در پشت صدها گزارش و داستانی که در ماه های اخیر درباره توافق با ایران منتشر شده است، یک نکته اساسی مورد غفلت واقع شده و آن مسئله «انتقال فناوری» است.

دویست سال پیش در چنین روزهایی، ایران در حال گفتگوهای همزمان با چند قدرت غربی بود تا بتواند به فناوری های علمی و نظامی آنها دست پیدا کند. در سال ۱۸۱۵ میلادی البته بحث بر سر انرژی هسته ای نبود، بلکه بر سر فناوری های نظامی و صنعتی جدیدی بود که پنجاه سال قبل از آن به ارتش های اروپایی کمک کرده بودند که با سرعت و بی وقفه راه خود را در قلمرو پادشاهی های مسلمان، از مصر تا هند، باز کنند. قدرت های مسلمان خاورمیانه که شاهد فتوحات غربی ها بودند، تنها راه تضمین امنیت خود را بهره گیری از پیشرفت اساسی فناوری های غربی می دیدند. ایران به خصوص دلیل محکمی برای نگرانی داشت، زیرا از ۱۸۰۴ تا ۱۸۱۳ گرفتار تاخت و تاز روسیه شده بود. اما دشمنان درازمدت این تنها حکومت شیعه منطقه، همسایگان مسلمانش بودند. حکومت های عثمانی، گورکانیان هند و هوتکی ها که در عراق/سوریه فعلی، پاکستان و افغانستان مستقر بودند همگی بر علیه شیعیان «کافر» وارد جنگ شده بودند.

خاورمیانه در دویست سال پیش نیز شاهد ظهور قدرت های جدید بود: فرانسوی ها مصر را تصرف کرده بودند، انگلستان در حال نابود کردن پادشاهی های مسلمان هند بود و روسیه هر از چندی تکه ای از قلمرو عثمانی را جدا می کرد. محمدعلی پاشا، که خود زمانی از فرماندهان قدرتمند حکومت عثمانی بود، در مصر به قدرت رسیده و سوریه را اشغال کرده بود. وهابی های تندرو نیز شهرهای مقدس شبه جزیره عرب را به چنگ آورده بودند. در آن روزگار هم مانند امروز ایران در میانه آشوب گرفتار شده بود و همان قدر که از قدرت های اروپایی هراس داشت، از همسایگان مسلمانش نیز می ترسید.

چنین اوضاعی باعث شروع مذاکره میان ایران و دیپلمات های اروپایی شد تا مشخص شود ایران تا چه حد به علوم جدید و کاربردهای نظامی بالقوه آنان دسترسی خواهد داشت. امروز که ایران در نزدیکی مرزهای خود دو قدرت هسته ای اسرائیل و پاکستان را می بیند، بار دیگر متوجه نقش انتقال فناوری در قدرتمند شدن این دو کشور، هم از جنبه دیپلماتیک و هم از جنبه نظامی شده است. ایران در دهه ۱۸۱۰ نیز چنین نگاهی به همسایه عثمانی خود داشت و از سیاست آنها در کسب جدیدترین علوم نظامی اروپایی تقلید می کرد. در آن مقطع نیز مانند اکنون منافع قدرت های غربی عامل اهمیت پیدا کردن رقابت های منطقه ای بود. همانطور که در سال ۲۰۱۵، ظهور داعش باعث شد آمریکا و ایران مذاکره کنند؛ در سالهای منتهی به ۱۸۱۵، عطش فرانسه و روسیه برای تصرف قلمروهای بیشتر بود که باعث شد دیپلمات های بریتانیایی با ایران وارد گفتگو شوند.

آن چه مذاکرات آن قرن و این قرن را به هم شبیه می سازد، مهارت های دیپلماتیک ایران به عنوان یک شریک منطقه ای و انتقال فناوری از اروپا به خاورمیانه بوده است. نباید تصور کرد که مذاکرات از سپتامبر سال ۲۰۱۳ و تماس تلفنی اوباما با روحانی شروع شده اند. شروع این مذاکرات حتی به خاطر پشیمانی غرب از انتقال فناوری به ایران توسط دانشمندان آمریکایی و اروپایی برای راه اندازی برنامه هسته ای این کشور از سال های ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ هم نیست. این فرایند از ۲۰۰ سال پیش آغاز شده است، وقتی که فتوحات پی در پی ناپلئون باعث شد که ایران از موقعیت ژئواستراتژیکش به عنوان اهرمی در مذاکره با دیپلمات های اروپایی استفاده کند. به عنوان پاداش بی توجهی به فرانسه، ایران میزبان مستشاران نظامی شد که به این کشور در نبرد علیه همسایگانش کمک کردند. در جولای ۱۸۱۵ هم ایران اولین گروه از محصلانش را به لندن فرستاد تا جدیدترین فناوری های علمی را فرابگیرند.

از آن زمان تاکنون، روابط ایران و غرب وارد چرخه ای از اتحاد و دشمنی، و اهمیت و بی اهمیتی، شده است. اما در طی این دو قرن فراز و نشیب دیپلماتیک، انتقال فناوری که از زمان جنگ های ناپلئونی شروع شد متوقف نشده است. برنامه هسته ای ایران خودش حاصل همین انتقال فناوری بود: ابتدا از آمریکا و آلمان و بعد از سال ۱۹۷۹/۱۳۵۷ از چین و روسیه.

آنچه که در این دویست سال تغییر اساسی کرده ظهور ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای مستقل بوده است. این کشور دیگر آلت دست قدرت های استعماری نیست. اکنون که توافق هسته ای به سرانجام رسیده است، چالش بزرگتر برای کشورهای غربی آن شده است که مانع از انتقال فناوری پیشرفته تر به ایران و شکل گیری مرحله «گریز» شوند. همانطور که تجربه ۲۰۰ سال پیش نشان داده است، بازی اصلی و طولانی مدت همین است، نه مذاکرات.

* نایل گرین استاد تاریخ و مدیر مطالعات آسیای میانه در دانشگاه UCLA است. او مؤلف کتابی درباره تاریخ انتقال فناوری به ایران است که با عنوان «عشق به غریبه ها: آن چه شش دانشجوی مسلمان در لندن جین اوستن آموختند» که در نوامبر سال ۲۰۱۵ توسط دانشگاه پرینستون منتشر خواهد شد.