و خصوصي كه پيامد نبود شناخت درست اين حوزه يا برآيند تعريف نادرست آيندهپژوهي است. عامل كاهنده ديگري در مسير گسترش آيندهپژوهي است.
9- زمينههاي فرهنگي نامساعد، از جمله وجود فرهنگ دم غنيمتي، زندگي در گذشته و دست و پا زدن در دشواري ديروز نيز يكي از چالشهاي سترگ آيندهپژوهي در مقياس ملي است. كمبود تعاملات و دادوستدهاي فراملي، ضعف مفرط زيرساختهاي آموزشي و تربيتي و فقدان آموزش آيندهنگر در نظامهاي رسمي و غيررسمي آموزش، نبود فرهنگ نقد و نقادي و بيبهره مانده از فرهنگ پرسشگري از ديگر عوامل نامساعد فرهنگي و اجتماعي است كه موانع عمدهاي بر سر راه آيندهپژوهي به شمار ميآيند.
10- نبود نهادها در اتحاديههاي صنفي همگان براي نظريهپردازي و حمايت، ايجاد مقبوليت و مشروعيت يكي ديگر از كاستيهاي اين مسير است.
11- تشتت آرا و ادراكات متضاد از آيندهپژوهي، مباين معرفتشناسي و روششناسي آن، شرايطي را فراهم ساخته كه ذينفعان و كارفرمايان پروژههاي آيندهپژوهانه با ديده ترديد به اين حوزه بنگرند.
12- نبود نقشه دانش آيندهپژوهي، فعاليتهاي موازي و تكراري، عدم تسهيم تجارب و يافتهها، گسترش آيندهپژوهي را در كشور ما با موانع عمدهاي روبهرو ساخته است.
13- آيندهپژوهي به دلايل فراواني با تدوين راهبردهاي ملي و بخشي، سياستگذاري و برنامهريزي پيوند برقرار نساخته است. در چنين شرايطي فضاي مناسب براي رشد و شكوفايي را به دست نخواهد آورد و به تدريج به حاشيه رانده ميشود.
14- فقر منابع معتبر، مانع همگرايي و همزباني و درك مشترك در حوزه آيندهپژوهي شده است. نبود جامعهاي متعامل از آيندهپژوهان و عدم حايت بخش خصوصي و دولت موجب ميشود علاقمندان اين حوزه از منابع غيرمعتبر و ديدگاههاي مخدوش در آموزش و يادگيري استفاده كنند. استيلاي اين شرايط موجب فروپاشي آيندهپژوهي از درون خواهد شد.
15- نبود تصويري روشن از آيندهپژوهي و آلودگي اين عرصه به ابهام و كجفهمي مانعي عمده بر سر راه حمايت از اين حوزه در مقياس ملي و بخشي است.
16- برخي با برداشتهاي نادرست ديني در جامعه، آيندهپژوهي را در تعارض با آموزههاي ديني ميدانند. شماري از افراد به غلط تصور ميكنند آيندهپژوهي با سكولاريسم، فلسفه اصالت وجود و انسانگرايي مفرط ملازم است.
17- تقليد بيچون و چرا از تجارب و آموزههاي آيندهپژوهانه غرب بدون توجه به بافت و شرايط بومي موجب ناكامي در تلاشهاي آيندهپژوهانه شده است. اين شرايط ضرورت تدوين روايتي ملي و بومي از آيندهپژوهي را يادآوري ميشود.
18- ناتواني جامعه و آيندهپژوهي براي برقراري پيوندي دوسويه و متعامل موجب ميشود كه پروژههاي مناسبي براي يادگيري حين عمل، ترويج، آموزش و افزايش توان اقتصادي تعريف نشود و آيندهپژوهي دستخوش دور باطل شود.
19- معدود دورههاي آموزشي آيندهپژوهي در نظام دانشگاهي كشور نيز با چالش ديگري دست به گريبان است. شماري از استادان اين رشتهها از دانش عميق و روشن در اين عرصه بيبهرهاند و به همين سبب برونداد تلاش آموزشي آنها دانشآموختگاني خواهند بود كه از كسب مباني علمي درست بيبهرهاند.
نظرات کاربران