به گزارش سایت گلوبال ریسک، گوشی‌های هوشمند به بخش مهمی از زندگی در کشورهای مختلفت تبدیل شده است. از سال ۲۰۱۳، فروش گوشی‌های هوشمند در جهان از فروش گوشی‌های معمولی سبقت گرفته است. با توجه به قدرت پایین خرید در کشورهای در حال توسعه‌یابنده و بهای نسبتا بالای گوشی‌های هوشمند، این امر تعجب‌آور به نظر می‌رسد. اما دو تحول عمده در بازار گوشی، این امر را امکان‌پذیر کرده است.

نخست حضور فزاینده سازندگان چینی باعث کاهش بهای گوشی‌ها شده است. گوشی‌های سامسونگ و اپل غالبا بهای بالای ۶۰۰ دلار دارند، اما بهای خرده‌فروشی برخی مدل‌های چینی کمتر از ۱۰۰ دلار است. تحول دوم جهش فناوری است. سازندگان فعلی می‌‌توانند از ساختن مدل‌های قدیمی صرف‌نظر و توجه خود را صرف مدل‌های جدید کنند. مثلا در آفریقا و جنوب شرق آسیا، اجرای زیرساخت جدید بر شبکه‌های موبایل و انرژی تجدیدپذیر متمرکز بوده اس، نه انرژی متعارف و خطوط زمینی. در نتیجه این کشورها در زمره اولین استفاده‌کنندگان از خدمات مبتنی بر شبکه همراه درآمده‌اند، مانند بانکداری همراه. اگر این عوامل را با رشد فزاینده جمعیت جوان ترکیب کنید، روش می‌شود که چرا بر اساس برخی برآوردها، اقتصادهای نوظهور ظرف یک دهه آینده حدود ۶۰ درصد بازار جهانی گوشی‌های هوشمند را تشکیل خواهند داد.

قیمت‌گذاری رقابتی برای بخش پایین بازار
اکنون اپل و سامسونگ حدود نیمی از بازار گوشی‌های هوشمند جهان را به خود اختصاص می‌دهند. سازندگان چینی نمی‌توانند با این دو غول صنعتی از نظر آوازه مارک و کیفیت تولید رقابت کنند. در عوض، سازندگان گوشی‌های چینی کوشیده‌اند از ۲ نقطه قوت خود استفاده کنند که اولین آن توان رقابتی قیمت‌های تولیداتشان است. سواد مصرف‌کنندگان در بازار کشورهای نوظهور پایین‌تر است و در نتیجه قیمت دیگر عوامل خرید را مانند اعتبار و کیفیت تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. این یک دلیل آن است که شرکت‌های چینی بخش مهمی از بازار را نه فقط در خارج بلکه در داخل به دست آورده‌اند.

در سال ۲۰۱۳، ورود گوشی‌های هوشمند برای دهک‌های پایین بازار مصرف‌کنندگان سبب شد که سامسونگ نیمی از سهم بازار خود را از دست بدهد. فعلا اپل در صدر است، اما شرکت‌هایی مانند شیائومی و هواوی فاصله خود را با آن کمتر کرده‌اند. در آفریقا، چندین شرکت خدمات تلفن همراه وارد مشارکت‌های راهبردی با سازندگان چینی برای ساختن گوشی‌های ارزان شده‌اند. در سال ۲۰۱۲، هواوی با شرکت سافریکام برای تولید یک گوشی مانند گوشی ایدیوس که ۵۰ دلار است، مشارکت کرد. این راهبرد موثر بود، زیرا اکنون هواوی نیمی از بازار گوشی‌های هوشمند کنیا را در اختیار دارد.

پیوند با تامین مالی
دومین مزیتی که سازندگان چینی از آن برخوردارند، این است که آنها از نقش فزاینده چین به عنوان تامین‌کننده مالی طرح‌های زیربنایی به خصوص در آفریقا بهره‌مند می‌شوند. بانک‌های دولتی چین نوعا با این شرط به دولت‌ها وام می‌دهند که آنها حقوق انحصاری خرید کالا و خدمات را به شرکت‌های چینی واگذار کنند. در حوزه بخش خصوصی نیز وضع همین طور است. قرارداد ۷۱ میلیون دلاری ساختن شبکه فیبر نوری سراسری در کنیا به هواوی داده شده و این شرکت تا به حال قراردادهایی به ارزش ۳۰۰ میلیون دلار در غنا به دست آورده است.

شرایط مساعد
برای دولت‌های کشورهای دارای اقتصاد نوظهور، مزیت دوم‌ جذاب‌تر است. شرکت‌های چینی خواستار رعایت مقررات حقوق زیست‌محیطی و کارگری نمی‌شوند. نهادهای غربی همچون صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی در عوض تامین مالی، الزامات سیاسی و اقتصادی تجویز می‌کنند که برای این دولت‌ها ناگوار است. اما شرکت‌های چینی به امور سیاسی داخلی کشورهای میزبان کاری ندارند و نبود مقررات سختگیرانه باعث اجرای راحت طرح‌ها می‌شود. برای برخی دیگر از کشورهایی که با کمبود نقدینگی مواجه هستند، بانک صادرات و واردات چین تامین مالی طرح‌ها را بر عهده می‌گیرد و هزینه آن را به صورت مواد خام طبیعی قبول می‌کند. این ساختار کاری به الگوی آنگولا معروف است.

موج بعدی تولید لوازم خانگی در آسیا
رشد اقتصادی چین به قدری کاهش یافته است که اخیرا پکن در اقدامی غافلگیرانه ارزش پول خود را کاهش داد. با وجودی که هنوز ارزیابی پیامدهای این تصمیم زود است، این اقدام مطمئنا بر توان رقابت گوشی‌های چینی و زیان اپل و سامسونگ می‌افزاید. در دهه ۱۹۷۰، رشد خیره‌کننده ژاپن در بازار لوازم خانگی الکترونیک ناشی از تقلید شرکت‌های ژاپنی از سازندگان آمریکایی و بیرون کردن تدریجی آنها از بازار بود. در دهه گذشته، کره جنوبی توانست با به کار بستن همین راهبرد، در برخی صنایع ژاپن را کنار بزند.

بر اساس الگوی متعارف توسعه صادرات، تولید به بهای اندک توان رقابت ایجاد می‌کند. درآمد فروش سرمایه لازم را برای تحقیق و توسعه و بروز نوآوری فراهم می‌کند و این امر به نوبه خود باعث تولید محصولات با کیفیت و نام‌آور می‌شود. اکنون الگوی صنعتی چین در مرحله نخست این الگو قرار دارد. اگر همه چیز به خوبی پیش برود، طولی نخواهد کشید که علامت ساخت چین به نشان اعتبار بدل خواهد شد.