کد خبر 100000002076
۱۴۰۵/۰۵/۰۴ ۱۹:۵۹

جرم بزرگ جواد و عادل/ پیام‌های نهفته در ماجرای فیلترینگ پلتفرم عادل فردوسی‌پور و هجمه‌های سازمان‌یافته علیه جواد موگویی

ساعت 24 - واکنش‌های تند و هماهنگ گروه‌های تندرو نسبت به جواد موگویی، مستندساز و فعال رسانه‌ای، به خاطر گفت‌وگوی او با عباس عراقچی، زوایای جدیدی از این انحصارطلبی خطرناک را آشکار می‌کند. به اعتقاد انحصارطلبان، تخلف عمده موگویی در این است که از خط قرمزهای حزبیِ خودشان عبور کرده، مرزهای قبیله‌ای ساختگی را کنار زده و به ایجاد فضایی برای گفت‌وگو با شخصیت‌های رسمی و دیپلماتیک از دیدگاه‌ها و لحن غیررسمی اقدام کرده است.
جرم بزرگ جواد و عادل/ ماجرای فیلترینگ پلتفرم عادل فردوسی‌پور و هجمه‌های سازمان‌یافته علیه جواد موگویی چه پیامی دارد؟

بر اساس گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مسدود شدن همزمان وب‌سایت عادل فردوسی‌پور و حملات شدید به جواد موگویی پس از گفت‌وگوی جنجالی‌اش با عباس عراقچی، به‌وضوح نمایانگر یک شوک رسانه‌ای ناگهانی نیست؛ بلکه نشانی از عمیق‌ترین زخم‌های دیرینه است. این دو حادثه، فراتر از نام‌های مطرح، نوعی تضاد بنیادین میان «انحصار روایت» و «حق تنوع صداها» را به تصویر می‌کشند. از یک سو، عادل فردوسی‌پور به‌عنوان نماینده‌ای از رسانه‌های مستقل و پرمخاطب تحت فشار قرار می‌گیرد و از سوی دیگر، جواد موگویی به خاطر عبور از مرزهای مرسوم و فراهم آوردن فرصتی برای گفتگو، به شدت مورد حمله قرار می‌گیرد. هر دو رخداد این پیام را منتقل می‌کنند که تلاش‌هایی برای سرکوب هر صدا غیر از آنچه که در چهارچوب‌های تعیین‌شده یک جریان سیاسی خاص است، با فشارهای فراگیر همراه می‌شود. این همان جریان انحصارطلبی است که در حال حاضر کنترل بخش‌های کلیدی و حساس رسانه‌های رسمی مانند صداوسیما را در دست دارد و به شدت نگران شنیده شدن هرگونه روایت متفاوت، مستقل یا خارج از مدیریت خود است.

روزنامه اعتماد در این زمینه عنوان کرد: انحصار رسانه‌ای در جوامع در حال گذار، به معنای تلاش کامل یک گروه فکری یا سیاسی برای در دست گرفتن همه تریبون‌های عمومی، حذف رقبای گفتمانی و یکسان‌سازی یک‌طرفه روایت‌ها از پدیده‌های مختلف است. وقتی یک جریان خود را تنها مالک حقیقت مطلق، نماینده حقیقی مردم و حامی واقعی منافع عمومی می‌داند، طبیعی است که هر رسانه، پلتفرم یا فرد مستقلی که قادر به جذب مخاطب در چارچوب‌های دیکته‌شده باشد، به‌عنوان تهدید امنیتی، فرهنگی و گفتمانی تلقی شود. برخورد با چهره شناخته‌شده‌ای مثل عادل فردوسی‌پور دقیقاً در همین نسخه و با همین منطق توجیه می‌شود. فردوسی‌پور نه تنها یک برند رسانه‌ای با پشتوانه‌ای چند میلیون نفری و مستحکم از مخاطبان است، بلکه نمایانگر نوع خاصی از تولید محتوای مستقل و خارج از قاعده‌های رسمی به حساب می‌آید. اقدامات محدودکننده و فیلترینگ اعمال شده روی فعالیت‌های او، تلاشی کاملاً آگاهانه و عاری از هرگونه پوشش است که هدفش قطع ارتباط جامعه با کسانی است که خارج از مرزهای این جریان خاص، جایگاه رسانه‌ای و سرمایه اجتماعی کسب کرده‌اند. پیام این اقدام بسیار واضح و بدون ابهام است: «اگر در چهارچوب فکری، سیاسی و رسانه‌ای ما جای نداشته باشید، حتی با داشتن میلیون‌ها مخاطب، حق صدای عمومی را نخواهید داشت.»

در طرف دیگر، واکنش‌های شدید، هماهنگ و توام با خشم جریانات افراطی به جواد موگویی، مستندساز و فعال رسانه‌ای، به خاطر گفت‌وگو با عباس عراقچی، لایه‌های دیگر این انحصارطلبی خطرناک را افشا می‌کند. جرم اصلی موگویی در نظر انحصارطلبان، عبور از مرزهای سیاسی، شکستن خطوط قبیله‌ای و فراهم آوردن فضایی برای گفتگو با چهره‌های رسمی و دیپلماتیک از زوایای غیررسمی است. زمانی که یک فعال رسانه‌ای، بدون توجه به مبنای فکری خود، تلاش می‌کند گفت‌وگو را به جای حذف، شفافیت را جایگزین بی‌توجهی و انتقاد را در مقابل اتهام‌زنی قرار دهد، بلافاصله از سوی جریانات افراطی به شدیدترین شکل ممکن مورد حمله قرار می‌گیرد. این واکنش‌های هیستریک نشان می‌دهد که برای انحصارطلبان، اصل «گفت‌وگو» و ارائه یک «روایت چندبعدی و واقع‌گرایانه» خط قرمز اساسی است. آنها به دنبال رسانه‌ای هستند که صرفاً به عنوان بلندگو و توجیه‌کننده تصمیمات و ایده‌های خود عمل کند، نه بستر برای تنش آرا، انعکاس واقعیت‌های پیچیده اجتماعی یا ایجاد فهم مشترک میان گروه‌های مختلف.

فشار مداوم بر ترویج یک صدای واحد و تحمیل نگاهی یکدست به جامعه، پیامدهای بسیار ویرانگری برای ساختار اجتماعی، سیاسی و اعتماد عمومی کشور به همراه خواهد داشت. ابتدا، با محدود کردن یا خانه‌نشین کردن چهره‌ها و رسانه‌های پرمخاطب داخلی، مرجعیت خبری و تحلیلی به‌طور کامل به رسانه‌های خارج از مرزها واگذار می‌شود و دسترسی رسانه‌های داخلی به افکار عمومی به حداقل می‌رسد. دوم اینکه جامعه‌ای که احساس کند روایت‌های ارائه شده به او کاملاً سانسور شده، هدایت شده و یکدست هستند، به تدریج نسبت به اصل روایت‌های رسمی شک و تردید به خود راه می‌دهد و آنها را نمی‌پذیرد؛ پدیده‌ای که منجر به فرو رفتن در بی‌اعتمادی عمومی خواهد شد. در نهایت، با سرکوب و فشار به افرادی که نقش پل میان افکار، جریانات و اقشار مختلف جامعه را ایفا می‌کنند، فضای عمومی کشور به سوی قطبی‌شدن شدید، خشم فروخورده و رفتارهای هیجانی سوق پیدا خواهد کرد.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.