نگاه تهران و واشنگتن به مذاکرات ایران و عمان؛ آتشبس نانوشته در هرمز؟
به گزارش ایلنا، روزنامه الاخبار در گزارشی تحلیلی نوشت: پس از بیش از دو هفته رویارویی نظامی میان ایران و آمریکا، بهویژه در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز، اکنون نشانههایی از کاهش تنش در میدان دیده میشود؛ آرامشی شکننده که بیش از آنکه ناشی از پایان اختلافات باشد، حاصل تغییر محاسبات دو طرف و امید به احیای مسیر دیپلماسی است. در چنین شرایطی، مذاکرات ایران و عمان درباره مدیریت تنگه هرمز به مهمترین محور تحولات تبدیل شده و بسیاری آن را زمینهساز نوعی آتشبس نانوشته میان تهران و واشنگتن میدانند.
بر اساس گزارش رسانههای آمریکایی، از جمله نیویورکتایمز، یکی از دلایل عقبنشینی نسبی واشنگتن از تشدید حملات، نگرانی از کاهش ذخایر موشکهای رهگیر سامانههای پدافندی مانند «پاتریوت» و دیگر تجهیزات دفاع هوایی در منطقه بوده است؛ موضوعی که گفته میشود دولت دونالد ترامپ را به بازنگری در برنامههای نظامی خود واداشته است.
در مقابل، روایت دیگری که وبسایت آکسیوس منتشر کرده، از تصمیم کاخ سفید برای دادن فرصتی دوباره به دیپلماسی حکایت دارد. به نوشته این رسانه، دریاسالار «برد کوپر»، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، به پنتاگون، ستاد مشترک ارتش و کاخ سفید توصیه کرده است که حملات هوایی در اطراف تنگه هرمز متوقف شود، زیرا این عملیات به سقف اثربخشی خود رسیده و ادامه آن، بدون تصمیم برای ورود به مرحلهای گستردهتر از جنگ، دستاورد نظامی قابل توجهی نخواهد داشت.
طبق این گزارش، ارزیابی فرماندهی سنتکام نشان میدهد حملات دو هفته گذشته توان ایران برای هدف قرار دادن شناورها را تا حدی کاهش داده است، اما برای تحقق کامل اهداف نظامی آمریکا، به عملیات بسیار گستردهتری نیاز خواهد بود؛ گزینهای که مستلزم پذیرش هزینههای سنگین سیاسی و نظامی است.
در همین حال، کاخ سفید تأکید کرده است که ترامپ همچنان راهحل دیپلماتیک را ترجیح میدهد، هرچند همزمان اعلام کرده «همه گزینهها همچنان روی میز قرار دارد» و در صورت ادامه اقدامات ایران در تنگه هرمز، احتمال بازگشت به گزینه نظامی منتفی نیست.
با این حال، واقعیت میدانی نشان میدهد دو هفته حملات سنگین آمریکا به مناطق جنوبی ایران و پیرامون تنگه هرمز، به هدف اصلی خود یعنی سلب توان تهران برای کنترل این گذرگاه راهبردی دست نیافته است. همین مسئله، به باور نویسنده، واشنگتن را در برابر یک انتخاب دشوار قرار داده است؛ یا دامنه جنگ را به شکل کمّی و کیفی گسترش دهد، یا ناکارآمدی گزینه نظامی را بپذیرد و بار دیگر به مسیر مذاکرات بازگردد.
در سوی مقابل، ایران نیز واکنشی متناسب با این تغییر رویکرد نشان داده است. محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش، اعلام کرده راهبرد کنونی تهران بر پایه «اقدام متقابل» استوار است؛ به این معنا که با توقف حملات آمریکا در دو شب گذشته، عملیات ایران نیز متوقف شده است.
در تحولی دیگر، خبرگزاری مهر به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد یک نفتکش پس از خروج از مسیر تعیینشده از سوی ایران در تنگه هرمز، بر اثر برخورد با مین دریایی دچار انفجار شده است. این منبع تأکید کرد تهران پیشتر هشدار داده بود شناورهایی که از مسیرهای اعلامشده تبعیت نکنند، مسئولیت پیامدهای احتمالی را خود بر عهده خواهند داشت.
طبق این گزارش، دور تازه تنشها زمانی آغاز شد که آمریکا با همکاری عمان، مسیر جنوبی عبور کشتیها در تنگه هرمز را دوباره بازگشایی کرد؛ اقدامی که از نگاه تهران، نقض بند پنجم تفاهم ۱۸ ژوئن محسوب میشود. ایران معتقد است بر اساس این تفاهم، در ۳۰ روز نخست اجرای توافق، اختیار تعیین مسیرهای تردد در تنگه بر عهده تهران است و پس از آن، مدیریت عبور کشتیها باید بهصورت مشترک با عمان انجام شود.
در همین چارچوب، طی روزهای گذشته چندین دور مذاکره میان مقامهای ایرانی و عمانی در تهران برگزار شده است. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، ضمن تأکید بر اینکه تاکنون تغییری در وضعیت کشتیرانی در تنگه هرمز ایجاد نشده، اعلام کرد گفتوگوهای دو کشور درباره اصول مشترک و سازوکارهای اجرایی مدیریت ایمن عبور کشتیها، پیشرفت قابل توجهی داشته است. به گفته وی، هیئت عمانی پس از پایان مذاکرات تهران را ترک کرده، اما رایزنیهای سیاسی و فنی همچنان ادامه دارد.
برخی گزارشها نیز از احتمال دستیابی دو طرف به توافقی برای ایجاد سازوکار جدید مدیریت عبور و بازگشایی کامل تنگه هرمز خبر میدهند؛ توافقی که در صورت تحقق، میتواند یکی از مهمترین گرههای بحران اخیر را باز کند.
در این میان، سفر پیشروی بنیامین نتانیاهو به آمریکا نیز بر فضای تحولات سایه انداخته است. نخستوزیر رژیم صهیونیستی اعلام کرده پرونده ایران محور اصلی گفتوگوهای او با ترامپ خواهد بود. بر اساس ارزیابی نویسنده، نتانیاهو تلاش خواهد کرد بار دیگر دولت آمریکا را به سمت ازسرگیری گزینه نظامی سوق دهد؛ بهویژه آنکه با نزدیک شدن به انتخابات اسرائیل، تشدید تنش با ایران میتواند به تقویت موقعیت سیاسی او کمک کند. گزارشها همچنین حاکی از آن است که وی قصد دارد اسنادی را به ترامپ ارائه کند که مدعی ازسرگیری فعالیتهای هستهای ایران پس از حملات ماه ژوئن است.
همزمان، ورود اوکراین به این معادله، بُعد تازهای به بحران بخشیده است. کییف اعلام کرده دو کشتی روسی را در دریای خزر هدف قرار داده که به ادعای این کشور، محمولههای نظامی مرتبط با ایران حمل میکردند. در مقابل، تهران تأکید کرده یکی از شناورهای هدف قرار گرفته، یک کشتی تجاری ایرانی بوده و این حمله به کشته شدن یک ملوان و زخمی شدن چند نفر دیگر منجر شده است.
در پی این حادثه، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، از اتحادیه اروپا خواست اوکراین را بابت این اقدام پاسخگو کند و وزارت امور خارجه نیز کاردار اوکراین در تهران را احضار کرد. در مقابل، ولودیمیر زلنسکی مدعی شد اطلاعاتی درباره همکاری اطلاعاتی ایران و روسیه در جریان حملات اخیر به پایگاههای آمریکا در اختیار دارد و قصد دارد آن را با شرکای غربی کشورش به اشتراک بگذارد.
به باور نویسنده، ورود اوکراین به این پرونده میتواند دو هدف را دنبال کند؛ نخست، پیوند زدن جنگ با روسیه به تقابل ایران و آمریکا برای جلب حمایت بیشتر غرب، و دوم، ایفای نقش بهعنوان اهرم فشار اروپا علیه تهران در شرایطی که همکاری نظامی ایران و روسیه و بحران تنگه هرمز، فشارهای سیاسی و اقتصادی قابل توجهی بر کشورهای اروپایی وارد کرده است.
در مجموع، تحولات اخیر نشان میدهد تقابل ایران و آمریکا وارد مرحلهای شده که در آن، نه جنگ تمامعیار مطلوب طرفین است و نه بازگشت کامل به وضعیت پیشین ممکن به نظر میرسد. در چنین فضایی، مذاکرات تهران و مسقط به یکی از معدود مسیرهای موجود برای مهار بحران تبدیل شده و تا زمانی که این کانال دیپلماتیک فعال بماند، میتوان از نوعی آتشبس نانوشته میان دو طرف سخن گفت؛ آتشبسی که هرچند شکننده است، اما فعلاً مانع از ورود بحران به مرحلهای پرهزینهتر شده است.