موانع نهفته در مسیر پرورش خلاقیت کودکان؛ از تبلت گرفته تا کلاسهای فشرده
مهرناز کردفلاحت در گفتگو با ایسنا، با تاکید بر اهمیت مدرسه و نقش معلم در پرورش یا محدود کردن خلاقیت کودکان، بیان کرد: هراس از قضاوت، تکیه بر حفظ مطالب، تأکید بر نمرات، و مقایسه کودکان با یکدیگر میتواند این توانایی را تضعیف کند.
وی با اشاره به اینکه مدرسه و معلم از عواملی کلیدی در تأثیرگذاری بر خلاقیت به شمار میآیند، گفت: کودک بخش عمدهای از روز خود را در محیط مدرسه میگذراند؛ بنابراین این فضا میتواند به شکوفایی خلاقیت او کمک کند یا برعکس، به تدریج آن را محدود سازد. اگر فضای مدرسه صرفاً بر حفظ مطالب، کسب نمرات و ارایه پاسخهای توافقی تمرکز کند، کودک در نهایت یاد میگیرد که ریسک نکند و تنها به پاسخهای مورد انتظار اکتفا کند. زمانی که اشتباهات او با سرزنش یا ترس از قضاوت همراه باشد، احتمالاً ایدههای نو را کمتر بیان خواهد کرد و این امر به کاهش خلاقیت او منجر خواهد شد.
این روانشناس با انتقاد از نبود فعالیتهای پرورشی در مدارس گفت: چنانچه فرصتهای بازی، هنر، موسیقی، تئاتر و فعالیتهای عملی در مدرسه محدود باشد یا همه چیز بر اساس برنامههای از پیش تعیین شده پیش برود، به کودک فضای کافی برای تخیل و ایدهپردازی اعطا نمیشود. در مقابل، معلمی که به جای پرسشهای با یک پاسخ مشخص، از کودکان میپرسد «تو چه فکری میکنی؟» یا «چه راههای دیگری به ذهنت میرسد؟» میتواند تفکر خلاق را در آنها تقویت کند. ایجاد احساس امنیت روانی در کلاس و پذیرش اشتباه به عنوان بخشی طبیعی از فرایند یادگیری، از الزامات اساسی برای پرورش خلاقیت به شمار میرود.
کردفلاحت تصریح کرد: مدرسهای که صرفاً به دنبال آموزش محفوظات است، ممکن است دانشآموزانی با نمرات بالا تربیت کند، ولی لزوماً این افراد خلاق نخواهند بود. هدف آموزش باید این باشد که کودک بتواند علاوه بر یادگیری محتوا، جسارت پرسش، تفکر متفاوت، و جستجوی راهحلهای نوین را نیز حفظ کند.
تأثیر دوگانه تنشهای خانوادگی بر ذهن کودک
وی با اشاره به تأثیر مشکلات خانوادگی و تنشهای عاطفی بر روحیه کودکان گفت: تنشهای خانوادگی غالباً میتوانند خلاقیت کودک را تحت تأثیر قرار دهند. هنگامی که کودک در محیطی سرشار از دعوا، اضطراب و ناامنی زندگی میکند، ذهن او به جای تمرکز بر کشف و یادگیری، همواره مشغول به نگرانی و جستجوی امنیت خواهد بود.
این روانشناس در عین حال اشاره کرد که برخی کودکان ممکن است احساسات و فشارهای درونی خود را از طریق نقاشی، نویسندگی، موسیقی یا بازیهای خیالی ابراز کنند که این آثار میتوانند نشاندهنده عمق این احساسات باشند. البته این به معنی مفید بودن تنشها نیست؛ بلکه در این شرایط، خلاقیت به یک راهکار دفاعی برای کنار آمدن با فشارهای روانی تبدیل میشود.
وی تصریح کرد: تحقیقات نشان میدهند که آنچه به رشد خلاقیت کمک میکند، خود تنشها نیست، بلکه وجود یک بزرگسال حمایتگر است که احساس امنیت را برای کودک فراهم کند و به او در پردازش احساساتش یاری رساند. حمایت عاطفی خانواده یا یک فرد قابل اعتماد در زمانهای سخت، میتواند مانع از آن شود که آسیبهای روانی سد بزرگتری بر سر راه رشد و خلاقیت کودک ایجاد کند.
چه زمانی باید به روانشناس کودک مراجعه کرد؟
کردفلاحت در ادامه با تاکید بر ضرورت ارزیابی به موقع وضعیت روانی و رفتاری کودکان اشاره کرد: بهترین زمان برای مراجعه به روانشناس الزاماً بروز یک مشکل جدی نیست؛ گاهی یک ارزیابی به موقع میتواند به والدین کمک کند تا پیش از آنکه یک رفتار نادرست به الگوی ثابتی تبدیل شود، اقدامهای مناسب فراهم کنند.
این روانشناس درباره نشانههای هشداردهنده توضیح داد: هنگامی که والدین متوجه تغییرات ناگهانی و غیرقابل توجیهی در رفتار فرزندشان میشوند، مثل کاهش علاقه به بازی، افزایش ترس و اضطراب، حساسیت و تحریکپذیری بالا، خشمهای مکرر یا ضعف در مهارتهای ارتباطی و مدیریت احساسات، باید به مشاور مراجعه کنند.
وی به نشانههای غیرمستقیم آسیبهای روانی اشاره کرده و گفت: کودکی که دائماً از علائم جسمی بیدلیل مانند دلدرد یا سردرد گلایه میکند، دچار اختلال خواب یا وابستگی شدید شده و یا از موقعیتهای اجتماعی دوری میکند، ممکن است تحت فشار روانی باشد. همچنین در بحرانهایی نظیر جدایی والدین، سوگ، بهدنیا آمدن کودک جدید یا تغییر مدرسه، دریافت حمایتهای روانشناختی میتواند بسیار مفید باشد.
کردفلاحت خاطرنشان کرد: سه معیار اصلی «شدت رفتار»، «مدت زمان بروز آن» و «تأثیر آن بر کیفیت زندگی و یادگیری کودک» از مهمترین عوامل برای تصمیمگیری در خصوص مراجعه به متخصصان به شمار میآید.
موانع پنهان خلاقیت؛ از تبلت تا کلاسهای فشرده
این روانشناس در بخش دیگری از این گفتگو به عواملی که کمتر شناخته شدهاند و مانع از رشد خلاقیت در فرهنگ جامعه ما میشوند، اشاره کرد و گفت: یکی از این موانع، پر کردن تمام ساعات روز کودک با کلاسهای آموزشی مختلف است. وقتی تمام زمان کودکی برنامهریزی شده باشد، دیگر فرصتی برای بازی آزاد، خیالپردازی و کشف باقی نمیماند.
وی ممانعت از بروز بیحوصلگی در کودکان را یکی از اشتباهات متداول دانست و بیان کرد: بسیاری از والدین به محض اینکه کودک بیحوصله میشود، تبلت یا تلفن همراه را در اختیار او میگذارند؛ در حالی که همین لحظات بیکاری میتواند شروعی برای شکلگیری بازیهای خیالی و ایدههای خلاقانه باشد. همچنین تشویقهای نادرستی مانند بیان مداوم اینکه «تو خیلی باهوشی» میتواند ریسکپذیری کودک را کاهش دهد، در صورتی که ما باید تلاش، کنجکاوی و همت او را پشتیبانی کنیم.
کردفلاحت، مقایسه کودکان با همسالان و تمرکز بیش از حد بر آزمون و نمره را از دیگر چالشها برشمرد و اظهار داشت: جلوگیری از پرسشگری کودک و ارائه پاسخهای آماده به کنجکاویهای او، شجاعت پرسشگری را از او میگیرد. بزرگسالان باید نشان دهند که دانستن همهچیز چندان مهم نیست، بلکه روحیه جستوجوگری و خلاقیت در محیطی پرورش مییابد که کودک در آن احساس امنیت، آزادی و پذیرش بدون قید و شرط داشته باشد.
انتهای پیام