در كشورهاي مختلف از راهكارهاي گوناگوني براي مبارزه با فقر استفاده ميشود اما تخصيص بودجه براي فقرزدايي توسط دولتها يا سازمانها و نهادهايي كه با برنامههاي حمايتي خود درصدد افزايش سطح رفاه اجتماعي افراد در جامعه هستند، اغلب با محدوديتهايي همراه است. از اين رو شناسايي خانوارهايي از جامعه كه نياز به دريافت برنامههاي حمايتي دارند يا زير جامعههايي كه افراد آسيبپذير بيشتري در آنها تمركز يافتهاند از اهميت بالايي برخوردار است. در اين پژوهش، كه هدف آن تعيين توزيع خانوارهاي آسيبپذير در ايران در سطوح مختلف جغرافيايي است، خانوارهاي دو دهك پايين جامعه به عنوان خانوارهاي آسيبپذير درنظر گرفته شده و به تعيين توزيع اين خانوارها در مناطق مختلف جغرافيايي پرداخته شده است. جامعه هدف اين بررسي، خانوارهاي معمولي ساكن و گروهي كشور است.
در بخش دوم گزارش پس از ارائه مباني نظري تحقيق و پيشينه آن، به گروهبندي خانوارها بر مبناي آزمون تقريب وسع پرداخته شده است. ارزيابي مدل تحقيق و نتايج آن با استفاده از دادههاي آمارگيري هزينه و درآمد خانوار در بخش سوم گزارش ارائه شده است. در بخش چهارم گزارش پس از اطمينان از درستي نتايج حاصل از برازش رگرسيوني، درآمد مورد انتظار خانوارهاي كل كشور برآورد شده است. همچنين درصد خانوارهاي دو دهك پايين درآمد مورد انتظار در هر يك از استانها و شهرستانهاي كشور ارائه شده و جمعبندي و نتيجهگيري صورت گرفته است.
پس از برآورد درآمد مورد انتظار خانوارها براي بررسي عملكرد مدل رگرسيوني، خانوارهاي نمونه دهكبندي شدند و در هر استان نسبت خانوارها در دو دهك پايين درآمد و درآمد مورد انتظار خانوارها به دست آمد.
در اين اطلاعات اختلاف اندكي بين نسبت خانوارها در دو دهك پايين درآمد و درآمد مورد انتظار خانوارها وجود دارد. نمودار نسبت خانوارهاي دو دهك پايين درآمد و درآمد مورد انتظار خانوارها براساس دادههاي آمارگيري از هزينه و درآمد خانوار در شكل (۱) رسم شده است. اين شكل نيز بهوضوح نشان ميدهد استانهايي كه نسبت بزرگي از خانوارهاي دو دهك پايين درآمد را به خود اختصاص دادهاند داراي نسبت بزرگي از خانوارهاي دو دهك پايين درآمد مورد انتظار هستند و بهعكس.
مقايسه نسبت خانوارهاي دو دهك پايين جامعه براي دو متغير درآمد و درآمد مورد انتظار خانوارها در سطح استان نشان ميدهد برازش مدل رگرسيوني مناسب و استفاده از درآمد مورد انتظار به عنوان برآورد درآمد خانوارها به جاي اطلاع درآمد، كه در سرشماريهاي نفوس و مسكن ايران گردآوري نميشود، منطقي است.
همانگونه كه جزييات مدل نشان داده است نرخ درستي كل در كل كشور ۳/۸۵ درصد است. كمترين و بيشترين مقدار اين نرخ بين استانهاي مختلف به ترتيب برابر با ۷/۷۶ درصد براي استان لرستان و ۸/۹۴ درصد براي استان تهران است.
از آنجايي كه هدف اين بررسي رتبهبندي مناطق مختلف جغرافيايي از نظر سطح درآمد خانوارها است و شناسايي تكتك خانوارهاي فقير به تنهايي از اهداف بررسي نيست، كم بودن اختلاف بين تعداد خانوارهايي كه به اشتباه فقير تشخيص داده شدهاند و تعداد خانوارهايي كه به اشتباه غيرفقير تشخيص داده شدهاند بيش از كم بودن تعداد اين خانوارها داراي اهميت است. از اينرو در اين بررسي خطاي بروز فقر نسبت به ساير نرخها از اهميت بالاتري برخوردار است. ارقام نشان می دهد مقدار خطاي بروز فقر در كل كشور حدود صفر (۰۰۵/۰) درصد است. كمترين مقدار مطلق اين نرخ مربوط به استان ايلام حدود صفر (۰۴/۰) درصد است. استانهاي خراسان جنوبي با ۷/۴ درصد و بوشهر با ۱/۴ درصد بيشترين مقدار مطلق اين نرخ را بين استانهاي مختلف به خود اختصاص دادهاند. مقدار شاخص درستي فقر متوازن نيز براي كل كشور برابر ۳/۶۳ درصد است. اختلاف در مقدار اين شاخص براي استانهاي مختلف عمدتا به دليل اختلاف در دقت (تشخيص) فقر و كمپوششي در استانها است كه بنا بر اهداف بررسي از اهميت كمتري برخوردار است.
پس از اجراي يك الگوريتم اختصاصي، كل خانوارهاي معمولي ساكن و گروهي كشور (۲۱۱۵۹۰۳۳ خانوار) براساس درآمد مورد انتظار، دهكبندي و خانوارهاي دو دهك پايين جامعه در فايل سرشماري ۱۳۹۰ شناسايي شدند. جدول (۱) درصد خانوارهاي جامعه را در دو دهك پايين درآمد مورد انتظار به تفكيك هر يك از استانهاي كشور در سطح كل، نقاط شهري و نقاط روستايي نشان ميدهد. همانطور كه در اين جدول مشاهده ميشود كمترين و بيشترين درصد خانوارهاي دو دهك پايين درآمد مورد انتظار به ترتيب متعلق به استان تهران (با ۴/۳ درصد) و استان سيستان و بلوچستان (با ۸/۵۴ درصد) است. بعد از استان تهران استانهاي البرز، مازندران و قزوين در رتبههاي بعدي قرار دارند و نسبت به ساير استانها درصد كمتري از خانوارهاي آسيبپذير را به خود اختصاص دادهاند. از سوي ديگر استانهاي خراسان جنوبي، كرمان و خراسان شمالي نيز بعد از سيستان و بلوچستان بيشترين درصد خانوارهاي آسيبپذير را به خود اختصاص دادهاند. اين نتايج حاكي از همبستگي مكاني نسبي بين مناطقي از كشور است كه تمركز خانوارهاي دهكهاي پايين اقتصادي در آنها بيشتر از ساير مناطق است.
نقاط شهري ۱/۱۱ درصد و نقاط روستايي ۸/۴۳ درصد از خانوارهاي دو دهك پايين درآمد مورد انتظار را به خود اختصاص دادهاند. در نقاط شهري، كمترين و بيشترين درصد خانوارهاي دو دهك پايين درآمد مورد انتظار به ترتيب متعلق به استان تهران (با ۴/۲ درصد) و استان سيستان و بلوچستان (با ۲/۳۲ درصد) است و در نقاط روستايي كمترين و بيشترين درصد خانوارهاي دو دهك پايين درآمد مورد انتظار به ترتيب متعلق به استان البرز (با ۳/۱۳ درصد) و استان سيستان و بلوچستان (با ۹/۷۶ درصد) است.

درصد خانوارهاي جامعه در دو دهك پايين درآمد مورد انتظار به تفكيك هر يك از شهرستانهاي كشور نشان ميدهد كمترين درصد خانوارهاي دو دهك پايين درآمد مورد انتظار متعلق به شهرستان تهران از استان تهران (با ۸/۱درصد) و بيشترين درصد خانوارهاي دو دهك پايين درآمد مورد انتظار متعلق به شهرستان بشاگرد از استان هرمزگان (با ۳/۸۶درصد) است.
كمترين و بيشترين درصد خانوارهاي دو دهك پايين درآمد مورد انتظار در نقاط شهري شهرستانها به ترتيب متعلق به شهرستان ابوموسي از استان هرمزگان (با ۶/۱درصد) و شهرستان ريگان از استان كرمان (با ۴/۶۶درصد) و در نقاط روستايي شهرستانها به ترتيب متعلق به شهرستان فيروزكوه از استان تهران (با ۷/۴درصد) و شهرستان بشاگرد از استان هرمزگان (با ۸/۸۸درصد) است. نتايج الگو همچنين نشان ميدهد شهرستانهاي داراي بيشترين درصد خانوارهاي آسيبپذير اغلب متعلق به استانهايي هستند كه بيشترين درصد خانوارهاي جامعه در دو دهك پايين درآمد مورد انتظار را دربردارند. با اين حال وجود يك يا چند شهرستان از استانهايي كه در ردههاي بالاتر قرار دارند در رديفهاي بالاي هريك از اين جدولها نشانگر تفاوت در سطح اقتصادي شهرستانهاي مختلف استانهاست و بر لزوم توجه ويژه به برنامهريزيهاي شهرستاني تاكيد دارد.
نتيجه گيري
نتايج حاصل از برازش مدل رگرسيوني بر دادههاي سرشماري ۱۳۹۰ براي تعيين رده هريك از استانها و شهرستانهاي كشور در سطح كل، نقاط شهري و روستايي كشور مورد استفاده قرار گرفته است. اطلاعات اين ردهبندي ميتواند در تخصيص حمايتهاي مالي يا غيرمالي دولتها يا سازمانهاي خصوصي به خانوارهاي آسيبپذير جامعه يا انجام مطالعات لازم درخصوص تعيين توزيع فقر در كشور مورد استفاده قرار گيرد. نقاط فرين ردهبندي براساس درصد خانوارهاي دو دهك پايين درآمد مورد انتظار در هريك از سطوح نامبردهشده به قرار زير است:
*استان تهران در سطح كل و در سطح نقاط شهري و استان البرز در سطح نقاط روستايي، كمترين درصد خانوارهاي دو دهك پايين درآمد مورد انتظار را در بين استانها به خود اختصاص دادهاند.
*استان سيستانوبلوچستان در هر سه سطح كل، نقاط شهري و روستايي كشور داراي بيشترين درصد خانوارهاي دو دهك پايين درآمد مورد انتظار در بين استانهاي كشور است.
*شهرستان تهران از استان تهران و شهرستان بشاگرد از استان هرمزگان به ترتيب كمترين و بيشترين درصد خانوارهاي دو دهك پايين درآمد مورد انتظار را در بين شهرستانهاي كشور به خود اختصاص دادهاند.
*شهرستان ابوموسي از استان هرمزگان و شهرستان ريگان از استان كرمان به ترتيب داراي كمترين و بيشترين درصد خانوارهاي دو دهك پايين درآمد مورد انتظار در سطح نقاط شهري شهرستانها هستند.
*شهرستان فيروزكوه از استان تهران و شهرستان بشاگرد از استان هرمزگان نيز به ترتيب كمترين و بيشترين درصد خانوارهاي دو دهك پايين درآمد مورد انتظار را در سطح نقاط روستايي شهرستانها به خود اختصاص دادهاند.
با توجه به نتايج حاصل انتظار ميرود در استانها و شهرستانهايي كه براساس جدولهاي ارائه شده بيشترين خانوارهاي آسيبپذير را به خود اختصاص دادهاند، حمايتهاي اقتصادي ويژهيي صورت گيرد. براساس اين نتايج پيشنهاد ميشود در برنامهريزيهاي سياسي و اقتصادي، شهرستانهاي كشور به چهار گروه زير تقسيم و تخصيص منابع براساس اين تقسيمبندي انجام شود.
۱- شهرستانهايي كه كمتر از ۱۰درصد خانوارهاي آنها متعلق به دو دهك اول است،
۲- شهرستانهايي كه بين ۱۰ تا ۲۰درصد خانوارهاي آنها متعلق به دو دهك اول است،
۳- شهرستانهايي كه بين ۲۰ تا ۳۰درصد خانوارهاي آنها متعلق به دو دهك اول است،
۴- شهرستانهايي كه بيش از ۳۰درصد خانوارهاي آنها متعلق به دو دهك اول است.