یک مقام مسؤول: چاههای غیرقانونی، فرونشست را به بحران فوری تبدیل کردهاند
مهدی زارع در مصاحبهای با ایسنا به تشریح عواقب خطرناک ناشی از فعالیت چاههای غیرمجاز و برداشتهای بیرویه از منابع آب زیرزمینی پرداخت. در پاسخ به این پرسش که چگونه برداشتهای پراکنده و خارج از کنترل از چاههای غیرمجاز، منجر به تمرکز فشار منفی و در نتیجه آسیب به ساختار خاک و تخریب لایههای رسی میشود، بیان کرد: پمپاژ آب از سفرههای زیرزمینی به طور طبیعی پدیدهای به نام مخروط افت چاه را به وجود میآورد. در چاههای مجاز و شناختهشده، فاصله مناسب میان چاهها بر اساس شعاع تأثیر مخروط افت و قدرت سفره تعیین میشود تا اطمینان حاصل شود که مخروطهای افت به طور بحرانی با یکدیگر همپوشانی پیدا نکنند.
او ادامه داد: در مورد چاههای غیرمجاز و پراکنده، برداشتهای بیرویه و متراکم در نقاط نامشخص، باعث ایجاد مخروطهای عمیق و موضعی میشود. با کاهش سطح آب، فشار منفذی که ساختار خاک را نگه میدارد به شدت کاهش مییابد و در عوض، تنش مؤثر روی اسکلت خاک افزایش مییابد. لایههای رسی که ساختاری ورقهای دارند، وقتی فشار منفی ناشی از مکش چاهها از حد آستانه پیشتحکیمی خاک فراتر رود، آب محبوس در بین ریزمنفذها خارج شده و پلاکتهای رسی بهصورت فشرده روی هم انباشته میشوند. این ناهمگونی، ساختار متخلخل خاک را بهطور کامل ویران میکند.
رئیس مرکز پیشبینی زلزله پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی همچنین به مقایسه بین نقشههای پیشبینیشده و واقعیت پرداخت و توضیح داد: مدلهای عددی فرونشست با استفاده از دادههای ورودی نظیر میزان تغذیه و تخلیه کار میکنند. هنگامی که دهها هزار چاه غیرمجاز در دشت وجود داشته باشد، بروز خطا در دادههای ورودی کاملاً قابل پیشبینی است؛ چرا که در این حالت، دبی واقعی خروجی بسیار بیشتر از آن چیزی است که در مدلها ثبت شده است.
زارع ادامه داد: این عدم تطابق سبب میشود که معادله دیفرانسیل حاکم بر جریان زیرزمینی در محاسبه هیدروگرام افت با خطاهای جدی مواجه شود. در حالی که مدلها معمولاً افت سفره را بهصورت یکنواخت پیشبینی میکنند، برداشتهای غیرقابل شناسایی منجر به بروز گرادیانهای شدید در افت در فواصل کوتاه میشود. این وضع، نرخ تحکیم لایههای رسی را بهصورت غیرخطی افزایش میدهد و مناطق خاصی را بسیار سریعتر از آنچه که پیشبینی شده است دچار فرونشست میکند.
تبدیل فرونشست به فاجعه ناگهانی و غیرقابل بازگشت
وی بیان کرد که فعالیتهای بیرویه چاههای غیرمجاز میتواند روند فرونشست را از یک فرآیند تدریجی و قابل کنترل به یک فاجعه ناگهانی و غیرقابل بازگشت تبدیل کند. فرونشست یکنواخت، اگرچه میتواند مخرب باشد، اما برای زیرساختهای خطی نظیر جادهها و خطوط آهن، خطر کمتری دارد. خطری که چاههای غیرمجاز به همراه دارند، فرونشست نامتقارن است. تجمع چاههای غیرمجاز باعث میشود که در یک بخش از دشت، افت سفره چند متری ایجاد شود، در حالی که در چندصد متری آن، افت بسیار کمتری وجود داشته باشد.
رئیس مرکز پیشبینی زلزله پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی ادامه داد: این نرخ ناهمگون نشست، شکافهای عمیق و فروچالهها را در سطح زمین به وجود میآورد. چنین آسیبی بهصورت ناگهانی رخ میدهد و قادر است زیرساختهای حیاتی مانند خطوط لوله گاز، خطوط انتقال نیرو، ریلهای قطار و سازههای شهری را بدون هیچ گونه هشدار قبلی به تخریب وادارد.
زارع در پاسخ به این پرسش که آیا فرونشست زمین با مدیریت صحیح و تغذیه مجدد سفرههای زیرزمینی قابل جبران است یا به پدیدهای غیرقابل بازگشت تبدیل میشود، بر ماهیت فیزیکی و جبرانناپذیر این پدیده تأکید کرد و گفت: در بسیاری از ابعاد، فرونشست ناشی از تراکم لایههای رسی، پدیدهای است که امکان بازگشت ندارد. تغییرات شکل خاک را باید در دو دسته تغییرات کشسان و تغییرات پلاستیک مورد بررسی قرار داد.
وی افزود: تغییرات کشسان میتواند افتهای محدود را به دنبال داشته باشد که با تغذیه مجدد سفره، ممکن است خاک بهطور ناچیز و در حدود چند میلیمتر یا سانتیمتر دوباره بالا بیاید. چالش اصلی در تغییرات پلاستیک نهفته است، زیرا زمانی که فشار از حد پیشتحکیمی خاک فراتر میرود، تخلخل خاک رسی برای همیشه از بین میرود. در این حالت، حتی اگر تمام دشت را با آب غرقاب کنید یا آب را به سفرهها تزریق نمایید، ظرفیت ذخیرهسازی آبخوان از دست رفته است و ساختار فشردهشده خاک هرگز به وضعیت اولیه خود بازنخواهد گشت. در این مرحله زمین همچون اسفنجی میشود که خشک شده و زیر وزن سنگین له شده است.
راهکارهای متوازن کردن نیاز کشاورزی با سلامت زمین
رئیس مرکز پیشبینی زلزله پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی به چگونگی برقراری توازن پایدار میان نیاز ضروری بخش کشاورزی و صنایع به منابع آب زیرزمینی و حفظ سلامت زمین اشاره کرد و گفت: برای دستیابی به این توازن، لازم است که اقدامات بنیادی و ساختاری اجرا گردد. در نخستین گام، حرکت به سمت کشتهای گلخانهای بسته، حذف محصولات پُرآببر و افزایش راندمان آبیاری به بیش از 80 درصد، اقدامی بنیادین به شمار میآید.
او همچنین به قطع کامل دسترسی صنایع سنگین به آبخوانهای شیرین و الزام آنها به استفاده از پساب تصفیهشده شهری، تعیین سقف برداشت مجاز برای هر محدوده مطالعاتی، بستن چاههای اضافی با ارائه مشاغل جایگزین برای کشاورزان و تزریق آب به سفرهها (فقط در مناطقی که هنوز به مرحله تحکیم پلاستیک نرسیدهاند) اشاره کرد و افزود که این اقدامات در صورت اجرای صحیح، میتوانند به بازگشت توازن به دشتها کمک کنند.
رئیس مرکز پیشبینی زلزله در پاسخ به این پرسش کلیدی که آیا عامل اصلی فرونشست، کمبود طبیعی آب است یا ضعف در نظارت و اجرای قوانین، نظر متفاوتی را مطرح کرد و اظهار داشت: کمبود طبیعی آب و اقلیم خشک و نیمهخشک ایران یک واقعیت جغرافیایی و در پسزمینه است، اما دلیل اصلی فرونشست فعلی، ضعف شدید در مدیریت، نظارت و اجرای قوانین است.
وی با انتقاد از وضعیت موجود ادامه داد: اقلیم خشک یک داده ثابت و قابل پیشبینی است، اما حفر دهها هزار چاه غیرمجاز، عدم نصب کنتورهای هوشمند، تسامح در برخورد با متخلفان به دلایل اجتماعی-سیاسی و توسعه ناپایدار کشاورزی سنتی، همگی ناشی از تصمیمگیریهای انسانی و مدیریت نادرست هستند.
زارع با اشاره به نمونههای جهانی تأکید کرد: کشورهایی با اقلیم مشابه یا حتی خشکتر، که مدیریت منابع آب را بهصورت معقول و قوانینی سختگیرانه برای آبخوانها اعمال کردهاند، توانستهاند نرخ فرونشست را کنترل یا متوقف کنند. به عنوان مثال، در ژاپن و برخی از ایالتهای آمریکا در شش دهه اخیر اقداماتی مؤثر برای کنترل نشست انجام شده است. بنابراین، باید گفت که فرونشست زمین، پیش از آنکه بحران طبیعی باشد، بحرانی است ناشی از ناتوانی در مدیریت آب.
انتهای پیام