div align="justify">«آشتی» هسته ای میان ایران و ۱+۵ را بنا بر قواعد و قوانین بین المللی، چه یک «توافق» بنامیم چه یک «تفاهمنامه اولیه»، چه «برنامه جامع اقدام مشترک»، به نظر می رسد جامعه جهانی تجربه تازه اي در مناسبات سیاسی-اقتصادی را ناظر خواهد بود.«غرب»، به معنای سیاسی کلمه، پذیرش ایران در جامعه جهانی را کلید زده است. ایران، نمایندگان قدرت های جهانی را دست کم در این «راند آخر»، به مدت ۱۸ روز پشت میز مذاکره نگه داشته و مذاکراتش با آنها رکورد های بسیاری در عالم دیپلماسی به ثبت رسانده است. جان کری، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا، رکورد دار طولانی ترین مدت زمانی است که یک وزیر خارجه آمریکایی برای حل و فصل یک مساله بین المللی در خارج از این کشور سپری کرده است.ایران به اعتقاد کسانی بسیار، آخرین غول خفته اقتصاد جهانی است و بازگشت آن به اقتصاد جهانی را با بازگشت اقتصادهای اروپای شرقی به جریان این اقتصاد پس از فروپاشی دیوار برلین مقایسه می کنند.فارغ از همه این ها، دستاورد بزرگ به توافق رسیدن مذاکرات نفس گیر هسته ای، به صدر بازگشتن و ارج دیدن منطق گفتگو و دیپلماسی است و نه صرف توافق ایران و قدرت های جهانی بر سر مساله غنی سازی اورانیوم یا حتی دستیابی به تسلیحات هسته ای. جهان امروز و ساخت روابط بین الملل، امروز دیگر آنگونه نیست که در پایان جنگ جهانی دوم بود. شمایل قدرت جهانی و تقسیم آن میان بازیگران گوناگون، امروز دیگر اجازه استفاده از سلاح هسته ای را به کسی نخواهد داد. بنابراین، آنچه مهم است، صرف سیاست و منطق گفتگوست.
آشتی ایران با جامعه جهانی، اما کام هایی را شیرین و کام هایی دیگر را تلخ خواهد کرد. دموکرات های آمریکایی به خود خواهند بالید که در کارنامه شان همان قدر که پس از دهه ها با کوبا به مصالحه رسیدند، دست ایران را هم فشرند. اعتدال گرایان ایرانی هم به همه نشان دادند که شیوه و مرامشان، هم در خور اعتماد کسانی است که بدانها رای داده اند و هم در خور جهانی که به اقداماتشان، نگاهی مثبت داشت. جمهوری خواهان آمریکایی یا باید اسب بهانه ای دیگر را زین کنند، یا بپذیرند که رقیب دموکراتشان، سنگی را که آنها نتوانسته اند از پیش پا بردارند، برداشته است. دلواپسان ایرانی هم انگشت حسرت به دهان خواهند گزید، چرا که آنچه آنها در ۸ سال نتوانسته بودند به انجام برسانند، ظریف و همکارانش در ۲ سال به پایان رساندند.