div align="justify">بالاخره بعد از ٢٠ سال از ساختار و بدنه تشکیلاتشان رونمایی کردند. پنجشنبه گذشته برای اولینبار، حزب کارگزاران سازندگی بعد از دو دهه از زمان تأسیس، اولین گردهمایی استانی خود را برگزار کرد. حزبی که تا پیش از این در آن، نامها بر فعالیت کادری سایه انداخته بودند. حالا اما همین نامها بنا را بر تغییر خط مشی قرار دادهاند؛ عبور از قائم به اشخاصبودن و رسیدن به بدنه اجتماعی. فرایندی که اگرچه آیتالله هاشمیرفسنجانی آن را به «احیا» تشبیه کرد، اما بیشتر به تغییر رویکرد میماند. چه، کارگزاران از زمان تولد، یعنی آستانه انتخابات مجلس پنجم، به این سو، با همان فهرستی که بهعنوان اعضای هیأت موسس ارائه کرد، تقریبا در همه فعالیتهای انتخاباتی ازجمله مجلس و ریاستجمهوری به ایفای نقش پرداخته است، با همان چند نفر. از اسحاق جهانگیری گرفته که اکنون در کسوت معاون اولی دولت یازدهم به ایفای نقش میپردازد تا غلامحسین کرباسچی، حسین مرعشی، محمدعلی نجفی، فائزه، محسن و علی هاشمی و البته مرحوم محسن نوربخش (رئیس کل بانک مرکزی دولتهای رجایی، موسوی، هاشمی و اصلاحات) و مصطفی هاشمیطبا که حضور فیزیکی ندارد، اما نامش همچنان جزء مؤسسان به چشم میخورد و عطالله مهاجرانی که از سال ٨٣ تاکنون خارج از کشور بهسر میبرد.
در واپسین روزهای دهه ٦٠، به تاریخ ششم اردیبهشتماه ٦٩، هنگامی که مهاجرانی معاون پارلمانی دولت دوم هاشمیرفسنجانی بود، مقالهای را در روزنامه اطلاعات منتشر کرد که عنوان و فحوای آن «مذاکره مستقیم» با آمریکا بود. یادداشتی که مخالفتهای زیادی را برانگیخت اما، با گذشت بیش از ٢٠ سال، اینبار در گردهمایی کارگزارانیها از خود ردی برجا گذاشت؛ چرا كه، تابلوی اولین گردهمایی، «مذاکره ملی بود»، همان بحثی که غلامحسین کرباسچی برای اولینبار در مراسم افطاری روحانی با فعالان حزبی اصولگرا و اصلاحطلب مطرح کرده بود و گویا حالا تبدیل به برنامه عمل حزب در ٢٠ سالگی آن شده است.
کرباسچی، مردی با موهای جوگندمی کوتاه که مدتهاست دیگر بهمانند سالهای دهه ٧٠ و به رسم دوران تحصیل و طلبگی، محاسنی بر چهره ندارد، تمام مدت سخنرانی خود در کنگره را بیآنکه فرازوفرودی در لحن صدایش ایجاد شود، به موضوع مذاکره ملی پرداخت و البته گریزی هم به مقاله مذاکره مستقیم زد. البته اشاره مستقیمی به نام نویسنده نکرد و در بخشی از صحبتهایش اینگونه گفت: «روزی یک عده از دوستان شورای مرکزی، مذاکره مستقیم را مطرح کردند، بعدها دیدیم وقتی تعقل در جامعه عمومی شد، خردها به این نتیجه رسیدند که برای عبور از تنگناهای خودساخته دولت قبل، با منطق قوی باید با دنیا به مذاکره بپردازیم».
از اینجا به بعد بود که نقدها به دولت گذشته آغاز شد. محمدعلی نجفی، که هماکنون مشاور اقتصادی دولت روحانی است، در کنار محمد طبیبیان، از اقتصاددانان مدافع نظریات اقتصادی لیبرالیستی، آماری ارائه کرد که به تأثیرات اقتصادی ناشی از تحریمها میپرداخت و راه دوچندان دشوار روحانی برای حل معضلات اقتصادی را بازگو میکرد. گویی اولین گردهمایی کارگزارانیها به دادگاهی برای عملکرد دولتهای احمدینژاد تبدیل شده بود، بدون متهمی که اینروزها دست پیش گرفته و بهجای پاسخگویی به مدیریت هشت سال گذشته، راه شکایت از برملاکنندگان را انتخاب کرده است.
کالبدشکافی اقتصادی تحریم و ماقبلتحریم
محمدعلی نجفی سخنانش را با مصرع «ما را به سختجانی خویش این گمان نبود» آغاز کرد. او ابتدا به گزارشی از رفتارهای دولتهای احمدینژاد اشاره کرد که بهگفته او رفتارهای «ایدئالیستی مبتنی بر توهم» بود. نجفی بعد هم توضیحی از وضعیت تحریمها ارائه داد. سخنان تکاندهنده نجفی و بعد از آن طبیبیان از واقعیتهای تحریم، اکثر مهمانان را قلمبهدست کرده بود تا هم بهدقت گوش کرده و هم نکتهبرداری کنند. شاید به این علت فضای اولین گردهمایی کارگزارانیها مثل هوای سالن کوچک «رایزن» سنگین شده بود.
ورودی سالن آشنای «رایزن» که جلسات بنیاد باران معمولا در آنجا برگزار میشود، پیش از آغاز مراسم تقریبا شلوغ بود. فائزه هاشمی که وارد شد، خواسته یا ناخواسته، بهمانند میزبان در آستانه ایستاد و ميهمانان هنگام ورود و خروج چند دقیقهای را صرف گپوگفت با او کردند. بقیه اعضای هیأت مؤسس بههمراه اعضای شورای مرکزی و در رأس آنها اسحاق جهانگیری صندلیهای ردیف اول و دوم سالن را به خود اختصاص داده بودند. جهانگیری بعد از سخنرانی کرباسچی، سالن را ترک کرد و نجفی بهعنوان تنها عضو باقیمانده از دولت در جمع اعضای حزب، سخنرانی کرد. بهگفته نجفی، مسکن مهر، هدفمندی یارانهها، واگذاری سهام عدالت و بدهی دولت به سازمانهای تأمین اجتماعی تا سالیان سال گریبان اقتصاد کشور را رها نخواهد کرد. بهگفته نجفی، هزینه مسکن مهر از طریق استقراض از بانک مرکزی تأمین شد. او درحالیکه به آثار سوء هدفمندی یارانهها در بخش تولید اشاره داشت، گفت که واگذاری «سهام عدالت» باعث شد تعدادی از بنگاههای اقتصادی با مشکلات حاد اقتصادی مواجه شوند و برای دولت بدهی ایجاد شده است. نجفی بعد به بدهی دولت به سازمان تأمین اجتماعی اشاره کرد و گفت که دولت ٨٥ هزار میلیارد تومان به این سازمان بدهی دارد. این در حالی است که کل بودجه عمرانی کشور ١٢ هزار میلیارد تومان است. او ادامه داد: «مثلا در شرکت خودروسازی سایپا حدود ششهزار و ٥٠٠ میلیارد تومان بهدلیل واگذاری سهام به کارگران - که در یک اقدام با انگیزه سیاسی صورت گرفت - منجر به بدهکاری این شرکت شده است». او سپس ادامه داد که حدود ٧٦ درصد هزینههای صندوقهای بازنشستگی در طول سال از کل بودجه دولت تأمین میشود. نجفی ادامه داد: صندوقی که باید منابع آن توسط خود سازمان تأمین شود، ٦٠ درصد بودجهاش از دولت تأمین میشود. نجفی گفت بدتر از آن، وضعیت صندوق بازنشستگی لشكری است که ٩٤ درصد آن از بودجه دولت تأمین میشود. به گفته نجفی، بازنشستگان به ردیفهای مستخدمین شاغل دولت در بودجه تبدیل شدهاند.
بلای تحریمها
نجفی متوسطالقامه با همان محاسن معروف به پرفسوری که سالهاست تغییری نکرده، در بخش دیگر سخنانش، به آثار تحریمها اشاره کرد. او گفت در اثر تحریمها صادرات نفت ایران از دومیلیون و صد هزار بشکه به یکمیلیونو پنجاه هزار بشکه یعنی به نصف کاهش پیدا کرد که خسارتهای آن به اقتصاد در سال ٢٠ میلیارد دلار است. به گفته نجفی در اثر تحریمها هزینه مبادلات اقتصادی حداقل ١٥ درصد افزایش یافت. یعنی اگر سالانه صدمیلیارد دلار تبادل اقتصادی صورت گرفته باشد، این عدد به ١١٥ میلیارد دلار برای ایران افزایش یافته و نتیجه آن واردشدن ١٥ میلیارد دلار در سال هزینه اضافه بر کشور بوده است که میتوانسته صرف اشتغالزایی شود. نجفی همچنین گفت «در سال ٩١ که سازمان تحریمها تقریبا بهطور کامل در ایران شکل گرفت، رشد اقتصادی منفی شش و هشتدهم درصد (٦,٨-) شد و تورم به سیونیم درصد رسید و ما از نظر تورم دومین کشور دنیا بعد از کشور دوست و برادر ونزوئلا بودیم».
طی ٨ سال در اشتغال تغییری ایجاد نشد
نجفی در همین زمینه ادامه داد: رشد منفی ششوهشتدهم درصدی با درنظرگرفتن افزایش جمعیت دو درصدی به معنای فقیرشدن ٨,٨ درصدی تکتک آحاد کشور بوده است. او سپس به آمار ایجاد شغل از سال ٨٤ تا ٩٢ پرداخت. به گفته نجفی، تعداد شاغلان در این هشت سال، هیچ تغییری نکرده است، مگر چیزی حدود ٩ هزارو ٦٠٠ نفر. او گفت آمار شاغلان کشور در سال ٨٤، ٢٠میلیونو ٦٠٠ هزار نفر بود و آمار آن در سال ٩١ تغییری نکرده بود. او با ابراز نگرانی از کسری بودجه در سال جاری گفت دولت امسال با ٥٠ هزار میلیارد تومان کسری بودجه مواجه است که با این کسری، رشد اقتصادی در سال جاری نیمدرصد یا درجازدن خواهد بود. او گفت اگر روند گذشته ادامه پیدا میکرد کشتی اقتصاد کشور که به گل نشسته بود، به واژگونی میرسید. نجفی به روند مذاکرات هستهای اشاره کرد و گفت در آینده معلوم میشود که از چه شرایطی رها شدیم و و معلوم نبود اگر این وضعیت ادامه پیدا میکرد، چه بر سر مردم و نظام میآمد. او گفت خیلی مطالب را نمیتوان به دلیل سوءاستفادههای خارجی مطرح کرد. نجفی با بیان اینکه «اگر دست حمایتی مقاممعظمرهبری نبود این مذاکرات به نتیجه نمیرسید و البته اگر فرمان هدایت مذاکرات به دست شخص رئیسجمهور نبود، این مذاکرات به نتیجه نمیرسید»، گفت: باوجود فشارها توانستیم تورم را از سی و نیم درصد، به چهارده و نیم درصد برسانیم و این خود یک علامت برای آمریکا بود که نرمش نشان دهد. چون نظام درستی حاکم بود که میتوانست آثار تحریم را کنترل کند.
نیاز به جذب سالانه ٢٠ میلیارد دلار
او سپس به شرایط پساتحریم اشاره کرد و گفت با افزایش صادرات نفت ایران، قیمت نفت در کوتاهمدت کاهش پیدا خواهد کرد اما در بلندمدت با افزایش روبهرو خواهیم بود. او همچنین به میل سرمایهگذاری و تسهیل مبادلات خارجی اشاره کرد و گفت از اولویتهای پساتحریم افزایش جذب سرمایهگذاری مستقیم خواهد بود که با خود تکنولوژی، سرمایه و اشتغال بههمراه خواهد آورد. حملونقل و ترانزیت، توجه به بخش خصوصی و نه خصولتی (سازمانها و نهادهای عمومی که جای بخش خصوصی واقعی را گرفتند) و توجه به طرحهای دانشبنیان برای اشتغال جوانان، ازجمله اولویتهای نجفی برای اقتصاد پساتحریم بود. او همچنین گفت برای برنامه ششم توسعه رشد متوسط هشت درصدی در نظر گرفته شده است که برای تحقق آن باید سالانه مبلغ ٢٠ میلیارد دلار منابع خارجی وارد کشور شود.
سال ٩٥ مردم کمکم آثار رفع تحریمها را درک میکنند
او همچنین در بخش دیگر سخنان خود پیشبینی کرد آثار رفع تحریمها از نیمه دوم سال ٩٥ کمکم در زندگی مردم هم نمود پیدا کند. بااینحال، او همچنان تأکید کرد باید «مدیریت انتظارات مردم» بهدرستی انجام شود. آنها که دیروز منکر تأثیر تحریمها بودند، از همین امروز خواهان اثر برداشتهشدن تحریمها بر زندگی مردم هستند. او همچنین گفت اگر دوباره در پنج سال برنامه ششم همه وقتمان صرف دعواهای دلواپسان شود، کار مملکت پیش نمیرود.
غارت اموال عمومی به نام اقتصاد آزاد
محمد طبیبیان که از مدافعان اقتصاد آزاد است، اگرچه با خنده تریبون را تحویل گرفت و گفت امیدوارم سخنانم در تعارض با سخنان آقای نجفی نباشد، اما او هم در ابتدای سخنان خود به نقد تفکرات اقتصادی هشت سال گذشته پرداخت و گفت در دولت قبل هرجومرج و غارت اموال عمومی به جای تفکر اقتصاد آزاد، خود را جا انداخته بود. علاوهبر اینکه واگذاری، جای خصوصیسازی را گرفته بود.
به گفته طبیبیان در شرایط تحریمی طبقه «تنآسا» شکل میگیرد که ثروت خود را نه بر مبنای تلاش و کوشش که بر اثر غارت اموال عمومی به دست آورده است. طبیبیان گفت مراقب باشیم این طبقه شکل نگیرد و اگر گرفت باید با ابزارهای حقوقی و سیاسی اصلاح شود. طبیبیان در ادامه که نوعی پاسخ به سخنان نجفی محسوب میشد، یکی از مشکلات ناشی از تحریمها را تحریم بانکی دانست و گفت این نوع تحریم جدای از سازمان تحریمهای هستهای و توسط خزانهداری آمریکا بر کشور تحمیل شده است. به گفته طبیبیان با این شیوه تحریم، عملا آمریکا سیستم حقوقی خود را در دل کشورهای دیگر اجرا کرده و بانکهای آنها را به پلیس تبدیل کرده است؛ چراکه اگر هر بانکی با ایران معامله میکرد از طرف آمریکا مجبور به پرداخت جریمه میشد و باید هم پرداخت میکرد. به گفته طبیبیان، رفع این تحریم ابزار حقوقی میخواهد و قدرت لابیگری که در دل این توافق هستهای وجود دارد. او همچنین به بحث جذب سرمایهگذاری اشاره کرد و گفت سرمایهگذار جایی میرود و میماند که احساس امنیت کند؛ اما در ایران به دلیل اینکه شاخص فساد در بین بیش از ١٧٠ کشور، ١٣٦ است سرمایهگذار وارد هم بشود، در ماندن خود تردید میکند. او همچنین به نقشه فقر در کشور اشاره کرد و گفت در این نقشه در همه نقاط مرزی کشور، بیش از نصف جمعیت از خط فقر پایینتر هستند و همین مسئله باز هم سرمایهگذار را به لحاظ امنیتی دچار تردید میکند.
مقایسه با جمهوری وایمار
اما قبل از سخنرانی طبیبیان، احمد نقیبزاده از استادان علوم سیاسی و روابط بینالملل، در یک بازنگری تاریخی نگاهی به رویکارآمدن احزاب راست و چپ افراطی در جمهوری وایمار داشت و از این رهگذر خواست بهصورت تلویحی مقایسهای با جمهوری وایمار (حکومت آلمان در حد فاصل بین دو جنگ جهانی) داشته باشد. او به رویکارآمدن هیتلر در اثر کناررفتن احزاب میانهرو و قدرتگرفتن احزاب رادیکال چپ و راست اشاره کرد و معتقد بود هیتلر به این دلیل توانست حزب نازی را ایجاد کند و هر روز بر شمار هواداران آن اضافه کند که در شرایط افراط و تفریط مردم به آن میپیوندند، وگرنه هیتلر در ابتدا فرد معروف و صاحب کلام و عقیدهای نبود. او در ادامه به نقش احزاب در آموزش اعضا و بدنه و البته سازماندهی آنها اشاره کرد و گفت احزاب باید بتوانند بهلحاظ مالی و از راههایی مثل حق عضویت، استقلال خود را از دولت حفظ کنند تا به موفقیت برسند.
تقدم منافع ملی بر مصالح گروهی
اما پیش از آنکه این سه استاد دانشگاه بخواهند وارد نقد دولت احمدینژاد شوند، غلامحسین کرباسچی بهعنوان دبیرکل حزب، پشت تریبون رفت و در سخنانش به تبیین مواضع حزب که در شعار مذاکره ملی متبلور شده است، پرداخت. او اساس این کار را تأکید بر مصالح عمومی و منافع ملی و عبور از منافع شخصی دانست. کرباسچی به اینجا که رسید، خواست به نقدهایی درباره نوع موضعگیریهای کارگزاران هم پاسخ بدهد. او که به رسم سابقه روحانیبودنش، هرازگاهی هم از آیههای قرآن برای تکمیل سخنانش بهره میبرد، اینبار گفت: گاهی به ما ایراد میگیرند که شما هم با اصلاحطلبان و هم با اصولگرایان و هم با معتدلین در ارتباط هستید؛ اما بینی و بینالله من شهادت میدهم آنچه در شورای مرکزی و حزب گفته شده، چیزی جز مصالح عموم و منافع مردم نبوده است. او ادامه داد: ما دنبال تسلط کارگزاران بر مجموعههای دولتی و وزارتخانهها و استانداریها نبوده و نیستیم. اینکه حزب برای رسیدن به قدرت است و کسی که به قدرت رسید باید به بقیه اعضا کمک کند تا قدرت کسب کنند، حرف درستی نیست. او در راستای توضیح همان مذاکره ملی گفت بر مبنای منافع ملی و مصالح مردم، نهفقط با نیروهای همفکر اصلاحات، بلکه از ائمه جمعه، نیروهای امنیتی و مخالفان خود برای مذاکره باید دعوت کنیم تا بتوانیم نهضت گفتوگو را به راه بیندازیم.
هم ظریف میخواهیم هم قاسم سلیمانی
کرباسچی برای روشنترشدن آنچه در اندیشه کارگزارن میگذرد، گریزی هم به شرایط منطقه زد و البته عبارت جالبی را هم از محمود دولتآبادی نقل کرد. به گفته کرباسچی، ایران در ٢٥ سال اخیر پس از رحلت امام خمینی، دورهای تاریخی را پشتسر گذاشت که در گذشته کمتر اتفاق افتاده بود، اینکه امروز در سوریه، لبنان، یمن، بحرین و... حرف مهم را میزنیم، نکته درخشانی برای ماست. او در ادامه همین سخنان بود که گفت آقای دولتآبادی میگوید ما هم به ظریف احتیاج داریم و هم به قاسم سلیمانی نیاز داریم. کرباسچی در توضیح بیشتر گفت که این سخن از طرف یک فعال سیاسی یا نظامی نیست، بلکه از قول روشنفکری است که افکار و ایدههای او را میشناسید. او در آخر سخنانش هم گفت: در بحث مذاکره امروز برای مجموعه اصلاحطلبان بهترین موقعیت فراهم شده تا بر مبنای مسائل ملی وارد گفتوگو شوند. مبنای اصلی این است که واقعگرایی را از دست ندهیم و دچار احساسات نشویم، مصالح ما و آبروی ما در مقابل منافع مردم هیچ ارزشی ندارد. بدون واقعگرایی، همگرایی اتفاق نمیافتد.
ثبتنام حداکثری در انتخابات
بعد از سخنان کرباسچی فائزه هاشمی پشت تریبون آمد. او همچنان با یک دست چادرش را گرفته بود و با دستی دیگر برگههای گزارش از عملکرد سازماندهی حزب در استانها را، اما قبل از اینکه بخواهد گزارش را قرائت کند، به طنز گفت: آقای کرباسچی به من گفته بودند که خوب نیست شما این قدر درباره زنان صحبت میکنید، بگذارید ما بگوییم که اثرگذاری بیشتری خواهد داشت. من هم قبول کردم اما دیدم که ایشان باز هم چیزی نگفتند. با سخنان فائزه هاشمی بود که حاضران به وجد آمدند و دستی به نشانه تأیید زدند. او همچنین موضوع سهمیه ٣٠ درصدی از فهرستهای انتخاباتی مربوط به بانوان را باز هم تکرار کرد و همان حرف همیشگی را گفت که آقای هاشمی میگوید شما خانمها به خودتان رأی نمیدهید، که اگر رأی بدهید همه مجلس را میگیرید. میهمانان باز هم او را تشویق کردند و چند زنی که در میان مردان دعوتشده به همایش به چشم میخوردند، از داخل جمعیت خواستار سهمیه ٥٠ درصدی شدند. اما او در بخش دیگر سخنانش نکته مهمی را مورد اشاره قرار داد. هاشمی خواستار ثبتنام حداکثری در انتخابات پیشرو شد و گفت از آنجا که معلوم نیست وضعیت بررسی صلاحیتها چگونه قرار است باشد، همه آنها که امکان رأیآوری دارند، حتی آنها که فکر میکنند درصد پایینی برای رأیآوری دارند یا آنها که فکر میکنند ممکن است با ردصلاحیت مواجه شوند، ثبتنام کنند تا برای پرکردن فهرستها با کمبود مواجه نباشیم.
عکسهای یادگاری
بخش اول نشست با سخنرانی میهمانان پایان گرفت و اعضا برای ناهار و شرکت در پنلهای تخصصی سالن رایزن را ترک کردند. در رستوران بعد از صرف ناهار، بازار سلفیگرفتن اعضا با کرباسچی داغ بود. میهمانان شهرستانی حزب، عصرهنگام به جماران رفتند و با آیتالله هاشمیرفسنجانی دیدار کردند. مهدی هاشمی در کنار عفت مرعشی هم در حسینیه بودند و فاطمه، دیگر فرزند آیتالله، هم به آنان اضافه شده بود. گردهمایی یکروزه بعد از ٢٠ سال به این ترتیب پایان گرفت تا مقدمهای باشد برای تشکیل اولین کنگره.
----------------------------------------------------------------------------------
روایت هاشمیرفسنجانی از نقش رهبری در تأسیس کارگزاران
روابطعمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام: آیتالله هاشمیرفسنجانی در گردهمایی سراسری حزب کارگزاران سازندگی با بیان اینکه وقت مناسبی را برای آغاز حرکت جدید انتخاب کردید، با تشریح چرایی و چگونگی تشکیل حزب، به جلسه جامعه روحانیت مبارز اشاره کرد و گفت: طبیعی بود که برای تهران از دو جناح و مستقلها نیروهایی را معرفی کنیم، اما روحانیت مبارز که از یک جناح بودند، مایل بودند که هر ٣٠ نامزد از جناح راست انتخاب شوند. او گفت: من میگفتم روحانیت باید حالت پدرانه خود را حفظ کند. او گفت: در جلسات روحانیت مبارز قبول کردند که پنج نفر از نیروهای خارج از جمع آنها باشند که تصویب شد، اما بعدها آقای ناطقنوری خبر داد که اعضای گروههای همسوی جامعه میگویند ما خودمان رأی داریم و چرا باید رأی خود را به دیگران بدهیم. او با بیان سخنان خود و ناطقنوری در اینباره گفت: وقتی به نتیجه نرسیدیم، قرار شد با رهبری در میان بگذاریم که ایشان گفتند چرا میخواهید دست دیگران را ببندید و آنها هم نامزد معرفی کنند که در این صورت با رقابت انتخابات واقعیتر و صندوقهای رأی پر میشود. آیتالله هاشمیرفسنجانی با اشاره به بیانیه آغازین کارگزاران گفت: دو بیانیه، زلزلهای در فضای انتخاباتی جامعه انداخت و رقبا ترسیدند که متوسل به رهبری شدند.
او با یادآوری شروط رهبری برای ورود و عدم ورود وزرا در فهرست کارگزاران، گفت: وقتی کارگزاران شروط را شنیدند، پیش من آمدند و گفتند اگر رهبری راضی نیستند، ادامه ندهیم که من با رهبری تلفنی صحبت کردم و ایشان از زاویه پرکردن صندوقها گفتند که معاونان و شهردار تهران میتوانند برای نامزدها فهرست بدهند.
آیتالله هاشمیرفسنجانی با تأکید بر اینکه «منطق من حفظ جایگاه روحانیت و عدم القای اختلاف بین من و رهبری بود»، گفت: وقتی دیدم آنها دارند برای بیانیه امضا میگیرند، ماجرا را به رهبری گفتم و ایشان هم دوباره تأکید کردند که مانع حضور این گروه نشویم. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: از همان زمان هم مرا پدر معنوی این حزب میدانند و هم تبلیغات منفی علیه این حزب شروع شد که هنوز ادامه دارد.
او در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این مطلب که اگر مردم ببینند مسئولان با رأی آنها میآیند، صبوری میکنند، گفت: اگر انتخابات سالم باشد، همهچیز در کشور ما آماده است که ایران الگوی جهان باشد. آیتالله هاشمیرفسنجانی با تأکید بر نقش انتخابات و حضور مردم، به جمله رهبری مبنیبر حقالناسبودن رأی اشاره کرد و گفت: این سخن رهبری که رأی مردم حقالناس است، حرف خیلی بزرگی است. گرچه صداوسیما و رسانههای مانند آن که معمولا برای سخنان و گفتههای رهبری مدتها برنامه میسازند و بر آن تأکید میکنند از کنار این جمله گذشتند. گرفتن حق انتخاب از مردم گناه بزرگی است و تا خود صاحب حق نبخشد، فرد خطاکار در بارگاه الهی بخشیده نمیشود. آیتالله هاشمیرفسنجانی به خاطرهای از شاه اشاره کرد که روزی با هلیکوپتر در تهران گشت و با دیدن حضور انبوه مردم در راهپیماییهای اعتراضی، بعد از آمدن به دفتر خود، به اطرافیان خود گفت که ما برای مردم زحمت میکشیم، پس چرا اینگونه میکنند. او با انتقاد از کسانی که اهمیتی به رأی مردم نمیدهند، گفت: هنوز هم حرف اصلی را مردم میزنند. جوانان، تحصیلکرده و آگاه هستند و نمیتوان با شعارهای تبلیغاتی و بیان آمار غیرواقعی آنها را فریب داد، چون در بطن حوادث هستند.
احمدینژاد در دادگاه کارگزاران
ساعت 24-چهرههایشان آشکارا تغییر کرده است. گرد پیری بر سروصورت دارند. یکی از آنها به دیار باقی رفته و یکی هم آن سوی مرزهاست. آنها که باقی ماندهاند هم در این سالها نقشهای گوناگونی را بازی کردهاند. گاه در مجلس بودهاند، گاهی در دولت و البته گاهی هم طعم زندان را چشیدهاند. حالا با همه آن سرد و گرمها، در آستانه یک انتخابات دیگر دور هم جمع شدهاند، آنهم نه فقط همانها که نامآشنا بودند.
نظرات کاربران