مبارزه یک جوان وسواسی در میان آشوب جنگ؛ زمانی که زندگی در مقابل مرگ انتخاب میکند
دنیز قربانی، کارگردان و تهیهکننده فیلم کوتاه «خراشه»، در گفتوگویی با خبرنگار مهر به چگونگی شکلگیری ایده اصلی این اثر اشاره کرد و گفت: ایده ابتدایی فیلم در لابهلای روزهای جنگ ۱۲ روزه به وجود آمد؛ روزهایی که مجبور بودم وسایل ضروری زندگیام را در یک کولهپشتی فراهم کنم تا در صورت بروز اضطرار، خانه را ترک کنم، اما در تصمیمگیری درباره اهمیت اشیاء تردید داشتم. در آن لحظه، ناگهان این پرسش در ذهنم شکل گرفت که اگر فردی در آستانه خودکشی باشد و به طور ناگهانی انفجاری رخ دهد، چه وضعیت طنزآلود و همزمان تلخی به وجود خواهد آمد.
او ادامه داد: این ایده سپس با تجربه بیماری یکی از آشنایان که به اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) مبتلا بود، ترکیب شد و استفاده از جزئیات رفتار، پوشش و احساسات بازیگری او تأثیر زیادی در توسعه نهایی فیلم داشت.
قربانی در ادامه، به محتوای داستانی فیلم اشاره کرد و توضیح داد: این اثر داستانگوی پوچی وجودی انسان است؛ زمانی که افراد احساس ارزشمندی نمیکنند، میتوانند نتایج ناگواری برای خود رقم بزنند. شخصیت اصلی فیلم یک جوان بیخانواده و مستأجر در شهر تهران است که به دلیل بیماری خود بارها به تغییر شغل پرداخته، از نظر مالی به شدت تحت فشار است و هیچکس و هیچچیز دیگری ندارد، جز یک صاحبخانه که ...
این کارگردان در پاسخ به سوالی درباره تقابل سه مفهوم «مرگ»، «زندگی» و «امید»، بیان کرد: همچنین بدون شک، زندگی در داستان شخصیت اصلی از نقش بارزتری برخوردار است. گاهی آنچه به نظر ما بسیار بزرگ میآید، به ناگاه یک رویداد بزرگتر از بیرون شکل میگیرد و میخواهد به ما بگوید که در برخی مواقع ما تصمیمگیریکننده نیستیم؛ بنابراین باید به این بینظمی ظاهری که در عمق خود نظمی جهانی دارد، گوش سپاریم. شاید پیش از جنگ، ارزش برخی چیزها را ندانستیم؛ ممکن است جنگ سرآغازی برای بیداری فردی هر یک از ما باشد. جنگ میتواند در زندگی یک فرد نه تنها مخرب، بلکه ابعاد جدیدی را نمایان کند و نشان دهد که چقدر میتوانیم در آن لحظه زندگی کنیم و آن را درک کنیم.

وی در پاسخ به این سوال که تا چه اندازه درباره اختلال وسواس فکری-عملی تحقیق کرده، اظهار داشت: خودم نیز روانشناس هستم و علاوه بر این، در این فیلم به طور دقیق بر اساس یک مورد واقعی، تمام جنبهها را ترسیم کردهام. در اختلال وسواس، دو نوع فرد دیده میشود: گروهی که همه چیز باید به دقت مرتب باشد، از رفتار گرفته تا محیط زندگی و طرز تفکر، و به نوعی نشخوار ذهنی دچارند و گروه دوم که فقط به مسائلی که به کار و نیازهایشان مربوط است، اهمیت میدهند. شخصیت مهدی در این فیلم از نوع دوم است.
این فیلمساز خاطرنشان کرد: دلیل انتخاب موضوع جنگ ۱۲ روزه در این فیلم این است که گاهی زندگی خودش تصمیم میگیرد و خداوند به تو یادآوری میکند که هنوز وقت داری تا از زاویهای نو به وضعیت نگاه کنی.
وی در مورد مخاطبان فیلم کوتاه «خراشه» بیان کرد: همه انسانها به نوعی مخاطب جنگ هستند، از دختر بچه دو ساله تا پیرمرد ۸۰ ساله. وقتی جنگی اتفاق میافتد، همه درگیر آن میشوند، اما چون شخصیت فیلم دچار بیماری و تمایل به خودکشی است، ممکن است مخاطب را محدودتر کند؛ به احتمال زیاد بیشتر قشر هنرمند، منتقد و روانشناس و همچنین افراد در گروه سنی نوجوان به بالا با این اثر ارتباط برقرار کرده و درک کنند که حتی در بدترین شرایط نیز میتوان نوری از امید پیدا کرد و به زندگی با نگاهی دیگر نگریست.
قربانی در انتها درباره نمایش فیلمش توضیح داد: تمایل دارم که نخستین نمایش فیلم در جشنوارهای ایرانی باشد، زیرا این واقعیت به طور دقیق در ایران اتفاق افتاده و درک آن در وضعیت حاضر برای همه ما ملموستر است.
«خراشه» داستان زندگی جوانی است که سالها پیش والدین خود را در یک سانحه از دست داده و پس از مهاجرت به تهران با اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) دست و پنجه نرم میکند. او به نقطهای از بیمعنایی رسیده و تصمیم به پایان دادن به زندگیاش میگیرد، اما بیماریاش حتی لحظه خودکشیاش را نیز مکررا به تاخیر میاندازد. در آخرین دقایق، همزمان با اتمام نگارش وصیتنامه، آغاز جنگ ۱۲ روزه آمریکا و ایران، به طور ناگهانی مسیر زندگیاش را تغییر میدهد؛ جایی که گاه زندگی پیش از انسان تصمیم خود را میگیرد.
در این اثر، دانیال محمدی و سپیده سعیدینیا به ایفای نقش پرداختهاند.