برخي از يافته‌هاي پژوهشي يادشده به شرح زير است:
* در سال‌هاي اخير به دليل عدم مديريت صحيح منابع آب، از استان‌هاي كشور وارد مرحله تنش آبي شده‌اند.
* در ۷۵ درصد مساحت كشور تنها ۳۰ درصد بارندگي كشور رخ مي‌دهد كه اين توزيع مكاني بارندگي، مناسب نبوده و موجب مي شود كه بسياري از آتان‌ها با كم آبي مواجه شوند.
* در ايران بيش از ۶۵ درصد از مجموع آب‌هاي بارندگي تبخير مي‌شوند و حدود ۱۰ درصد آن به زمين فرو مي‌رود و تنها كمتر از ۲۵ درصد كل نزولات جوي كشور به آب‌هاي سطحي تبديل مي‌شوند.
* با توجه به نوع توزيع مكاني و زماني بارندگي، بيش از ۸۰ درصد از مساحت كشور از دسترسي به آب‌هاي سطحي و بارندگي‌هاي منظم محروم و در شرايط اقليمي خشك و نيمه خشك قرار گرفته است.
* بيش از ۹۲ درصد آب مصرفي كشور در بخش كشاورزي، ۶ درصد در بخش شرب و خانگي، و نزديك به ۲ درصد در بخش صنعت مصرف مي‌شود.
* بازدهي سيستم آبياري در ايران حدد ۳۵ درصد بوده كه اين مقدار در كشورهاي توسعه يافته بالغ بر ۶۵ درصد است.
* با توجه به اهميت نقش آب در بخش كشاورزي، كمبود منابع آبي موجب مهاجرت افراد از روستاها به شهرها شده است كه علاوه بر جلوگيري از رشد و توسعه مستمر بخش كشاورزي، اشتغال اين بخش را كاهش داده و نابساماني اجتماعي و سياسي نيز بر كشور تحميل كرده است.
* تخليه روستاها و كاهش اشتغال روستاييان بخش كشاورزي را با چالش‌هايي جدي مواجه مي‌كند كه علاوه بر كاهش اشتغال اين بخش، موجب تهديد امنيت غذايي، خالي از سكنه شدن روستاها، از بين رفتن برخي مزارع، تغيير شغل كشاورزان و افزايش پرونده‌هاي قضايي به جهت درگيري و مناقشات بر سر آب خواهد شد.
* براي كاهش آسيب‌هاي ناشي از بحران آب، مواردي نظير افزايش راندمان آب، افزايش انگيزه براي سرمايه‌گذاري در صنايع تبديلي در مناطق روستايي، تنوع بخشي به اشتغال روستايي و... پيشنهاد مي‌شود.
* اصلاح ساختار شبكه توزيع آب كشاورزي با تخصيص منابع بانكي از اولويت‌هاي ضروري در راستاي عبور از بحران منابع آب و كشاورزي است.
* ضرورت اولويت‌بندي محصولات كشاورزي و حذف برخي از محصولات با مصرف بالاي سرانه آب.