div align="justify">بيشترين واردات گندم ايران از چه كشوري است؟
بيشترين واردات گندم ايران از اروپاست. البته اين مساله در دورههاي مختلف متفاوت است. درحال حاضر، روسيه و قزاقستان بزرگترين تامينكنندگان گندم خارجي ايران هستند. اما در يكسال اخير، ما واردكننده بزرگ گندم آلمان بودهايم. دورههايي هم بوده است كه بيشترين واردات گندم ايران از امريكا و كانادا بوده است.
به نظر شما، بهترين مبدا براي واردات گندم كدام كشور است؟
براي ما و با توجه به موقعيت جغرافيايي بهتر است بيشترين حجم تجارت ما با كشورهاي روسيه و قزاقستان باشد. جداي از كيفيت مطلوب گندم توليدي اين كشورها، به خاطر نزديكي، قيمت حملونقل و در نتيجه هزينه تمامشده خريد گندم از همسايههاي شمالي ارزانتر است. مساله ديگر اين است كه اين گندم با ذائقه ايراني سازگارتر است. جداي از روسيه و قزاقستان، كشورهاي اروپايي مانند فرانسه نيز شركاي تجاري خوبي هستند. البته همه اين مسائل به شرط آن است كه زيرساختهاي حملونقل توسعه پيدا كند.
بسياري از كارشناسان بر اين باورند كه با توجه به بازدهي پايين عوامل توليد گندم در ايران، مانند آب، قيمت تمامشده اين محصول گران است و توليد داخلي آن بهصرفه نيست. نظر شما در اينباره چيست؟
اين يك واقعيت است كه بازده توليد داخلي گندم در هكتار پايين است. درحال حاضر قيمت گندم خوب در دنيا كيلويي ۲۰۰دلار و در ايران ۴۰۰دلار است و اين به آن معناست كه هزينه تمامشده توليد داخلي بسيار بالاست. اين مساله واضح است كه قيمت گندم وارداتي، پايينتر از نرخ خريد تضميني گندم است. اما راهكار اين مساله، توقف توليد داخل نيست. بلكه بايد امكانات بهزراعي تقويت شود و راهكارهاي نوين آبياري دركشور توسعه يابد. تمام بودجه دولتي كه قرار است به شكل برنامه يا تسهيلات در زراعت خرج شود، بايد صرف توسعه امكانات كشاورزي مدرن و آبياري نوين شود.
يكي از مسائلي كه اين روزها مطرح است، تركيب گندمهاي خريداري شده ازكشورهاي مختلف با كيفيت متفاوت براي توليد آرد است. به عنوان مثال ميگويند كه گندم روسي و اوكرايني به خاطر قيمت تمامشده پايينتر تركيب ميشوند. آيا اين اتفاق در صنايع توليد آرد رخ ميدهد؟
اين اتفاق طبيعي است و درصنايع توليد آرد رخ ميدهد. آرد توليدي بايد مولفههاي مشخصي داشته باشد كه ميتوان آن را با تركيب گندمهاي متفاوت به دست آورد. ميتوان گندمي با كيفيت بالاتر و مولفههاي مطلوبتر را با گندمي ارزانتر مخلوط كرد و محصولي ارزان به دست آورد، بيآنكه كيفيت آرد توليدي تحت تاثير قرار بگيرد. به عنوان مثال، من معتقدم كه تركيب گندم روسي و فرانسوي ميتواند ميكسي ارزان توليد كند كه تمام مولفههاي موردنظر را دارد.
پس ميتوان گفت كه دليل كيفيت پايين آرد به همين دليل است.
كيفيت آرد پايين نيست! چون استاندارد آرد اجباري است و كيفيت اين محصول بنا بر الزامات استاندارد نميتواند از حدي پايينتر باشد. البته اين مساله قابل ذكر است كه كيفيت گندم ايراني از قبل بهتر شده، اما به حد استاندارد جهاني نرسيده است.
اما بسياري از توليدكنندگان از كيفيت پايين آرد گله دارند!
كيفيت يك امر نسبي است و كيفيت آرد به نوع و زمان مصرف آن بستگي دارد. به عنوان مثال، آرد با گلوتين ۲۷ براي پخت نان در تابستان خوب است اما به درد زمستان نميخورد. من آرد بيكيفيت در بازار نديدهام. آرد يك محصول تخصصي است. آرد بيسكويت با آرد ماكاروني فرق ميكند. صنايع مختلف آرد مختلف ميخواهند. اينكه يك واحد توليدي از كيفيت پايين آرد مصرفي گلايه دارد، بيسليقگي آن توليدكننده را ميرساند كه نتوانسته است آرد مناسب صنعت خود را تهيه كند.
البته شكايت از كيفيت، مختص توليدكنندگان نيست و بسياري از مردم نيز از كيفيت پايين نان گله دارند. اين كيفيت پايين را نميتوان به آرد مصرفي ربط داد؟
نان مقوله پيچيدهيي است. بايد ديد چرا مردم از نان ناراضي هستند و شكايتشان از چيست؟ آيا مشكل رنگ نان است، يا بياتشدنش؟ من هم از سفيدي نان ناراضي هستم. ناني كه ما ميخوريم، نان تخت است. اين يعني سطح مقطع آن زياد و عرضش كم است. اين نان بايد درست مصرف يا نگهداري شود. اگر نگهداري نان درست نباشد، خشك، له يا خمير ميشود. دريك كلام ميتوانم بگويم كه شرايط نگهداري نان توسط مردم بد است. مشكل نان، كيفيت آرد نيست.
پس مشكل نان كجاست؟
يكي از مشكلات بزرگ نان اين است كه دايما ميخواهند قيمت قرص نان حفظ شود. اين مساله باعث ميشود كه وزن چانه كم و زياد شود و كيفيتش پايين بيايد. دولت وزن چانه نان را به نفع ثابت نگهداشتن قيمت قرصش كنترل ميكند و اين به صلاح نيست. نان بايد كيلويي فروخته شود. مانند بسياري از كالاهاي ديگر كه واحد قيمتگذاري آنها وزنشان است.
يكي از مشكلاتي كه براي صنعت نان برشمرده ميشود، سنتي بودن آن است. به نظر شما اين مساله تا چه حد براي اين صنعت مشكلزاست؟
ذائقه ايراني، نانهاي غيرايراني را نميپسندد. ناني كه در ايران مصرف ميشود، نان تخت است. به عنوان مثال مصرف نان لواش در ايران ۴ميليون تن در سال است. اما اين مساله نيز غيرقابل كتمان است كه روشهاي پخت سنتي، بهرهوري صنايع نان را پايين آورده است. براي حل اين مساله، دستور پخت بايد سنتي و روش پخت صنعتي باشد. بخشهايي كه امكان صنعتي شدن دارد، بايد صنعتي شود و اين اتفاقي است كه به زودي خواهد افتاد. به زودي صنعت نان ايران با ورود ماشينآلات جديد متحول خواهد شد.
آيا با ورود نان صنعتي، نان سنتي به كالايي لوكس تبديل ميشود؟
به نظر من در آينده نزديك، نان صنعتي بخش بزرگي از نياز كشور به نان را تامين خواهد كرد. آنچه مشخص است، آن دسته از مردم كه ميخواهند از نان سنتي استفاده كنند، بايد بيشتر هزينه كنند. نان نبايد بخور و نمير باشد. اگر بخواهيم نان كالايي باشد كه از خوردنش لذت ببريم، بايد بابتش پول بدهيم. براي آنكه در روش پخت سنتي، كيفيت نان حفظ شود، بايد از كارگر متخصص استفاده شود. شاطر نان سنگك بايد روزي ۱۱كيلومتر راه برود و در گرماي طاقتفرسا كار كند. وقتي قيمت نان كارگر را پايين نگه ميداري، ديگر شاطر متخصص كار نميكند.
به غير از موارد ذكر شده ديگر چه چالشهايي ميتوان براي صنعت نان برشمرد؟
دو چالش بزرگ در صنعت نان كشور وجود دارد. يكي اينكه نان تبديل به مبحثي سياسي شده است و دولتها به دنبال اين مسالهاند كه براي تامين غذاي مردم، قيمتش را حفظ كنند. درحالي كه مساله نان بايد اقتصادي باشد و دخل و خرج بنگاه با هم جور دربيايد. مساله ديگر هم اينكه ۵۰سال است نان در ايران رانتي شده است.
به وجود رانت در صنعت نان ايران اشاره كرديد، امكانش هست كمي شفافتر صحبت كنيد؟
نان در ايران، به دست عدهيي خاص اداره ميشود و تصميمگيريها متاثر از منافع اين عده است. در هر كيلو نان ۸۰۰- ۷۰۰تومان منفعت رانتي وجود دارد. صحبت از مصرف ۱۰ميليون تن نان در سال است. چاره كار در آزادسازي قيمت نان پنهان شده و آزادي اين قيمت، به نفع مردم و به ضرر رانتخواران است.
آيا آزادسازي قيمت نان، باعث كاهش قدرت خريد مردم نخواهد شد؟
اين آزادسازي بايد مديريت شده باشد كه به ضرر مردم تمام نشود. درحال حاضر، قيمت نان براي مردم چيزي حدود كيلويي ۲۶۰۰تومان است. اما با توجه به پرداختهاي دولتي، هر كيلو نان براي اقتصاد ايران ۳۸۰۰تومان هزينه دارد. با آزادسازي قيمت نان، قيمت هر كيلو نان به ۳۰۰۰تومان ميرسد. اما دورريز آن كاهش خواهد يافت و اين يعني نهايتا سهم نان از هزينههاي خانوار كاهش مييابد.
به مبحث آرد برگرديم. يكي از معضلاتي كه اين روزها گريبانگير صنايع مختلف شده است، ظرفيت مازاد برنياز كشور است. آيا اين مساله در مورد صنايع آرد نيز صادق است؟
بله. صنايع آرد ايران ظرفيت بالايي دارند كه توليد و حتي واردات گندم جوابگوي نياز آنها نيست. اين صنايع ميتوانند تمام آردهاي تخصصي را توليد كنند. درحال حاضر صنايع آرد توان توليد ۲۱ميليون تن گندم در سال را دارند. درحالي كه توليد آرد كشور رقمي نزديك به ۱۲ميليون تن است.
آيا راهكاري براي استفاده از اين ظرفيت بالا انديشيده شده است؟
در ۱۸ماه آينده، ايران جزو صادركنندگان بزرگ آرد درجهان خواهد بود. با وجود گندم ارزان روس و وعدههاي دولت، ميتوانيم ۵۰۰ تا ۶۰۰هزار تن آرد در سال صادر كنيم. عراق بزرگترين واردكننده آرد در جهان است و باقي واردكنندگان نيز عمدتا در اين منطقه هستند. اين مساله جداي از كيفيت بالاي آرد توليدي ايران، يك مزيت رقابتي براي ايران ايجاد ميكند.
در گفتوگو با محمدرضا مرتضوي، رييس انجمن آردسازان ايران مطرح شد
رانت 8هزار میلیارد تومانی نان در جیب یک عده خاص
گندم ايران در هر تن ۲۰۰ دلار گرانتر از گندم جهان است
نظرات کاربران