آیا ملیپوش امید هم به تله افتاد؟! فرض کن که از آینده پدیدههای جوان گذشته چیزی نمیدانی، آیا برادرت را نمیشناسی؟
برخی از اخبار به حدی تلخ هستند که آرزو میکنیم ای کاش فقط یک دروغ بودند و تنها ترفند دلالها برای بهبود شرایط قراردادها و انتقال موکلینشان به باشگاههای بزرگتر بهشمار میرفت. اما متاسفانه تجربههای اخیر نشان میدهد که اینگونه نقلقولها غالباً واقعیت دارند و ورزشکاران جوان ایرانی به راحتی به دام لیگ روسیه افتادهاند. چنان سرنوشت هر یک از آنها غمانگیز بوده که گمان میکردیم این داستان هرگز مجدداً تکرار نخواهد شد، اما باز هم وسوسه عقد قراردادهای دلاری و جذابیتهای لیگ روسیه، این جوانان را مجذوب خود میکند!
در حالی که کسرا طاهری و سعید سحرخیزان با زحمت و حتی گرفتن وام توانستند خودشان را از این بحران نجات دهند و به کشور بازگردند، محمد مهدی زارع نیز همین گذرگاه را چند هفته پیش پیموده، و حالا با پایان قرارداد، محمد محبی، که به عنوان یک ملیپوش ثابت در جام جهانی گلزنی کرده، در حال تلاش برای فرار از آن وضعیت است؛ خبر حضور برادرش در لیگ روسیه واقعاً شگفتانگیز است!
خبر به این شکل بود: سفر از خرمآباد به روسیه! مدافع ملیپوش امید ایران به عنوان لژیونر جدید معرفی شد. مسعود محبی، مدافع ۲۱ ساله تیم خیبر خرمآباد، پس از درخشش در لیگ برتر ایران اکنون برای نخستین بار آماده حضور در یک رقابت خارجی شده و راهی فوتبال روسیه خواهد شد. اما به کدام تیم؟ اورنبورگ که پیشتر با محمد قربانی همکاری کرده بود، و همه در جریان هستیم که او بیشتر از ۶ ماه نتوانست دوام بیاورد و خوششانس بود که مورایس پرتغالی در امارات تیم جدیدی بهدست آورده و به یاری شاگردش در سپاهان شتافت تا فرصت حضور در جام جهانی را از دست ندهد.
همین حالا، قربانی تمام تواناییهای خود را به کار بسته تا بتواند رضایت خود را از روسها کسب کرده و به ایران بازگردد. باشگاههای تراکتور و سپاهان در تلاشاند و حالا پرسپولیسیها نیز پیگیر قضیه او هستند، اما هنوز مشخص نیست آیا او موفق به بازگشت خواهد شد یا نه...
بیایید فرض کنیم که مسعود محبی جوان هیچ اطلاعاتی از سرنوشت تمامی استعدادهای جوانی که در سالهای اخیر در لیگ روسیه به قهریفت ای غریزی دچار شدهاند، از جمله سعید عزتاللهی، علیرضا حقیقی، حسین نژاد، سحرخیزان، طاهری، زارع، قربانی و حتی سردار آزمون -که ممکن بود اگر زودتر از لیگ روسیه خارج میشد، اکنون در لیگهای اروپایی بازی میکرد- ندارد. آیا میتوانیم بپذیریم که او از وضعیت برادرش نیز بیخبر است؟ برادری که اگر در روسیه نمیبود، حالا باید در دسترس بهترین باشگاههای اروپایی -با توجه به توانایی، سن کم و جایگاه ثابتش در تیم ملی- قرار میداشت.
و در شرایطی که محمد محبی تازه از بندهای لیگ روسیه و مافیای حاکم بر آن رها شده، چگونه است که برادر جوانترش به همان مسیر میپیوندد؟ گویی اصلاً مفهوم "درس عبرت" و استفاده از تجارب گذشته در فوتبال ایران برای این افراد نا شناخته است!