آینده انرژی در اندیشه برای افزایش بهرهوری و گذار از تفکر تولید به مدیریت رقم میخورد
امیرحسین هاشمیجاوید در گفتوگویی با خبرگزاری ایسنا، به وضوح تاکید کرد که ایران با در اختیار داشتن تقریباً ۱۷ درصد از ذخایر جهانی گاز طبیعی و نزدیک به ۹ درصد از ذخایر نفت، در زمره قدرتهای انرژی مهم و تاثیرگذار جهان قرار دارد. با این حال، وی به مشکلات جدی مانند کمبود گاز در زمستان، ناترازی برق در تابستان و همچنین رشد غیرقابل کنترل مصرف انرژی و اتلاف روزانه میلیاردها دلار سرمایه ملی اشاره کرد و این مسائل را نشانهای از شکست استراتژیک توصیف کرد.
هاشمیجاوید بر این نکته پای فشرد که مشکل اصلی ایران در زمینه انرژی، ناتوانی در حکمرانی صحیح و کارآمد است و نه کمبود منابع. او افزود: ما انرژي را بهصورت ارزان استخراج میکنیم، به قیمت کم میفروشیم، بیمحابا آن را مصرف میکنیم و در نهایت با تحمیل هزینههای سنگینی از جمله کاهش رشد اقتصادی و آلودگی هوا مواجه میشویم.
وی ادامه داد: در عصر حاضر، قدرت کشورهای مختلف دیگر فقط بر اساس مقدار ذخایر نفت و گاز قضاوت نمیشود، بلکه این قدرت به توانایی آنها در تبدیل هر واحد انرژی به بیشترین ارزش اقتصادی مرتبط است و اینجاست که فاصلهای بزرگ میان ایران و کشورهای پیشرفته نمایان میشود.
ایران در معرض اتلاف شدید انرژی است
این متخصص مسائل انرژی با اشاره به مفهوم «شدت انرژی» که به معنی میزان انرژی لازم برای تولید یک واحد تولید ناخالص داخلی است، تصریح کرد: جایگاه ایران در این شاخص، نگرانکننده است.
هاشمیجاوید افزود: طبق آخرین گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی (IEA) و بانک جهانی، شدت مصرف انرژی در ایران تقریباً ۱.۸ تا ۲ برابر میانگین جهانی و نزدیک به سه برابر کشورهای OECD ارزیابی شده است. به عبارت دیگر، برای تولید یک دلار ارزش افزوده، اقتصاد ایران دو برابر میانگین جهانی و به مراتب بیشتر از اقتصادهای پیشرفته، انرژی مصرف میکند. این موضوع نشاندهنده وفور منابع نیست بلکه ضعف شدید در بهرهوری را نمایان میسازد.
وی ادامه داد: برای نمونه، اگر یک کارخانه در آلمان یا ژاپن با مصرف یک واحد انرژی محصولی تولید کند، واحدهای تولیدی در ایران برای دستیابی به همان ارزش اقتصادی، چندین برابر انرژی بیشتری نیاز دارند. این اختلاف ناشی از فناوری، مدیریت و سیاستگذاری است، نه ظرفیت یا استعداد اقتصادی. ایران نه با کمبود انرژی، که با اتلاف بیمهابای آن مواجه است.
چرا یارانه انرژی، پرهزینهترین تصمیم اقتصادی ایران است؟
هاشمیجاوید به ابعاد پنهان مصرف انرژی در کشور اشاره کرد و تاکید نمود: بسیاری بر این باورند که مصرف بالای انرژی به دلیل توسعه صنعتی است، در حالی که واقعیت واقعاً متفاوت است. اقتصاد ایران هنوز فاصله زیادی با اقتصادهای پیشرفته دارد اما از نظر مصرف انرژی جزو بزرگترین مصرفکنندگان جهانی به شمار میآید.
وی با استناد به آمارهای بینالمللی اظهار کرد: با داشتن کمتر از یک درصد جمعیت جهان، ایران حدود ۶ تا ۷ درصد کل مصرف گاز طبیعی دنیا را به خود اختصاص میدهد و بعد از آمریکا و روسیه، در جایگاه بزرگترین مصرفکنندگان این منبع انرژی قرار دارد. این آمار بهعنوان یک هشدار ملی در نظر گرفته میشود؛ نه به این دلیل که مردم ایران از رفاه بیشتری برخوردارند، بلکه به علت هدررفت انرژی در ساختمانها، تجهیزات ناکارآمد و همچنین فرسودگی صنایع و عدم انگیزه در اصلاح الگوی مصرف به واسطه یارانهها تفسیر میشود.
این کارشناس در عرصه انرژی خاطرنشان کرد: در بسیاری از کشورها، هر مترمکعب گاز به یک موتور تولید ثروت تبدیل میشود، اما در ایران، بخش عمدهای از آن پیش از اینکه ارزش اقتصادی ایجاد کند، در بخاریهای غیر استاندارد، پنجرههای نامناسب و تجهیزات ناکارآمد از بین میرود. این موضوع نه تنها به معنای اتلاف انرژی بلکه به معنای واقعی اتلاف سرمایه نسلهای آینده است.

یارانه بدون بهرهوری، اسراف را نهادینه میکند
هاشمیجاوید از سیاستهای قیمتی در حوزه انرژی انتقاد کرد و گفت: سالها تصور میکردیم که نگه داشتن قیمت انرژی در سطح پایین نشانهای از حمایت از مردم است، اما اکنون باید با صداقت بپذیریم که یارانه بدون بهبود بهرهوری نه تنها عدالت و رفاه ایجاد نمیکند، بلکه به نوعی اسراف را نهادینه میسازد. تجارب بینالمللی نشان میدهد که هیچ کشوری توانسته است با تکیه صرف بر افزایش تولید، به موفقیت در مدیریت انرژی دست یابد، بلکه آنها ابتدا به اصلاح الگوی مصرف پرداختهاند.
وی در ادامه به الگوهای جهانی مدیریت مصرف اشاره کرد و گفت: در اروپا، خانوارها هزینه واقعی انرژی را میپردازند. بر اساس دادههای آژانس بینالمللی انرژی، بسیاری از کشورهای اروپایی از جمله سوئد، فنلاند، اتریش، دانمارک، آلمان، سوئیس، فرانسه و هلند، بالاترین هزینه انرژی را میپردازند و همین سازوکار باعث کنترل مصرف، قابل توجیه بودن سرمایهگذاریهای کارآمد و کاهش چشمگیر شدت مصرف انرژی شده است. در مقابل، قیمت پایین انرژی در ایران بهوضوح از کاهش انگیزه برای نوسازی تجهیزات و بهبود عایقبندی ساختمانها ممانعت میکند. نتیجه این وضعیت روشن است؛ در حالی که صورتحسابها ممکن است کوچکتر شوند، هزینه واقعی آن را اقتصاد ملی، صنعت، محیطزیست و نسلهای آینده تامین خواهند کرد.
هاشمیجاوید به فرصتهای از دست رفته در زمینه انرژیهای تجدیدپذیر اشاره کرد و گفت: یکی از تلخترین تناقضهای اقتصادی در حوزه انرژی ایران، فاصله عمیق میان ظرفیت و واقعیت است. با توجه به شرایط اقلیمی، ایران از ظرفیت فنی بالایی برای توسعه نیروگاههای خورشیدی و بادی برخوردار است، اما سهم این مزیت طبیعی در تولید برق کشور کماکان ناچیز است.
این کارشناس مسائل انرژی افزود: در حالی که بر اساس آخرین گزارش آژانس بینالمللی انرژی، منابع تجدیدپذیر حدود یک سوم برق جهان را تامین میکنند و در اتحادیه اروپا این سهم به نزدیک نیمی از تولید برق رسیده، سهم نیروگاههای خورشیدی و بادی در ظرفیت عملیاتی برق ایران همچنان نسبت به ظرفیتهای طبیعی کشور خیلی پایین است.
هاشمیجاوید با اشاره به تغییرات سریع در پارادایمهای انرژی، بیان کرد: امروز دنیا با سرعت در حال گذر از سوختهای فسیلی به سوی بهرهوری بالاست. کشورهایی مثل چین، هند، عربستان، امارات و حتی برخی کشورهای کمتر توسعهیافته مانند ایران سرمایهگذاریهای کلانی در زمینه انرژیهای خورشیدی انجام دادهاند؛ چراکه فهمیدهاند تامین امنیت انرژی در قرن بیستویکم تنها به چاههای نفت وابسته نیست، بلکه از پنلهای خورشیدی، توربینهای بادی و شبکههای هوشمند نیز حاصل میشود. ایران نیز ناگزیر است انرژیهای تجدیدپذیر را نه به عنوان انتخابی زیستمحیطی بلکه به عنوان یک ضرورت اقتصادی و امنیتی تلقی کند.
هاشمیجاوید به نقش ساختمانها در تشدید ناترازی گاز اشاره کرد و توضیح داد: بخش بزرگی از بحران گاز ایران نه در میادین گازی، بلکه در ساخت و سازهای غیر استاندارد نهفته است. در اوج سرما، بیش از ۷۰ درصد گاز طبیعی مصرفی در کشور به بخش خانگی، تجاری و عمومی اختصاص مییابد؛ سعادتی که در اقتصادهای پیشرفته به مراتب پایینتر است، زیرا ساختمانها تحت استانداردهای سختگیرانه انرژی ایجاد میشوند و تجهیزات گرمایشی آنها از بازده بسیار بالایی برخوردارند.
هاشمیجاوید ادامه داد: اگرچه مبحث ۱۹ قوانین ملی ساختمان در ایران سابقه دارد، اما به دلایل اجرایی ناموفق، ضعف در نظارت و بکارگیری تجهیزات غیر استاندارد، دهها میلیون مترمکعب گاز قبل از تبدیل به رفاه واقعی، هدر میرود. این به معنای صرف فقط گاز نیست؛ بلکه یعنی در حال گرم کردن هوای آزاد و از بین بردن منابع ملی هستیم. در کشورهای اروپایی، برچسب انرژی برای ساختمان و لوازم خانگی نه یک توصیه، بلکه الزاماتی قانونی و اقتصادی است. مصرفکنندگان در این کشورها به خوبی میدانند که خرید تجهیزات کم بهرهور، هزینههای بیشتری را در طول زمان تحمیل میکند؛ اما در ایران، شکاف میان استانداردها و اجرای واقعی آنها، یکی از موانع اصلی در راستای دستیابی به بهرهوری انرژی است.
ناترازی انرژی؛ زنگ خطر امنیت اقتصادی کشور
این کارشناس در حوزه انرژی بر اهمیت ارتقای زیرساختهای شبکه توزیع تاکید کرد و گفت: انرژی ارزش واقعی خود را تنها زمانی پیدا میکند که بدون مشکل به دست مصرفکننده برسد. هر کیلوواتساعت برقی که در مسیر انتقال از دست میرود، نشاندهنده سوزاندن بیهوده سوخت در نیروگاه و همچنین مصرف آب و تولید آلودگی بیشتر است که نتیجهاش خروج منابع مالی از جیب مردم و دولت خواهد بود.
هاشمیجاوید به شرایط شبکه برق کشور اشاره کرد و بیان کرد: طی دو دهه اخیر، صنعت برق ایران موفق شده است تلفات شبکه را به حدود ۹ تا ۱۰ درصد کاهش دهد؛ پیشرفتی که قابل توجه است اما هنوز هم نسبت به کشورهای با زیرساختهای مدرن که معمولاً تلفات بین ۴ تا ۶ درصد دارند، بالاتر است. ممکن است در نگاه اول این اختلاف درصدی ناچیز به نظر برسد، اما در گستردگی شبکه برق ایران، هر یک درصد کاهش در تلفات معادل با آزادسازی صدها مگاوات ظرفیت جدید و صرفهجویی میلیاردها تومان در سرمایهگذاری جدید خواهد بود. از این رو، توسعه شبکههای هوشمند، نوآوری در وسایل انتقال و دیجیتالسازی مدیریت شبکه دیگر صرفاً یک پروژه فنی نیست، بلکه جزئی از استراتژی امنیت انرژی کشور محسوب میشود.
هاشمیجاوید همچنین درباره ناترازی انرژی هشدار داد و گفت: برخی بر این باورند که ناترازی انرژی صرفاً به خاموشی چراغها یا افت فشار گاز در زمستان خلاصه میشود، اما این تنها نمای بیرونی بحران است؛ بخش پنهان این مسئله، کاهش عملکرد تولید کارخانهها، افت صادرات، محدودیت سرمایهگذاری و تعطیلی صنایع انرژیبر است که بر کاهش رشد اقتصادی آثار منفی میگذارد.
وی خاطرنشان کرد: برآوردهای مراکز پژوهشی داخلی بیانگر این است که مشکلات تامین برق و گاز به اقتصاد کشور سالانه صدها هزار میلیارد تومان آسیب میزند؛ خسارتی که به راحتی در آمار رشد اقتصادی، اشتغال، تولید صنعتی و درآمدهای صادراتی قابل مشاهده است. بنابراین، ناترازی انرژی دیگر تنها یک چالش فنی نیست، بلکه به یک ابرچالش در حوزه امنیت ملی و پایداری اقتصاد ایران تبدیل شده که به بازنگری فوری در مدیریت مصرف و سرمایهگذاریهای زیرساختی نیاز دارد.
هاشمیجاوید در توضیح راهکارها برای عبور از بحران، به اهمیت تغییر پارادایم از تمرکز بر تولید به بهرهوری اشاره کرد و گفت: بزرگترین اشتباه در سیاستگذاری انرژی در ایران این است که به مدت طولانی تمرکز بر تولید به جای بهرهوری گذاشتهایم. هر زمان که مصرف افزایش یافت، اولین پاسخ توسعه میدانهای نفت و گاز، ساخت نیروگاه جدید یا واردات سوخت بوده است، در حالی که در اکثر اقتصادهای موفق، انرژی صرفهجویی شده، ارزانترین و سریعترین منبع انرژی به شمار میرود.

وی در ادامه با اشاره به تجارب جهانی درخصوص مدیریت مصرف گفت: امروزه تقریباً تمامی کشورهای توسعهیافته مدیریت تقاضا را به یکی از ارکان امنیت انرژی خود تبدیل کردهاند. سیاستهای تعرفهای پلکانی، قیمتگذاری زمانمحور، کنتورهای هوشمند، مشوقهای مالی برای نوسازی تجهیزات و استانداردهای سختگیرانه برای ساختمانها منجر به بهبود رفتار مصرفکننده شدهاند؛ نه از طریق زور، بلکه با طراحی هوشمندانه سازوکارهای اقتصادی.
این کارشناس حوزه انرژی همچنین به موضوع حساس اصلاح قیمتها پرداخت و تصریح کرد: در ایران، موضوع صرفاً اصلاح قیمت نیست. افزایش قیمتها بدون بهبود حملونقل عمومی، نوسازی ساختمانها، حمایت از اقشار آسیبپذیر و ایجاد ابزارهای مدیریت مصرف نه تنها باعث افزایش بهرهوری نمیشود، بلکه عدالت نیز محقق نخواهد شد. اصلاح قیمت باید آخرین بخش از یک بسته اصلاحات ساختاری باشد و نه اولین و تنها ابزار سیاستگذاری.
هاشمیجاوید با نگاهی به تحولات ژئواستراتژیک جهان، مفهوم جدید امنیت انرژی را تبیین کرد و اظهار داشت: تحولات اخیر از جمله جنگ اوکراین و تنشهای در منطقه خاورمیانه، نکتهای روشن را را نمایان کردهاند؛ امنیت انرژی را نمیتوان تنها با در نظر گرفتن وفور منابع تعریف کرد. کشوری ممکن است بزرگترین ذخایر نفت و گاز را دارا باشد، اما اگر زیرساختهای آن فرسوده، شدت مصرفش بالا و شبکه توزیعاش ناکارآمد باشد، همچنان در معرض ناامنی انرژی خواهد بود.
این کارشناس انرژی با اشاره به اهمیت این موضوع در هر سناریوی سیاسی آینده، بیان کرد: ایران نیز از این اصل مستثنی نیست؛ چه فشارهای خارجی ادامه یابد و چه تنشها کاهش یابد، مسئله اصلی به قوت خود باقی خواهد ماند: بهرهوری. اگر تحریمها ادامه پیدا کنند، افزایش بهرهوری به یک ابزار بقای اقتصادی تبدیل میشود و چنانچه تحریمها کاهش یابند و سرمایه و فناوری به کشور وارد شوند، بیتردید بهرهوری تعیین کننده خواهد بود که آیا این فرصت به یک توسعه پایدار تبدیل میشود یا دوباره هزینههای ناکارآمدی در مصرف و سرمایهگذاری پیش خواهد آمد. به عبارت دیگر، توافق یا عدم توافق، هیچ یک نمیتواند جایگزین بازنگری در ساختار حکمرانی انرژی شود.
آینده انرژی ایران نه در چاههای عمیقتر بلکه در تفکرات عمیقتر شکل خواهد گرفت
هاشمیجاوید با اشاره به پایان دوران وفور منابع، عنوان کرد: واقعیت این است که مسئله ایران بحران کمبود انرژی نیست، بلکه بحران بهرهوری و حکمرانی و تصمیمگیری است. سالها وجود منابع کافی ما را به این اشتباه دچار کرد که میتوان ناکارآمدی را با تولید بیشتر جبران کنیم، در حالیکه امروز ناترازی برق، کمبود گاز، افت فشار شبکه، آلودگی هوا، تعطیلی صنایع و کاهش رقابتپذیری اقتصاد، همگی پیام روشنی بفرستند: دوران حکمرانی مبتنی بر وفور منابع به سر آمده است.
وی در تغییر نگرش نسبت به ارزش انرژی، گفت: از این پس، هر مترمکعب گاز صرفهجویی شده، ارزشش بیش از یک مترمکعب گاز تولیدی است؛ زیرا این صرفهجویی بدون نیاز به سرمایهگذاری کلان، مصرف بیشتر آب و کاهش منابع طبیعی ارزش افزودهای تازه برای اقتصاد ایجاد میکند.
هاشمیجاوید با ترسیم یک استراتژی جامع و یکپارچه برای خروج از این وضعیت، خاطرنشان کرد: کشور به نقشه راه ملی بهرهوری انرژی نیاز دارد؛ نقشهای که بهینهسازی مصرف، گسترش انرژیهای تجدیدپذیر، نوسازی صنایع، عمل بهطور کامل مفاد ۱۹ قوانین ملی ساختمان، هوشمندسازی زیرساختهای برق و گاز، اصلاح تدریجی و هدفمند نظام یارانه انرژی، توسعه بازار خدمات انرژی، ارتقای استاندارد تجهیزات و فرهنگسازی عمومی را شامل شود و نه اینکه این موارد به پروژههایی پراکنده و مقطعی تقلیل یابد.
این کارشناس انرژی با خطاب به تصمیمگیران کشور بر لزوم عبور از تفکر سنتی به تفکر مدرن تاکید کرد و گفت: لازم است که مسئولین کشور باور کنند که آینده انرژی ایران تنها با حفر چاههای عمیقتر رقم نمیخورد، بلکه به تفکر عمیقتر نیاز دارد. قدرت واقعی یک کشور تنها به حجم ذخایر نفت و گاز آن مربوط نمیشود، بلکه به توانایی آن در ایجاد ثروت از هر واحد انرژی وابسته است. اگر امروز تدابیری قاطع برای بهبود الگوی مصرف، افزایش بهرهوری و بازسازی حکمرانی انرژی اتخاذ نشود، فردا با هزینههای عدم اقدام، رشد اقتصادی کمتر، سرمایهگذاری ضعیفتر، خاموشیهای بیشتر، آلایندگی فزاینده و کاهش کیفیت زندگی مواجه خواهیم بود.
هاشمیجاوید نسبت به محدود شدن فرصتهای اصلاحات ابراز نگرانی کرد و تصریح نمود: ایران همچنان این امکان را دارد که از کشوری مصرفکننده انرژی به کشوری تبدیل شود که از انرژی ارزش خلق میکند، اما این شانس دائمی نیست. در دنیای انرژی، همانگونه که در تاریخ دیدهایم، ملتهایی که پیشنهادات اصلاحی را به تعویق میاندازند، معمولاً بهای آن را به طور چند برابری میپردازند.
انتهای پیام