علاوه بر اين، در چند ماه سپري شده چندين همايش اقتصادي براي ايران پس از تحريم در كشورهاي اروپايي نيز برگزار شده كه اخبار اين سمينارها نيز در رسانههاي ايراني بازتاب نداشته است.
حسن فرطوسي، پژوهشگر همكار با شبكه مطالعات سياستگذاري عمومي از بيتوجهي رسانه ملي ايران به اخبار همايشهاي اقتصادي برگزار شده در خارج انتقاد كرده است. او مينويسد:
روز پنجم شهريورماه، نشستي با عنوان «چشمانداز كسبوكار در ايران- فرصتهاي نو»، از سوي موسسه سوييس گلوبال اينترپرايز و با همكاري اتاق بازرگاني ايران و سوييس، با حضور نمايندگان حدوداً ۴۵۰ شركت سوييسي و ايراني در شهر زوريخ برگزار شد. شركتهاي توليدي و سرمايهگذاري و بانكهاي معتبري در اين نشست شركت كردند. فرصتي پيش آمد تا به عنوان حقوقدان در اين نشست مهم اقتصادي شركت كنم. اين برنامه، دربردارنده تبادل آخرين اطلاعات و تحليلها راجع به وضعيت اقتصادي ايران بعد از توافق هستهاي و دوره پس از رفع تحريمها بود. اين نشست بر اساس اين پيشفرض طراحي شده بود كه انتظار ميرود نقش اقتصادي ايران بزودي به صورت محسوسي بهبود يابد. فضاي مناسبي بود تا ظرفيتهاي اقتصادي و بازرگاني و نيز امكان سرمايهگذاري در دوران پساتحريم از سوي كنشگران عرصه كسبوكار و نيز سياستگذاران و تصميمسازان سياسي، مورد بحث و بررسي قرار گيرد.
اينچنين كه مطرح شد استقبال از اين نشست، بيش از برآورد نخستين برگزاركنندگان بود و فضاي حاكم در سالن بزرگ اجتماعات هتل ماريوت نيز اين اشتياق عمومي را به خوبي نمايش ميداد. در اين نشست، در مجموع ده تن صحبت كردند. سخنران نخست به ميزباني، مسووليت خوشآمدگويي و تبيين اهداف نشست را مطرح كرد و مدير بخش منطقهاي موسسه ميزبان و نيز رييس اتاق بازرگاني ايران-سوييس، بطور مشترك در پايان، نتيجهگيري و جمعبندي مباحث را به عهده داشتند. ساير سخنرانان كه از ميان شخصيتهاي سياسي و بازرگاني بسيار باتجربه و كارشناس انتخاب شده بودند، هر يك در موضوعي مرتبط، بين ده تا پانزده دقيقه مباحث خود را ارائه دادند. موضوعاتي كه در اين نشست از سوي سخنرانان ارائه شد به صورت چكيده عبارت بودند از: «تحولات اخير و چشمانداز پيش رو»، «روابط اقتصادي دوجانبه با ايران»، «انتخابهاي پيشرو در راهاندازي شركتهاي خارجي در ايران از منظر حقوقي»، «درك كاربردي كسبوكار در ايران»، «مديريت دارايي و راهحلها»، «توسعه منطقهاي+ ايران» و «چرا ايران، چرا اكنون و با چه كسي؟».
يكي از سخنرانان، سفير كنوني سوييس در ايران بود كه با عنوان «تحولات اخير و چشمانداز پيش رو» مطالب خود را با تلاش براي پاسخگويي به پرسشهاي در ذهن مخاطبان سوييسي ارائه داد. سفير كنوني، دكتر جوليو هاس، دكتراي حقوق را از دانشگاه برن در سوييس اخذ كرده و پيش از تصدي اين مسووليت در دوسال پيش، به مدت پنج سال، رياست يكي از بانكهاي بزرگ خصوصي را به عهده داشته است. البته، پيشتر، ايشان مسووليتهاي متعددي در وزارت خارجه سوييس داشته است. به نظر ميرسد رويكرد دولت فدرال سوييس در انتخاب سفير براي جمهوري اسلامي ايران، بيش از آنكه بر پايه ابعاد سياسي باشد، ملاحظات اقتصادي را مدنظر دارد. شاهد ديگر بر غلبه بُعد ديپلماتيك اقتصادي بر رابطه سوييس با ايران، اين است كه سفير پيشين سوييس در ايران به عنوان رييس كنوني اتاق بازرگاني سوييس-ايران، برگزيده شده است. يادآور ميشوم كه ماه گذشته، سوييس نخستين كشور اروپايي بود كه به لغو يك سري از تحريمها عليه ايران، اقدام كرد.
جناب سفير با آوردن شواهد و استدلالهاي متعددي، وضعيت پيش آمده پس از توافق ميان ايران و كشورهاي ۵+۱ را براي سرمايهگذاري شركتهاي سوييسي و تجارت با ايران بسيار مناسب ارزيابي كرده و در راستاي تحقق منافع ملي كشور خود، به صورت جدي شركتها و سرمايهگذاران سوييسي را به ورود در بازار ايران و عدم از دست دادن فرصت، ترغيب كرد. جناب سفير با فن بيان عالي و شوخطبعي و با بهرهجستن از تكنيكهاي مختلف و استفاده از تصويرها و نمودارها و اسلايد از فرصت محدودي كه در اختيار داشت براي جذب مخاطبان به ايدههاي خويش، استفاده كرد و در پايان سخنراني نيز با تشويق بسيار خوب حاضران مواجه شد. پس از پايان سخنراني، ايشان برخلاف روال متعارفي كه از ديپلماتها ديده ميشود تا آخر برنامه و مراسم پذيرايي حضور داشت و مدام به پرسشهاي شركتكنندگان پاسخ ميگفت و با شبكهها و روزنامههاي حاضر در نشست نيز مصاحبه انجام داد.
با توجه به سخنرانيهاي ارزنده و حضور فوقالعاده چشمگير شركتكنندگان، پيشبيني ميشد كه اخبار نشست در شب آن روز و روز پس از آن، بازتاب گسترده و مثبتي در رسانهها داشته باشد. اما، نكته شگفتانگيز، كه تاثيرپذيري زياد عرصه اقتصاد و كسبوكار از فضاي سياسي و رسانهاي را به خوبي نشان ميدهد، آن است كه اخبار اين نشست موفق تحتالشعاع يك خبر حاشيهاي اما بسيار مهم قرار گرفت. خبر حاكي از آن بود كه وزارت امور خارجه سوييس طي بيانيهاي، از نمايش كاريكاتور نتانياهو توسط سفير اين كشور در ايران، ابراز تاسف كرده است و با وجودي كه آقاي سفير با نمايش كاريكاتور مزبور، قصد توهين به هيچكس را نداشته از هر كس كه احساس ميكند مورد توهين قرار گرفته پوزش ميخواهد.
با خواندن بيانيه و ملاحظه بازتاب گسترده آن، اين پرسش در ذهن شكل ميگيرد كه از ميان همه صحبتهاي سخنرانان و از تمامي نكات ريز و درشتي كه اين سخنران محترم مطرح كرد، چگونه يك اقدام بسيار حاشيهاي، همچون نمايش يك كاريكاتور در كنار تصويرها و كاريكاتورهاي ديگر، كه همه براي انتقال بهتر مطلب و فارغ از هرگونه نيش يا كنايه و قصد اهانتي، ميتواند كار را به جايي برساند كه وزارت خارجه سوييس چنين بيانيهاي صادر كند؟ بهويژه، آن زمان كه آقاي سفير اين تصوير را -كه پيش از اين در رسانههاي غربي منتشر شده بود- نشان ميداد، خود با لحن مزاحآلود مطرح كرد كه گرچه اين كاريكاتور تا حدي مبتذل است، اما براي نشان دادن نمادين وضعيت پيشآمده پس از توافق هستهاي جالب به نظر آمد و اين مورد همچون ساير موارد كه به مزاح گفته شد، با خنده و استقبال حاضران مواجه شد.
سخن در رابطه با اقدام وزارت خارجه سوييس در صدور بيانيه نيست. چرا كه اين كشور داراي جايگاه قابل احترام در دنيا، براساس منافع و مصالح خود، سياستهاي خويش را تنظيم ميكند. ضمناً، نيازي به آن نيست كه در باب حساسيتهاي فوقالعاده لابيهاي هوادار اسراييل و فشارهاي روزافزون آنان در رابطه با محدودكردن بازتاب موفقيتهاي ايران به دنبال درخطرديدن منافع خويش، سخني گفته شود. روشن است كه همين تلاشها و فشارها ميتواند نشانگر خوبي براي حاكميت وضعيت دوگانگي استاندارد، حتي در مسائل مهمي همچون آزادي بيان و تلقي توهين از يك كاريكاتور باشد. اما نكته مهمي كه به نظر ميرسد جاي دغدغه داشته باشد آن است كه چنين فرايند تبليغاتي چگونه ميتواند نتايج و دستاوردهاي ارزشمند چنين نشست اقتصادي مهمي را تحتالشعاع قرار دهد. نمايش يك كاريكاتور با يك بازي و ترفند تبليغاتي حساب شده، ميتواند دستاوردهاي يك واقعه مهم در عرصه روابط ديپلماسي اقتصادي ميان ايران و كشوري با جايگاه اقتصادي بالا، چون سوييس را به حاشيه ميبرد. البته كه از اين دست بازيهاي سياسي و رسانهاي، چه در فضاي بينالمللي و چه در فضاي داخلي بسيار است. اما، آنچه ضروري مينماياند، لزوم هوشياري هرچه بيشتر ماست. پيام اين نشست و متن جريان اين است كه «شرايط بعد از توافق هستهاي، موقعيت اقتصادي ايران براي تعامل با دنيا و سرمايهگذاري در اين كشور را ارتقا بخشيده است.» باقي، همه حاشيه است.
آنچه گذشت و چگونگي بازتاب رسانهاي آن در فضاي رسانهاي داخلي و بينالمللي، يادآور يك موضوع مهم ديگر نيز هست و آن توجه به اين مساله است كه در كنار اهميت داشتن فعاليتهاي ارزنده در حوزه تعاملات اقتصاد و بازرگاني، مسووليت ارائه تصوير شايسته از دستاوردهاي آن اقدامات و تعاملات نيز به عهده ماست. البته روشن است كه پيشبرد ديپلماسي اقتصادي در دوران پساتحريم، منوط به فعاليت هرچه بيشتر و شكوفايي بخش خصوصي است. اما در دنياي امروز، توفيق در عرصه هماوردي رقابتها و تعاملات مربوط به ديپلماسي اقتصادي، جز با بسترسازي مناسب حقوقي، و نيز تدوين سياست رسانهاي نوين و متناسب با شرايط پيچيده حاكم بر ارتباطات رسانهاي جهاني و سوق دادن افكار عمومي بر اساس آن، ميسر نيست.
در پايان، به نظر ميرسد توصيف جناب سفير دولت فدرال سوييس در تهران، از شرايط كنوني كشورمان و رو به مخاطبان هموطن خود در اين نشست، به گونهاي عميق و دقيق بوده كه جاي داشته باشد در آن لختي بينديشيم. ايشان در طي سخنراني خود در اين نشست، در جايي مطرح كرد كه «تعامل با ايران، اكنون يا هرگز» و در دو جاي ديگر يادآور شد كه: «ايران، قطب امنيت در يك منطقه بسيار بسيار ناامن است». وضعيت كنوني پيشآمده براي كشور خود را درك كرده، قدر نهاده و با سياستگذاري بهينه بهره ببريم.
سفير دولت فدرال سوييس در تهران
همکاری با ایران، اکنون یا هرگز
ساعت ۲۴- اروپاییها مثل سیل به ایران سرازیر شدهاند و البته اخبار، گزارشها و تحلیلها از آنچه آنها با خود به کشورشان میبرند بسیار انک است. فقدان نظام اطلاعرسانی کارآمد از یک سو و ضعف سازمان رسانههای ایران از سوی دیگر راه را برای اطلاعرسانی از اهداف و نتایج این هجوم اروپاییها تنگ کرده است.
نظرات کاربران