div align="justify">اینجانب سیاسی نبوده و نیستم، اما به دلیل آشنایی با منابع طبیعی ایران، منابع انسانی و جغرافیای آن و همچنین امکانات و زیرساختهای موجود، نقاط قوت و ضعف را به خوبی میشناسم. به همین دلیل بهعنوان یک ایرانی و به مناسبت توافق هستهای انجامشده، مطالبی را بیان میکنم. در مورد توافق هستهای، به آنچه که قبل از آن اتفاق افتاده است، اشاره نمیکنم ولی از آنچه در پایان رخ داده است، خوشحال هستم. موضوع اصلی مورد بحث، ٢٩میلیارد دلاری است که پس از توافق امکان بازگشت به ایران را دارد. هرچند اینجانب اقتصاددان نیستم، اما با توجه به شناختی که از امکانات و نیازهای کشور در زمینههای گوناگون دارم، بهعنوان یک ایرانی وطندوست مطالبی را بیان میکنم. عدم سرمایهگذاری این میزان ارز و درآمدهای آتی نفتی میتواند سبب افزایش تورم و مسائلی شود که پیش از این نیز با آن دست به گریبان بودهایم. در زیر به نیازهای اساسی کشور و راههایی که میتوان به کمک آنها از ورود این مبلغ ارز به اقتصاد روزمره جامعه جلوگیری کرد، اشاره میکنم.
١- در حال حاضر ناوگان هواپیمایی ایران دارای مشکلات فراوانی است و به پوستاندازی کامل نیاز دارد. میتوان با بخشی از این پول، حداقل ٢٠٠ فروند هواپیمای جدید خریداری کرد. همچنین فرودگاههای بینالمللی موجود در سطح و قواره کشور بزرگی چون ایران نیستند و باید ساماندهی شوند. به نظر اینجانب بخشی از ارزهای مذکور باید در صنعت هواپیمایی کشور هزینه شوند.
٢- کشور از نظر راههای ارتباطی بینشهری آسفالته، شرایط نسبتا مناسبی دارد اما توسعه راهآهن کشور، در سطح بسیار پایینی است. این موضوع در تمامی جنبههای توسعهای و ارتباطات شهری، کیفیت خطوط و قطارها و سایر موارد دیده میشود. به نظر میرسد بخشی از این پول نیز باید در صنعت راهآهن کشور هزینه شود.
٣- همسایگان شرقی و شمالشرقی ایران نظیر افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان به دریاهای آزاد راه ندارند. این در حالی است که ایران میتواند به کمک سیستم کارآمد راهآهن از طریق استانهای شرقی کشور، این کشورها را به دریای مکران (عمان) متصل کند. در این راستا ایران میتواند علاوه بر احداث خط راهآهن در کشور، با اعطای وامهای کمبهره ولی قابل بازگشت و حمایتهای فنی مهندسی، احداث راهآهن در این کشورها را برای اتصال آنها به دریای آزاد از طریق کشور ما تسهیل کند. این موضوع از نظر راهبردی و اقتصادی منافع بسیاری برای ایران خواهد داشت.
٤- ایران کشوری است که به فعالیتهای عمرانی و احداث راههای ارتباطی، بسیار نیاز دارد. از سوی دیگر ایران از نظر منابع معدنی یکی از شش کشور بزرگ دنیا است و نزدیک به ٧٠ نوع ماده معدنی در ایران وجود دارد که در حال حاضر بیش از ٦٠ نوع آن در حال تولید است. اگر این دو مورد را کنار یکدیگر قرار دهیم، افزایش فعالیتهای عمرانی منجر به افزایش تقاضا برای مواد معدنی میشود. ایران با توجه به پتانسیل معدنی بسیار بالایی که دارد، باید ١٠درصد از درآمد ناخالص ملی خود را از طریق معادن کسب کند. نبود کارخانه ماشینسازی بزرگی که بتواند ماشینآلات سنگین کاربردی در امور معادن و عمرانی مورد نیاز برای راهسازی، معدنکاری، احداث تونل، جاده و... (مانند لودر، بولدوزر، بیل مکانیکی و کامیونهای بالای صد تن) را تولید کند، مشکلی بزرگ در توسعه معدنکاری و عمران و آبادانی کشور به شمار میآید و سبب میشود اغلب پروژهها و تولیدات معدنی غیراقتصادی شوند. بخش قابلتوجهی از ارز آزادشده میتواند در ساخت و احداث چنین کارخانههایی هزینه شود.
٥- کشور ما بدون هیچ شکی جزء کشورهای خشک است و این خشکی رو به افزایش نیز است. خشک شدن دریاچههایی نظیر هامون، پریشان، مهارلو، ارومیه و... در سالهای اخیر، گواه این مدعاست. جدا از این، کشور ما حتی برای جمعیت فعلی خود نیز توان تأمین آب در آینده را ندارد، اما این موضوع قابل درمان است. به واقع باید انتقال آب از حوضهای به حوضه دیگر به خوبی مدیریت شود. همچنین احداث شبکههای گسترده آبشیرینکن در جنوب کشور و انتقال این آب برای مصرف صنایع به همراه احداث صنایع بزرگ جدید در نزدیکی دریا میتواند راهکار مناسبی باشد که نیازمند سرمایهگذاری کلان و مدیریت کارآمد، آگاهانه و کارشناسیشده است.
٦- بازسازی صنعت نفت کشور و ایجاد ساختارهای زیربنایی برای تولید حداقل پنجمیلیون بشکه در روز باید در دستورکار کشور قرار گیرد. با توجه به ارزهای واردشده، سرمایهگذاری در حوضههای نفتی مشترک نیز برای تولید هرچه بیشتر از این مخازن، باید بیشتر شتاب گیرد. صنعت نفت کشور نیازمند سرمایهگذاری گستردهای است تا بتواند بار دیگر نقشی اساسی در بازارهای نفتی دنیا ایفا کند.
پیشنهادهایی برای مصرف ۲۹میلیارد دلاری که آزاد می شود
ساعت 24-منصور قربانی، عضو هیاتعلمی دانشکده علوم زمین دانشگاه شهیدبهشتی در روزنامه شرق نوشت:
نظرات کاربران