کد خبر 100000001789
۱۴۰۵/۰۵/۰۲ ۰۸:۱۱

سه امتیاز کلیدی ایران در تقابل با آمریکا از دیدگاه ماشاءالله شمس الواعظین/ به احتمال زیاد دو طرف به سمت پایان خصومت‌ها یا توقف فعالیت‌های دشمنانه حرکت خواهند کرد

یک روزنامه‌نگار با تجربه بر این باور است که در منازعه اخیر میان تهران و واشنگتن، سه عامل جغرافیا، زمان و چانه‌زنی به نفع ایران محسوب می‌شود.
سه برگ برنده ایران در مقابل آمریکا از نگاه ماشاءالله شمس الواعظین/ احتمالا دو طرف به سمت ترک مخاصمه یا توقف عملیات خصمانه بروند

کیاوش حافظی: تنش‌های اخیر میان تهران و واشنگتن به عنوان سومین جنگی قلمداد می‌شود که ایران در طی یک سال اخیر به آن دچار شده است. جنگ دوازده روزه سال گذشته میان ایران و اسرائیل، به شکل غیرمستقیم و فقط با انتقال چند پیام دیپلماتیک متوقف گردید؛ موضوعی که برخی ناظران آن را به‌عنوان ترک مخاصمه محسوب کردند.

اما جنگ چهل روزه ایران با آمریکا و اسرائیل به آتش‌بس انجامید و دو کشور به خاطر دستیابی به توافقات، وارد مذاکراتی شدند. این مذاکرات غیرمستقیم با واسطه‌گری پاکستان، به امضای یک تفاهم‌نامه بی‌سابقه در تاریخ جمهوری اسلامی منجر شد. مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ، روسای جمهور دو کشور، بر این سند بین‌المللی امضا کردند تا مذاکرات برای رسیدن به یک توافق نهایی ادامه یابد.

با این حال، این سند بین‌المللی نیز نقض شد و دوباره دو کشور در جنوب ایران به درگیری پرداختند. سوال اینجاست که "آیا این جنگ افزایش خواهد یافت یا مثل گذشته با مذاکرات و دیپلماسی خاتمه خواهد یافت؟" این مسأله‌ای است که خبرآنلاین به بحث آن با ماشاءالله شمس الواعظین، روزنامه‌نگار با سابقه، پرداخته است.

شمس الواعظین با اعتقاد بر اینکه درگیری‌ها در این سطح باقی خواهد ماند، به این نکته اشاره دارد که شرایط جغرافیایی، زمان و روند مذاکرات همگی به نفع ایران پیش می‌رود.

****

* بیش از ۱۰ روز است که در جنوب کشور میان ایران و آمریکا درگیری‌های نظامی ادامه دارد؛ آن هم در شرایطی که ایران و آمریکا در بالاترین سطح یک تفاهم‌نامه امضا کرده بودند. ارزیابی شما از وضعیت کنونی چگونه است؟ آیا فکر می‌کنید این درگیری گسترش خواهد یافت یا به سمت تفاهم خواهیم رفت؟

اتفاقات جاری، جنگی است که از یک سو کمتر از یک جنگ تمام عیار و از سوی دیگر، فراتر از حملات محدود و گزینشی بین ایران و ایالات متحده به شمار می‌رود. ایالات متحده occasionally شدت اهداف نظامی خود را افزایش می‌دهد و در پاسخ، ایران نیز همین کار را انجام می‌دهد. هدف اولیه ایالات متحده، تضعیف توان نظامی ایران برای جلوگیری از هدف قرار دادن کشتی‌هاست، اما این ادعا به وضوح با آنچه در میدان در حال وقوع است، هماهنگ نیست.

آمریکا به دنبال تخلیه سپر دفاعی جنوب ایران است تا در صورت لزوم بتواند عملیات هوایی یا پیاده‌سازی نیروی زمینی در جزایر نزدیک به تنگه هرمز را اجرا کند

بر اساس تحلیلی دقیق، به نظر می‌رسد ایالات متحده تمایل دارد که سپر دفاعی جنوب ایران، به ویژه در اطراف تنگه هرمز، را از توان نظامی ایران کاسته تا در موقع لزوم بتواند عملیات هوایی یا حتی پیاده‌سازی نیرو بر جزایر نزدیک تنگه هرمز را عملی کند. وضعیت کنونی در میدان، این فرضیه را تقویت می‌کند.

احتمال دارد که دو طرف به سمت ترک مخاصمه یا توقف عملیات خصمانه بروند

اما آیا ایالات متحده در این راستا موفق خواهد بود یا خیر؟ به اعتقاد من، آمریکا پس از دوازدهمین روز از حملات کلان به سپر دفاعی جنوب کشور به دنبال کسب یک پیروزی آشکار است؛ این موضوع به طور کامل روشن است. در عین حال، ممکن است که در نهایت دو طرف به سمت ترک مخاصمه یا توقف حملات خصمانه حرکت کنند. ایران نیز تصریح کرده‌اند که در صورت توقف حملات ایالات متحده، آن‌ها نیز از حملات خود دست خواهند کشید.

با این حال، ایالات متحده به دنبال دستیابی به یک پیروزی است. اینکه آیا این پیروزی از طریق عملیات زمینی حاصل خواهد شد یا اینکه این اقدامات به عنوان پوششی برای انجام عملیات‌های دیگر است، موضوع بحث است. فرضیه من این است که آمریکا، فارغ از مسئله هسته‌ای که به عنوان دلیل آغاز جنگ مطرح شد، در صدد حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران است. بدین ترتیب، هشدار اخیر قرارگاه خاتم‌الانبیا را به موقع می‌دانم.

به نظر می‌رسد که ایالات متحده، حتی به دنبال کسب یک پیروزی نمادین باشد؛ به عنوان مثال، اعلام کند که تا عمق ۲۰۰ یا ۳۰۰ متری نفوذ کرده، تأسیسات را هدف قرار داده و توان هسته‌ای ایران را از بین برده است. تصور من این است که واشنگتن چنین هدفی را دنبال می‌کند.

اما در نهایت، مسئله اصلی باقی خواهد ماند و آن، موضوع تنگه هرمز است. به عقیده من، وضعیت کنونی در این منطقه همچنان ادامه خواهد داشت.

به نظر می رسد وضعیت کنونی در تنگه هرمز ادامه خواهد داشت

* یعنی درگیری ادامه پیدا می‌کند؟

به نظر می‌رسد درگیری‌ها به‌صورت پراکنده و در سطحی پایین‌تر از آنچه هم‌اکنون شاهد هستیم، ادامه یابد. به اعتقاد من، این وضعیت در تنگه هرمز تداوم خواهد داشت و آمریکا نیز به اقدامات خود ادامه می‌دهد، اما گسترش آن به سایر نقاط کشور، هرچند پس از یک حمله هوایی احتمالی به مراکز هسته‌ای، که البته مشخص نیست کدام یک است، بعید به نظر می‌رسد. عموماً آنچه ایالات متحده اعلام می‌کند، بسوی انجام یک اقدام دیگر است. اکنون نیز می‌گویند به دنبال اورانیوم با غنای بالا هستند.

آنچه هم‌اکنون در حال وقوع است، ایالات متحده با عملیات نظامی خود در منطقه خاکستری و تحت فرماندهی دنبال می‌کند؛ در حالی که در گذشته چنین چیزی مشاهده نمی‌شد. موضع آمریکا بسیار مبهم و غبارآلود است. این وضعیت می‌تواند ناشی از دو فرضیه باشد؛ یکی اینکه ایالات متحده و فرماندهان نظامی آن دچار سردرگمی هستند. به‌ویژه وزیر جنگ آمریکا نیز، طبق‌نظر برخی نظامیان ناتو، به اندازه کافی دارای تجربه و پختگی نیستند. من نظامی نیستم و فقط این ارزیابی‌ها را نقل می‌کنم.

بنابراین، یک فرضیه این است که آمریکا دچار سردرگمی شده است. جالب است که برخلاف ادعای واشنگتن مبنی بر ایجاد چندصدایی در ایران و شکاف در میان تصمیم‌گیران، به نظر می‌رسد این وضعیت بیش‌تر درباره خود ایالات متحده واقعیت داشته باشد. تحولات اخیر و تنوع نظرات، نیز همین نکته را نشان می‌دهد.

تا همین اواخر وزیر خارجه آمریکا نقش «باز» و جی دی ونس در نقش «کبوتر صلح» ظاهر می‌شد؛ اما اکنون برعکس شده است

تا همین اواخر گفته می‌شد مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، از جمله "بازها" محسوب می‌شود و جی‌دی ونس در نقش "کبوتر صلح" ظاهر شده است؛ یا به عبارت دیگر، یکی نقش پلیس بد و دیگری نقش پلیس خوب را ایفا می‌کرد. اما اکنون شرایط برعکس شده است؛ روبیو پیام صلح ارسال می‌کند، در حالی که رئیس‌جمهور آمریکا که پیش‌تر از مذاکره می‌گفت، اکنون پیام جنگ و افزایش تنش را به ایران و دیگر نقاط دنیا منتقل می‌سازد.

آمریکا جنگی با مقیاس، وسعت و عمق یک جنگ گسترده را در خاک ایران آغاز نخواهد کرد

بنابراین، این سؤال پیش می‌آید که آیا در آستانه تشدید تنش‌ها و ورود به دور جدید جنگ هستیم یا نه؟ من همچنان به فرضیه قبلی خود پایبند هستم و بر این عقیده‌ام که ایالات متحده به هیچ عنوان جنگی با مقیاس، وسعت و عمق جنگی بزرگ را در خاک ایران آغاز نخواهد کرد. این نکته به شدت حائز اهمیت است. منظور من از جنگ بزرگ، جنگی با وسعت و عمق جنگ چهل‌روزه است. البته ممکن است حملاتی حتی به تهران صورت گیرد و اگر هدفی پیدا کنند که در ادبیات نظامی "شکار آسان" یا "شکار کم‌هزینه" خوانده می‌شود، ممکن است چنین اقدامی انجام شود، اما در مقیاس بزرگ، به وقوع جنگ بسیار بعید است.

یا شدت حملات کاهش پیدا خواهد کرد یا به‌تدریج شاهد چرخش به سمت تلاش‌های دیپلماتیک خواهیم بود

بنابراین، یا شدت حملات کاهش خواهد یافت یا به مرور زمان شاهد گرایش به سمت تلاش‌های دیپلماتیک خواهیم بود. من تصور می‌کنم در مدت حدود یک هفته آینده، تحولی مهم در وضعیت یا فاز کنونی جنگ رخ خواهد داد و مشخص می‌شود که از لحاظ تاکتیکی و میان‌مدت، به چه سمتی حرکت خواهیم کرد.

منظور من این است که تلاش‌های دیپلماتیک، که در حال حاضر توسط میانجی‌گران پاکستانی و قطری انجام می‌شود و البته در حال حاضر نقش فعال‌تری را قطری‌ها ایفا می‌کنند، احتمالاً بیشتر خواهد شد. پیشنهاداتی به ایران ارائه شده و در حال بررسی است؛ از جمله اینکه دو طرف برای مدت ۱۰ روز آتش‌بس یا توقف عملیات خصمانه را بپذیرند و در این زمان، برای تدوین نکات تشریحی و مفهومی به یادداشت تفاهم با یکدیگر مذاکره کنند؛ چیزی که احتمالاً به نام "ضمائم یادداشت تفاهم" شناخته خواهد شد.

در واقع، به تعبیر حقوقدانان، قرار است منطوق و مفهوم این یادداشت تفاهم تفسیر شود؛ زیرا اصلی‌ترین اختلافی که پس از امضای این یادداشت به وجود آمد، ناشی از تفاسیر متفاوت و حتی متضاد از مفاد آن، به‌ویژه ماده پنجم یادداشت تفاهم بود.

این تلاش‌ها به محوریت برقراری یک آتش‌بس، ترک مخاصمه یا توقف عملیات خصمانه به مدت 10 روز تعقیب می‌شود؛ آتش‌بسی که طی آن دو طرف بتوانند درباره یادداشت تفاهم به توافق‌های مشترکی دست یابند و آن‌ها را در قالب ضمیمه منتشر کنند و در صورت نیاز، اصلاحات لازم را نیز انجام دهند.

در حال حاضر، ایران این پیشنهاد را تحت بررسی دارد. همان‌طور که می‌دانید، در کشور در این خصوص دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد، اما به نظر می‌رسد که گرایش فعلی بیشتر به این سمت است که ایالات متحده آمریکا در پی آن است که با کسب یک بازه زمانی یک‌هفته‌ای، دو هفته‌ای یا 10 روزه، آرایش نظامی جدیدی بدست آورد و سپس دوباره به ایران حمله کند. در حال حاضر، صدای کسانی که این تحلیل را ارائه می‌دهند در ایران شنیده می‌شود.

بر همین اساس، به نظر می‌رسد که نباید اجازه داد ایالات متحده توان نظامی خود را تغییر دهد و متناسب با شرایط جدیدی که پس از حملات وسیع ایران به پایگاه‌های آمریکایی در منطقه ایجاد شده، دوباره خود را بازسازی کرده و توان تهاجمی‌اش را علیه اهداف داخلی ایران از سر بگیرد. به نظر می‌رسد این نگرش در شرایط کنونی در فضای تصمیم‌گیری ایران پررنگ شده است.

اختلافات در کاخ سفید بالا گرفته است

اما دیروز الحدث مدعی شده بود که ترامپ این پیشنهاد را رد کرده است...

در حال حاضر، دقت نظرها میان رئیس‌جمهور آمریکا، وزیر امور خارجه، وزیر جنگ و معاون رئیس‌جمهور در کاخ سفید شدت یافته و این واقعیت به وضوح قابل مشاهده است. البته ما این برداشت را از تنوع و گاه تضاد در اظهارات این افراد می‌توانیم به‌دست آوریم و اطلاعات دقیقی در اختیار نداریم.

آمریکا دنبال چراغ سبز تهران به ازسرگیری مذاکرات است

واقعیت این است که واشنگتن به دنبال آن است که چراغ سبز از سرگیری مذاکرات را از تهران دریافت کند و خود ابتکار عمل را در این زمینه به عهده نگیرد. علت این است که آن‌ها معتقدند اگر ایالات متحده مانند جنگ ۴۰ روزه، پیشنهاد آتش‌بس را مطرح کند، ایران می‌تواند دست بالا را داشته باشد و ممکن است به امتیازاتی فراتر از مفاد یادداشت تفاهم دست یابد.

در ایران صدای گروهی که بر ادامه حملات نظامی تأکید دارند بلندتر است/ اما گروهی معتقدند این امتیازات تاکتیکی باید با مذاکره به دستاورد راهبردی تبدیل شود

ولی پیش از ادامه این گفتگو، لازم است به یک نکته اشاره کنم. هم‌چنان‌که اشاره کردم، اکنون صدای آن گروهی که بر ادامه حملات نظامی ایران برای کاهش توان تهاجمی ایالات متحده تأکید دارند، قوی‌تر است. اما در برابر، جریانی وجود دارد که معتقد است امتیازات تاکتیکی که ایران به‌دست آورده، می‌تواند از طریق مذاکرات به دستاوردهای راهبردی تبدیل شود. از دید این گروه، ادامه جنگ به حالت فرسایشی کنونی ممکن است باعث کاهش این امتیازات تاکتیکی شود و در نتیجه، فرصت تبدیل آن‌ها به دستاوردهای استراتژیک را از دست بدهند.

صدایی که از دستگاه‌های رسمی شنیده می‌شود صدایی واحد است

این اختلاف‌نظرها البته لزوماً بد نیست، اما خوشبختانه صدایی که از شورای عالی امنیت ملی و نهادهای رسمی آن، از جمله قرارگاه خاتم‌الانبیا، به گوش می‌رسد، صدای واحدی است. اختلاف دیدگاه در فضای سیاسی کشور نرمال است و غیرمفید به‌شمار نمی‌رود. به نظر من، این اختلاف‌نظرها در ایالات متحده حتی بیشتر از ایران مشاهده می‌شود.

می‌خواهم یک چشم‌انداز کلی را ترسیم کنم. من بر این باورم که ایران در ساخت تعادل قدرت در مقابل حملات ایالات متحده به طور مؤثری عمل کرده و آمریکا را وادار کرده است تا عملیات نظامی خود را در حدود خاصی حفظ کند و از گسترش حملات به قلمروهای استراتژیک و حساس ایران خودداری کند. این، به نظر من، یکی از تحولات جاری در این جنگ است.

این وضعیت نشان می‌دهد که قدرت بازدارندگی ایران در زمینۀ نظامی قابل اندازه‌گیری و سنجش است و یکی از شاخص‌های آن هم این است که جنگ به مراکز حیاتی و استراتژیک گسترش نیافته است. این نکته حائز اهمیت است.

با ادامه وضعیت موجود انتقال انرژی به بازارهای جهانی مختل می‌شود

به نظر من، اگر وضع کنونی دوام پیدا کند، ایران می‌تواند ایالات متحده را با عواقب احتمالی بسته شدن تنگه هرمز و اختلال در انتقال انرژی به بازارهای جهانی مواجه نماید. اگر نگاهی به بازار جهانی انرژی بیندازید، خواهید دید که قیمت نفت دوباره به ۱۰۰ دلار نزدیک شده و پیش‌بینی می‌شود در هفته آینده نیز افزایش بیشتری داشته باشد. از منظر بسیاری از کارشناسان انرژی، علت این وضعیت این است که ایالات متحده در حوزه برنامه‌ریزی نظامی با چالش‌ها و محدودیت‌هایی روبرو شده و به خصوص در قبال ایران بیش از آنکه ابتکار عمل جدیدی از خود نشان دهد، صرفاً در حال مدیریت بحران و حملات نظامی است و هدف نوینی به عملیات خود نیفزوده است.

در مقابل، ایران به هدف قراردادن بخش‌های کلیدی از توان عملیاتی آمریکا پرداخته است. همچنین اقداماتی همچون جابه‌جایی هواپیماهای سوخت‌رسان و درخواست آمریکا از چند کشور منطقه و اروپایی برای افزایش تجهیزات و جنگنده‌ها به خاورمیانه، از نظر من نشان از تأثیر قدرت بازدارنده ایران بر مراکز حیاتی آمریکا در منطقه دارد.

در مجموع، به نظر می‌رسد که اکنون دو طرف به نوعی موازنه رسیده باشند و اگر ایران بتواند این وضعیت را حفظ کرده و قدرت خود را افزایش دهد، ممکن است متغیرهای جدیدی در محاسبات طرف مقابل ظاهر شود؛ متغیرهایی که در نهایت به نفع ایران خواهد بود.

سه عنصری که ایران در برابر آمریکا برخوردار است

* فکر می‌کنید با توجه به شرایطی که توضیح دادید، ابتکار عمل از سمت ایران به سمت تفاهم و دیپلماسی خواهد رفت؟

ببینید، لازم است نکته‌ای را بیان کنم. ایران از سه عنصر کلیدی برخوردار است که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. این سه عنصر در واقع مزیت‌های تعیین‌کننده برای ایران به شمار می‌روند.

موقعیت جغرافیایی ایران یک مزیت مهم در برابر آمریکاست

مزیت نخست، عنصر جغرافیا است. ایران به گونه‌ای عمل می‌کند که از سرزمین خود دفاع می‌کند، درحالی که دشمن و قدرت نظامی‌اش عمدتاً بر دریا مستقر است و در نقاط جغرافیایی آسیب‌پذیر قرار دارد؛ از اردن گرفته تا نزدیکی جزایر منطقه. این موضوع به‌طور کامل قابل ارزیابی و سنجش است و از منظر جغرافیایی، موقعیت ایران به‌عنوان یک مزیت جدی حائز اهمیت است.

عنصر زمان به سود ایران در حرکت است

مزیت دوم، عنصر زمان است. ایالات متحده با فشار زمانی مواجه است و این موضوع برای واشنگتن چالش‌هایی ایجاد کرده است. انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره و محدودیت زمانی اختیارات رئیس‌جمهور برای اداره جنگ، نیاز دولت آمریکا به تصویب کنگره برای ادامه جنگ با ایران و احتمال عدم صدور چنین مجوزی، همگی از جمله عواملی هستند که فشار زمانی را بر ایالات متحده افزایش می‌دهند. در کنار این موارد، فشار بازار جهانی انرژی و افزایش قیمت بنزین در آمریکا، به‌ویژه در فصل سفرهای پرتقاضا، نشان می‌دهد که عنصر زمان به نفع ایران در حال حرکت است.

از ۱۴ بند تفاهم ایران و آمریکا، ۱۳ بند به سود تهران است

اما مزیت سوم، که کمتر به آن توجه می‌شود و در پرسش شما نیز نهفته است، توان مذاکراتی ایران است. به گمان من، ایران توانایی بالایی در مذاکرات دارد، به‌گونه‌ای که در یادداشت تفاهم، تقریباً ۱۳ بند از مجموع ۱۴ بند به‌گونه‌ای به نفع ایران نوشته شده است.

ایران ابتکار عمل در روند مذاکرات را در اختیار دارد

از نظر من، قدرت مذاکراتی ایران و در مقابل، ضعف تیم مذاکره‌کننده آمریکایی، به‌ویژه ترکیب افرادی چون ویتکاف و کوشنر، نشان‌دهنده این است که همان‌طور که در زمینه جغرافیا و زمان، ایران برتری دارد، در عرصه مذاکرات هم از مزیت برخوردار است.

اگر دقت کنید، تقریباً تمامی پیشنهادات از سوی آن‌ها به تهران ارسال می‌شود، نه بالعکس. به نظرم، این امر نشان‌دهنده این است که ایران ابتکار عمل در فرایند مذاکرات را نیز در دست دارد و هر زمان که بخواهد می‌تواند این روند را از سر گیرد یا متوقف کند.

۳۱۲۱۱

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

اخبار مرتبط

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک