فریادهای دردناک نوزادانی که پیش از تولد معتاد شدند
ما در مواجهه با یک بحران جدی از نظر اخلاقی و اجتماعی قرار داریم؛ جایی که اعتیاد به عمق جامعه نفوذ کرده و به رحم مادران و گهوارههای نوزادان رسیده است، و خانوادهای که باید مکانی امن و آرام باشد، به محل سقوط هویتی نسل آینده تبدیل گردیده است.
این جیغهای خاموش، صدای اعتراض نوزادان بیگناهی است که در گهوارههای آلوده، بهجای شیر مادر، با سم و مرگ دست و پنجه نرم میکنند. ما با جنایتی علیه نسل بعدی روبهرو هستیم؛ شرایطی که در آن اعتیاد از مرزهای بزرگسالان عبور نموده و به نخستین لحظات زندگی نفوذ کرده است.
معمولاً برداشت ما از اعتیاد با تصاویری از سایههای تاریک در پسزمینه کوچههای خالی و چهرههای از پا افتاده بزرگسالان همراه است، اما حقیقتی بسیار هولناکتر در انتظار است؛ میدان جنگ مواد مخدر اکنون به قلب آسیبپذیرترین بخش جامعه، یعنی رحم مادر و گهوارههای نوزادان نفوذ کرده است. پدیده تولد با نشانههای اعتیاد نمایان میسازد که چگونه مواد مخدر، از طریق جفت، به رگهای نوزاد در مراحل ابتدایی رشد متصل میشود.
این فاجعه زمانی به اوج خود میرسد که زنجیره حیات، یعنی فرایند طبیعی شیردهی، جای خود را به سم میدهد. این نوزادان، بیصدا قربانی لذتهای آنی والدین خود هستند؛ کسانی که اولین درسی که از زندگی میگیرند، رویارویی با دردهای جسمی ناشی از اعتیاد است. آنها به جای تجربۀ آرامش اولین آغوش، در مراکز بهزیستی با جیغهایی دردناک از شدت وابستگی به مواد، چشم به جهان میگشایند.
زمانی که اعتیاد به کودکان و تکنولوژی منتقل میشود
امروز، جامعه با نوعی بحران خاموش دست و پنجه نرم میکند؛ بحرانی که نه تنها به مرزهای بزرگسالان پا گذاشته بلکه با سرعتی هولناک به پاکترین و شکنندهترین بخشهای وجودی جامعه، یعنی نوزادان و دانشآموزان، رسوخ کرده است. ما با پدیدهای روبهرو هستیم که در آن مرزهای سلامت و بیماری و تربیت و نابودی، به طرز قابل توجهی تغییر کردهاند.
رئیس اداره بهزیستی کاشمر در پی ابراز نگرانی از وضعیت نگرانکننده اعتیاد در سنین پایین، بیان کرد: متأسفانه امروزه ما با پدیده اعتیاد در میان نوزادان و شیرخوارگان مواجه هستیم؛ بهگونهای که اگر مادری معتاد باشد، نوزاد به دنیا آمده عملاً به عنوان یک فرد معتاد محسوب میشود.
مصطفی محمدپور، در گفتگو با ایسنا تأکید کرد: افزون بر این، حتی در خانوادههایی که والدینشان معتاد هستند و فرزندان خردسال در معرض دود مواد مخدر قرار دارند، این کودکان نیز عملاً به مصرف مواد دچار میشوند.
وی با اشاره به لزوم مقابله با فروشندگان مواد مخدر در اطراف مدارس و مدیریت هزینههای پنهان دولت در خصوص اعتیاد، بر ضرورت برخورد جدی تأکید کرد.
وی همچنین به نقش ابزارهای دیجیتالی در بروز آسیبهای جدید اشاره کرد و تصریح کرد: گوشیهای موبایلی که در اختیار کودکان قرار میدهیم میتواند موجب بروز آسیبهای متعدد شود. کودکان امروزی اطلاعاتی دارند که فراتر از ظرفیت سنی آنهاست و مدیریت این آسیبها به شدت دشوار است؛ زیرا ما درک درستی از نیازها و وضعیت آنها نداریم و این خود باعث بروز آسیب میشود.

محمدپور نسبت به رویکرد آموزشی با استفاده از تکنولوژی انتقاد کرد و گفت: وقتی خود نهاد آموزش و پرورش میگوید که کودکان باید برای دروس خود از تلفن همراه و هوش مصنوعی بهره ببرند، باید انتظار آسیبهای بزرگتری را داشته باشیم.
رئیس اداره بهزیستی کاشمر افزود: در خصوص کاهش سن اعتیاد، آموزش و پرورش موضوعات را با ما در میان میگذارد؛ بیشترین مصرف مواد مورد توجه در میان دانشآموزان، نَس است. همچنین، دستورالعملی صادر شده است که در آن تأکید بر برخورد قاطع با فروشندگان در اطراف مدارس وجود دارد. علاوه بر ذلك، مصرف سیگار و برخی از مواد دیگر نیز در میان دانشآموزان افزایش یافته است.
وی با بیان اینکه سن مواجهه با اعتیاد بهطرز قابل توجهی کاهش یافته، اشاره کرد: امروزه کودکان حتی از مقطع دوم ابتدایی به این مسئله دچار میشوند و همچنین مصرف مواد صنعتی نیز در میان معتادان به شدت افزایش پیدا کرده است.
محمدپور به امکانات موجود در شهرستان اشاره کرد و یادآور شد: ما در شهرستان دارای کمپ ماده ۱۶ با ظرفیت ۱۰۰ نفر هستیم که با دستور دادستان، معتادین متجاهر نیز در آن پذیرفته میشوند. این مراکز بودجههای چشمگیری از دولت دریافت میکنند.
وی تأکید کرد: هزینههایی که دولت بهصورت پنهانی در طرحهای مختلف برای مقابله با پیامدهای اعتیاد اختصاص میدهد، به مراتب بیشتر از یارانههای نقدی است.
نسل جدید قربانی اعتیاد در خانوادههای معتاد است
یک جامعهشناس نیز در این خصوص بیان کرد: استفاده از مواد مخدر توسط کودکان، یکی از پنهانترین و خطرناکترین بحرانهای اجتماعی است که ریشه در خانوادههای معتاد دارد.
عباس عابدی افزود: برخی والدین معتاد برای آرام کردن فرزندان یا جلوگیری از گریه و درد ناشی از ترک، مواد مخدر را به آنها میدهند و ما با نسلی خاموش مواجه هستیم که در دنیای زیرزمینی بزرگسالان پرورش مییابد.
وی با تبیین ابعاد ناگوار پدیده اعتیاد در جامعه، به ویژه در لایههای فراموش شده اجتماعی، تأکید کرد: آمارهای رسمی اعتیاد، تنها یک بخش از کوه یخ هستند و بحران اصلی در پشت دیوارهای خانهها پنها میشود.
عابدی تصریح کرد: در بسیاری از خانوادههای معتاد، دیگر کودک نه به عنوان یک فرزند، بلکه بهعنوان یک وسیله یا باری اضافی به شمار میآید. وقتی والدین در چرخه اعتیاد گرفتار میشوند، اولویتها به شدت تغییر میکند. یکی از رفتارهای هولناک در این خانوادهها، دادن مقدار کمی از مواد مخدر یا داروهای شبهمخدر به کودک بهمنظور آرام کردن او یا کاهش درد ناشی از ترک است.
این جامعهشناس با اشاره به آسیبهای جدی ناشی از این کار بیان کرد: مغز کودک در حال رشد است. ورود مواد شیمیایی خارجی، حتی به مقدار کم، میتواند منجر به اختلالات شدید عصبی، عقبماندگی ذهنی، مشکلات یادگیری و رفتارهای نادرست پایدار شود. کودکانی که در چنین فضایی رشد میکنند، معمولاً از بیحسی عاطفی، پرخاشگری، ترسهای مزمن و ناتوانی در برقراری ارتباط مناسب با دیگران رنج میبرند.

عابدی تأکید کرد: هنگامی که والدین معتاد احساس کنترل بر زندگی خود را از دست میدهند، این کودکان هستند که قربانی بیقراری آنها میشوند. متأسفانه، شبکههای حمایتی اجتماعی در ایران، اگرچه وجود دارند، اما به دلیل کمبود نیروی انسانی، محدودیت بودجه و ناتوانی در شناسایی دقیق موارد، قادر به جلوگیری از این فاجعه نیستند.
برای مقابله با این بحران، به مداخله فوری نهادهای بهزیستی، سلامت روان و حتی پلیس نیاز داریم. همسایگان، معلمان و پزشکان باید آموزشهایی را برای شناسایی نشانههای این نوع سوء استفاده دریافت کنند. همچنین، سیاستهای کلی ما در قبال اعتیاد باید از رویکرد صرفاً مجرمانه به مدلهای درمانی و حمایتی تغییر کند تا والدین معتاد بتوانند بدون ترس از زندان، برای درمان و حمایت از فرزندان خود اقدام نمایند.
این جامعهشناس هشدار داد: اگر امروز به نجات این کودکان نپردازیم، فردا با جامعهای از بزرگسالان آسیبدیده، مجرم و بیمار مواجه خواهیم بود که هزینه بازسازی عاطفی و اجتماعی آنها بسیار بیشتر از هزینههای پیشگیری خواهد بود.
نقش اعتیاد در کودکآزاری و سالمندآزاری
اعتیاد چیزی فراتر از یک بیماری فردی است و زنجیرهای از ویرانیها را به دنبال دارد که اثرات مخرب آن به نزدیکترین ارتباطات فرد، یعنی خانواده، گسترش مییابد. هنگامی که وابستگی به مواد مخدر کنترل رفتار و سلامت روان فرد را تهدید میکند، محیط خانه از یک پناهگاه به مکانی برای خشونت تبدیل میشود؛ جایی که آسیبپذیرترین اعضای خانواده، مانند کودکان و سالمندان، نخستین قربانیان این بحران هستند.
رئیس مرکز اورژانس اجتماعی کاشمر با تشریح ابعاد وسیع آسیبهای اجتماعی، اعتیاد را عامل اصلی و پای ثابت بسیاری از بحرانهای روحی، روانی و رفتاری در جامعه معرفی کرد و گفت: بسیاری از مشکلات روانی که برآمده از اعتیاد هستند، ریشه مسائل فعلی به شمار میروند.
فاطمه فیض در گفت و گو با ایسنا با اذعان به این موضوع که اقدام به خودکشی بالاترین رتبه در فهرست آسیبهای اجتماعی به خود اختصاص میدهد، افزود: افکار خودکشی، کودکآزاری، بدسرپرستی، بیسرپرستی، خشونتهای خانگی و دیگر آسیبها همگی تحت تأثیر جدی اعتیاد قرار دارند.
فیض همچنین به آمار نگرانکنندهای در این حوزه اشاره کرد و تصریح کرد: ۹۵ درصد از متکدیان، به نوعی معتاد هستند و خشونتهای خانگی نیز ارتباط بسیار نزدیک و قابل توجهی با اعتیاد دارند. بهعلاوه، معضلات روحی و روانی ناشی از اعتیاد نیز بسیار وسیع و نگرانکننده است.
او به مثالی از یک مورد کودکآزاری اشاره کرده و گفت: در گزارشهای مربوط به کودکآزاری، پس از پیگیری مشخص شد که عامل اصلی رفتار خشن نسبت به مادر، اعتیاد فرزند بوده است.
فیض در خصوص نگرش جامعه نسبت به خدمات اورژانس اجتماعی اینچنین توضیح داد: برخی افراد بر این باورند که اورژانس اجتماعی فقط مربوط به موارد کودکآزاری و خودکشی است، درحالی که دامنه فعالیتهای این نهاد بسیار گستردهتر از این است.
وی در ادامه به شکاف میان واقعیت و گزارشها پرداخت و گفت: مراکز درمانی موارد خودکشی را به ما گزارش میکنند، اما در سطح خانواده، تنها از هر ۱۰۰ مورد، یک مورد شامل گزارش افکار خودکشی است.
وی در مورد کودکآزاری نیز خاطرنشان کرد: این آسیب حتی در نوزادان نیز دیده میشود. آسیب از سطح مسامحه و غفلت آغاز و تا آسیبهای جسمی، جنسی و عاطفی پیش میرود. به عنوان مثال، نوزادی که مادرش مواد استفاده میکند، در واقع نوعی کودکآزاری ناشی از غفلت را تجربه میکند.
فیض با استناد به قوانین موجود تاکید کرد: طبق قانون، هر فرد زیر ۱۸ سال کودک و نوجوان محسوب میشود. بنابراین، هر گونه آسیب عاطفی، جسمی، جنسی و حتی سوء تغذیه ناشی از عدم مراقبت صحیح در زمره کودکآزاری قرار میگیرد و ما موظف به ورود به این موارد هستیم.
او در خصوص روند مداخله حقوقی نیز چنین توضیح داد: مجری قانون در حوزه حمایت از کودکان و نوجوانان، سازمان بهزیستی است و ناظر آن دستگاه قضاست. ما وظیفه مداخله داریم؛ به این صورت که اگر خانوادهها تنها در معرض مشکلات اقتصادی باشند، از آنها حمایت میکنیم، اما در صورت وقوع سوء استفاده، حکم سلب حضانت صادر میگردد. در روند سلب حضانت، نخستین اولویت بر عهده اقوام نزدیک است و در صورت عدم وجود امکان، فرد به مراکز نگهداری منتقل خواهد شد.
رئیس مرکز اورژانس اجتماعی کاشمر با تأکید بر آمادهباش عملیاتی این مرکز تصریح کرد: در حوزه اورژانس اجتماعی، حمایتهای گستردهای وجود دارد. زیرا متولی کودکان تا سن ۱۸ سالگی سازمان بهزیستی است و ما ناگزیر به ورود و مداخله هستیم. اورژانس اجتماعی بهطور ۲۴ ساعته آماده خدمترسانی است و با دریافت گزارش، سریعاً اقدامات ضروری و مداخلات اولیه را آغاز میکند.
این شرایط، زنگ خطری برای بازنگری فوری در استراتژیهای مربوط به مبارزه با مواد مخدر است. در این راستا لازم است که تنها به مصرفکنندگان مواد مخدر توجه نکنیم، بلکه باید به ریشههای این آسیب نیز بپردازیم و یادمان نرود که نوزاد معتاد، کوچکترین قربانی بزرگترین فاجعه اجتماعی است.
انتهای پیام