به نظر مي‌رسد اين سياستمدار نه چندان مطرح وابسته به تندروترين طيف‌هيا اصولگرا مي‌انديشيد همين كه شش سال است مردم چهره او را در تلويزيون مي‌بينند و يادشان مي‌ايد كه او در حال مبارزه با غول‌هاي جهان مثل آلمان، فرانسه و انگلستان و به ويژه امريكاست براي راي‌آوردن كافي است.
جليلي و همراهان او به اين مي‌انديشيدند كه وقتي احمدي‌نژاد در سال ۱۳۸۴ و در شرايطي كه كسي تصور نمي‌كرد راي آورد لابد مردم ايران بار ديگر به فردي شبيه او راي مي‌دهند. با اين همه، تصورات جليلي و حمايت‌كنندگان پيدا و پنهان او غلط بود و او فقط توانست ۴ ميليون راي به دست آورد كه بسيار كمتر از حد نصاب براي انتخاب شدن بود.
جليلي كه شش سال تمام نبض گفت‌وگو با غرب براي حل مساله هسته‌اي را در دست داشت هرگز آن جرات لازم و مهارت سياسي براي متقاعد كردن نيروهاي سياسي داخلي و خارجي را نداشت تا پرونده به مسير حل شدن بيفتد و هر روز كه مي‌گذشت بر ابعاد پيچيدگي كار اضافه مي‌شد و ايران تحت شديدترين تحريم‌ها بود.
در مدتي كه ايران به مرور زير بار سختي‌هاي تحريم فرو مي‌رفت اين سياستمدار مسوول پرونده هسته‌اي هرگز جمله‌اي از واقعيت‌هاي تحريم را بيان نكرد تا اينكه دو سال بعد در شرايطي كه دولت يازدهم پرونده را به جايي رسانه است كه مي‌توان آن را نقطه‌ عطف ناميد تلويزيون ايران بار ديگر او را به چشم مردم ايران مي‌كشاند.
دعوت از جليلي و يارانش براي توضيح مسايل امروز پرونده هسته‌اي و ادعاهاي او در اين باره كه در آلماتي و قزاقستان كار را به جاهاي خوبي رسانده بود هرگز با اعتماد ايرانيان مواجه نخواهد شد. تصورات جليلي از دنياي امروز و خواسته شهروندان ايراني نادرست و مبتني بر رويكردهاي تحليلي غيرعلمي – غيركارشناسانه است.
وي تمام نيروي خود را در اين چند روز بر اين مساله متمركز كرده است كه تحريم‌هاي ايران لغو نمي‌شود و يادش نمي‌آيد كه اين تحريم‌ها دستاورد گروه فكري او در مذاكرات هسته‌اي بود كه به جاي راه رفتن در مسير درست و رو به آرامش در جا مي‌زد و افزايش مي‌يافت.
به نظر مي‌رسد جليلي و همراهانش هنوز نيز از جامعه ايراني تصور دقيقي ندارند و نمي‌دانند كه ميليون‌ها جوان تحصيلكردهب يكار ايراني دنبال روزنه‌هايي براي آينده باثبات هستند تا شغل و درآمد داشته باشند.