از هزینههای برق ۲۵ هزار تومانی تا قیمت پاکت ۳۶ هزار تومانی/ داستان یک سال چالشبرانگیز برای صنعت سیمان
طبق گزارشی که توسط ایسنا منتشر شده، صنعت سیمان به عنوان یکی از ارکان کلیدی و بنیادی در کشور، در طی بیش از ۹۰ سال فعالیت، نقش برجستهای در پیشرفت زیرساختها، اجرای پروژههای عمرانی، ایجاد اشتغال و افزایش درآمد ارزی ایفا نموده است. هماکنون این صنعت با ظرفیت اسمی قریب به ۹۰ میلیون تن در سال نه تنها به تأمین نیاز داخلی میپردازد بلکه به عنوان یکی از صادرکنندگان اصلی سیمان و کلینکر در منطقه به شمار میآید.
با این حال، در سالهای اخیر، صنعت سیمان و کارخانههای تولیدی آن با چالشهایی بیش از پیش مواجه شدهاند، از جمله ناترازی انرژی، و محدودیتهای تأمین برق و گاز، افزایش هزینههای تولید، افت در برخی بازارهای صادراتی و دخالتها در سازوکارهای بازار. در شرایطی که تولیدکنندگان بر ضرورت حفظ پایدار تولید و تأمین نیاز داخلی تأکید دارند و در عین حال نسبت به افزایش هزینهها و تأثیر محدودیتهای انرژی بر تولید و صادرات هشدار میدهند، لازم به بررسی وضعیت کنونی صنعت سیمان و چشمانداز آتی آن است.
در این راستا، علیاکبر الوندیان - دبیر انجمن صنفی صنعت سیمان ایران با حضور در ایسنا، به بررسی تاریخچه و فرآیند توسعه این صنعت، وضعیت تولید و صادرات، امکانات موجود، چالشهای ناترازی انرژی، سیاستهای قیمتگذاری، هزینههای تولید و ضروریات حفظ پایدار بودن صنعت سیمان پرداخته است که جزئیات آن در ادامه ارائه میشود:
صنعت سیمان در ایران از نظر قدمت و سابقه چه جایگاهی دارد؟ لطفا درباره پراکندگی جغرافیایی صنایع و معادن سیمان در کشور نیز توضیح دهید.
اولین کارخانه سیمان کشور، کارخانه سیمان ری در جنوب تهران و شهرستان ری، در ۱۲ دیماه ۱۳۱۲ با ظرفیت ۱۰۰ تن در روز و با استفاده از سوخت زغالسنگ آغاز به کار کرد. با گذشت زمان، صنعت سیمان به تدریج گسترش یافت به طوری که ظرفیت تولید سیمان کشور تا آغاز انقلاب اسلامی به حدود ۱۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تن در سال رسید. دهه ۸۰ میلادی به عنوان دوران طلایی سرمایهگذاری در صنعت سیمان شناخته میشود، چرا که رشد قابل توجهی را تجربه کرد و توسعههای صورت گرفته در این دهه از مجموع تمام توسعههای گذشته بیشتر بود. امروزه ظرفیت تولید سیمان کشور به تقریباً ۹۰ میلیون تن در سال رسیده، اما به علت محدودیتهای انرژی و ناترازیها، حداکثر تولید واقعی به اطراف ۷۶ میلیون تن کاهش یافته است.

در عرصه داخلی، مصرف سیمان سالانه در حدود ۶۰ تا ۶۶ میلیون تن است. بدین ترتیب، علاوه بر تأمین نیازهای داخلی، مازاد تولید هم وجود دارد و صادرات سالانه بین ۱۳ تا ۱۴ میلیون تن سیمان و کلینکر میباشد؛ بازارهای صادراتی عمدتاً به کشورهای اوراسیا، روسیه، افغانستان، عراق، ارمنستان، کشورهای حوزه خلیج فارس، هند و بخشی از کشورهای آفریقایی تعلق دارد.
در مورد پراکندگی معادن و صنایع سیمان در کشور، آیا این صنعت در یک منطقه خاص متمرکز شده است یا در سرتاسر کشور پراکنده است؟
خوشبختانه سایتهای تولید سیمان در تمامی گستره جغرافیایی کشور به طور متوازن پراکندهاند و حتی در استانهای مرزی نیز واحدهای تولیدی فعال وجود دارند که بخشی از تولید خود را به صادرات اختصاص میدهند. اگرچه در برخی استانها مانند اصفهان، تولیدکنندگان بیشتری متمرکز شدهاند، اما در هیچ نقطهای از کشور کمبودی در ظرفیت تولید متناسب با نیاز منطقه وجود ندارد و تمامی مناطق کشور از قدرت کافی برای تولید برخوردارند.
شما به ظرفیت تولید سالیانه 90 میلیون تن اشاره کردید؛ آخرین آمار از تولید و صادرات چه چیزهایی را نشان میدهد؟ میزان ارزآوری سالیانه صنعت سیمان برای کشور چه مقدار است؟
همانطور که پیشتر ذکر شد، سالانه حدود ۱۳ تا ۱۴ میلیون تن صادرات داریم؛ اما به دلیل شرایط خاص امسال، بخشی از صادرات با اختلال مواجه شده است. در سه ماه اخیر، صادرات کلینکر نسبت به سال گذشته ۷۵ درصد کاهش یافته و عمدتاً صادرات کلینکر از مرزهای جنوبی کشور به کشورهای حوزه خلیج فارس انجام میشود که با مشکلاتی مواجه شدهایم و همچنین بازار عراق حدود ۲۷ درصد از صادرات خود را از دست داده است. برعکس، صادرات سیمان وضعیت به مراتب پایدارتری را نشان میدهد، به ویژه با توجه به صادرات به کشورهای شمالی، عمدتاً روسیه و همسایگان شمال، و همچنین افغانستان.
طبق جدیدترین آمار، با وجود کاهش صادرات کلینکر و افزایش صادرات سیمان، در سه ماه اخیر ۳۷ درصد از کل صادرات را از دست دادیم، اما ارزآوری سالانه صنعت سیمان هنوز به حدود ۴۰۰ میلیون دلار میرسد.
چرا بخش عمده صادرات ما کلینکر است؟ آیا دلیل خاصی در انتخاب کشورهای مقصد برای واردات کلینکر وجود دارد؟
برخی کشورها، نظیر عراق، دارای کارخانههایی با ظرفیت آسیاب سیمان هستند اما قابلیت تولید کلینکر آنها محدود است، از این رو کلینکر را از ایران خریداری میکنند. در صنعت سیمان دو نوع محصول اصلی برای صادرات وجود دارد: سیمان و کلینکر. کلینکر به علت دوام بالا، امکان انبارش در فضای باز و مقاومت بیشتر مقابل آسیب، به صادرات جذابتر است و برای حمل و نقل آن نیز به شکل فله تسهیل شده است. کلینکر در کشور مقصد به سیمان تبدیل شده و ارزش افزوده بیشتری تولید میکند؛ با این حال در مناطق شمالی و شرقی کشور، معمولاً صادرات به صورت محصولات نهایی و سیمان صورت میگیرد.
با توجه به اینکه کشور دچار مازاد تولید سیمان است و این موضوع به صادرات منجر شده، به طور کلی علت بوجود آمدن این مازاد تولید چیست؟ آیا ناشی از منابع معدنی فراوان است یا سرمایهگذاریهای انجام شده در این صنعت ظرفیت تولید را بیش از نیاز داخلی افزایش داده است؟
واقعیت این است که سرمایهگذاریهایی که در صنعت سیمان صورت گرفت، بر اساس برنامههای توسعه کشور انجام شده، و متعاقباً به رکود و کاهش فعالیت در بخش ساختوساز منجر شد. در دهه ۸۰، سرمایهگذاریهای قابل توجهی در این صنعت صورت گرفت و عمده ظرفیت کنونی کشور ناشی از همان سرمایهگذاریهاست. اما پس از آن، عملاً پروژه جدیدی راهاندازی نشد و فقط پروژههایی که پیشتر آغاز شده بودند، به پایان رسید و اکنون سالهاست هیچ سرمایهگذاری جدیدی در این صنعت اعمال نشده است.

این مسأله به چند عامل مربوط میشود. نخست کاهش تقاضا ناشی از رکود در فعالیتهای ساختوساز، پروژههای عمرانی و همچنین کاهش بودجههای عمرانی که منجر به ایجاد ظرفیت مازاد در صنعت شده است؛ و دیگر اینکه به دلیل دخالتهای دستوری در قیمت سیمان، این صنعت در مقایسه با حجم سرمایهگذاری مورد نیاز، جذابیت اقتصادی کافی برای سرمایهگذاران ندارد.
به عنوان مثال، برای راهاندازی یک خط تولید ۱ میلیون تنی، بسته به فناوری مورد استفاده، به حدود ۱۵۰ میلیون دلار سرمایهگذاری نیاز است و واضح است که سرمایهگذار بازده این سرمایهگذاری را با دیگر صنایع مقایسه میکند و در حال حاضر سودآوری صنعت سیمان متناسب با حجم سرمایهگذاری آن نیست، به همین دلیل پروژههای ناتمام زیادی در این صنعت وجود دارد که تکمیل آنها برای سرمایهگذاران جذاب نیست.
این پروژههای ناتمام مربوط به سرمایهگذاریهای دولتی هستند یا بخش خصوصی؟
بیشتر این پروژهها متعلق به بخش خصوصی هستند. البته تقریباً ۶۵ درصد کارخانههای فعال کشور تحت مدیریت یا نظارت نهادهای عمومی و خصولتی قرار دارند، اما این بدان معنا نیست که آنها از بودجه دولت بهرهمند میشوند؛ زیرا این شرکتها منابع دولتی را به کار نمیبرند، بلکه تحت نظارت نهادهای حاکمیتی فعالیت میکنند. برای مثال، حدود ۳۲ درصد از ظرفیت کل صنعت تحت مدیریت مجموعههایی نظیر سیمان تأمین، فارس و خوزستان قرار دارد که وابسته به شستا (سازمان تامین اجتماعی) است، و بخش دیگری در اختیار بنیاد مستضعفان و بانک ملی است که در واقع به بنگاههای خصولتی اطلاق میشود و در بورس فعالیت دارند و بر اساس قواعد اقتصادی بخش خصوصی عمل میکنند. با این وجود، از نظر نظارت و حسابرسی، تحت قوانین دولتی هستند.
بنابراین، نمیتوان به خاطر وابستگی به سهامدار عمده، آنها را شرکتهای دولتی دانست زیرا این شرکتها سهامداران مردمی دارند و در بازار سرمایه و بورس کالا فعالیت میکنند، و هم بخش خصوصی و هم این شرکتها در یک سازوکار مشترک در بورس کالا به خرید و فروش محصولات خود میپردازند.
با ظرفیت سالانه حدود ۹۰ میلیون تن، چه مقدار اشتغال مستقیم و غیرمستقیم در صنعت سیمان ایجاد شده است؟
صنعت سیمان هم یک صنعت مادر به شمار میرود و هم با بسیاری از صنایع بالادستی و پاییندستی ارتباطاتی دارد که به بخشی از حوزه حملونقل نیز مربوط میشود، و به طور کل موجب آبادانی مناطق مجاور کارخانهها میشود.
با احداث یک کارخانه سیمان در یک منطقه، زنجیره زیرساختها و توسعه راهها، تأمین قطعات، حمل و نقل، تعمیر و نگهداری ماشینآلات و سایر خدمات مرتبط نیز شکل میگیرد و این موضوع نقش کلیدی در ایجاد امنیت شغلی در مناطق مختلف کشور دارد.
تلاش ما برای حفظ پایداری صنعت سیمان نیز بر این اساس صورت میگیرد؛ به این معنا که این صنعت باید علاوه بر سودآوری، از نظر اشتغال نیز مستمر باشد. با این حال، دامنه اشتغال صنعت سیمان فقط به کارکنان کارخانهها محدود نمیشود. شاید اشتغال مستقیم این صنعت به حدود ۵۰ هزار نفر برسد، اما با در نظر گرفتن فعالیتهای معادن، حمل و نقل، مراکز تحقیقاتی، دانشگاهها و سایر بخشهای وابسته، صنعت سیمان یک زنجیره وسیع از اشتغال و امنیت اقتصادی را در مناطق مختلف کشور به وجود آورده است.
همهساله در فصل تابستان، صنعت با ناترازی انرژی و محدودیتهای واقعی برق مواجه است. این موضوع به نظر میرسد با گذشت زمان به مسئلهای دائمی تبدیل شده است.
بر اساس برخی آمار بینالمللی، حدود ۴۰ درصد برق جهان از نیروگاههای زغالسنگی تأمین میشود و بخش قابل توجه سوخت مورد نیاز صنایع فولاد و سیمان نیز از زغالسنگ است. دلیل عدم حرکت به سمت این شیوه در کشور ما چیست؟ وضعیت صنعت سیمان از نظر تأمین برق در حال حاضر چگونه است؟ میزان نیاز برق این صنعت چه مقدار است و چه میزان برق به واحدهای تولیدی تخصیص داده میشود؟ چه بخشی از برق از طریق تعرفههای معمول و چه بخشی از طریق بازار آزاد یا تابلو سبز بورس انرژی تأمین میشود؟
واقعیت این است که در چند سال گذشته با ناترازی انرژی دست و پنجه نرم کردهایم و اگرچه در سالهای اولیه این موضوع صنعت ما را غافلگیر کرد، اما اکنون اوضاع تغییر کرده است. صنعت سیمان اطلاع بیشتری نسبت به این چالش یافته و تا حد ممکن برنامه تعمیرات اساسی کارخانهها را به ماههایی منتقل کرده که محدودیت انرژی بیشتر است؛ بنابراین تنشهای اولیه مدیریت شده و حالا صنعت از نظر فکری برای مواجهه با محدودیتهای انرژی در این مقاطع آمادهتر است.
از سوی دیگر، کارخانهها ذخایر کلینکر خود را تقویت کردهاند تا در زمان محدودیت تولید، بازار سیمان با بحران مواجه نشود و این امر به حفظ آرامش در بازار کمک کرده است. اما در خصوص میزان برق تخصیص داده شده؛ در سال گذشته در همین بازه زمانی، حدود ۶۵۰ مگاوات برق به صنعت سیمان تخصیص یافته و در ساعات غیرپیک این میزان به حدود ۷۰۰ مگاوات رسید که نتیجه آن تولید نسبتاً خوبی بود. با این حال، امسال شرایط به گونهای متفاوت است. از یک سو ناترازی برق تشدید شده و از سوی دیگر وضعیت خاص کشور نیز بر این مسأله اثر گذاشته و در حال حاضر فقط حدود ۴۰۰ مگاوات برق برای صنعت سیمان تأمین میشود.
از اول تیرماه، وزارت نیرو اعلام کرد که برای تابستان محدودیت ۸۵ درصدی برق صنایع به مرحله اجرا خواهد رسید. در صورت اجرایی شدن این تصمیم، اوضاع به شدت بحرانی میشد و در این مدت جلسات مکرری با وزارت صمت و وزارت نیرو تشکیل شد و خوشبختانه وزارت نیرو در نهایت در این تصمیم تجدیدنظر کرد و حداقل ۴۰۰ مگاوات برق برای صنعت سیمان تأمین شد؛ البته بخشی از برق نیز از طریق خرید آزاد تأمین گردید تا بتوانیم تولید را مطابق نیاز بازار حفظ کنیم.
در سه ماهه نخست امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته حدود ۱۵ درصد افزایش تقاضا و فروش را تجربه کردیم؛ بنابراین در صورت اعمال محدودیت ۸۵ درصد، قطعاً کشور با بحران اساسی در تأمین سیمان مواجه میشد.
خوشبختانه با ارسال ۴۰۰ مگاوات برق و همچنین خرید از بازار آزاد، موفق به مدیریت قابل توجهی در بازار شدیم، علیرغم آنکه دولت برای جلوگیری از بروز بحران، محدودیتهایی در بازار اعمال کرده که منجر به از دست دادن حدود ۴۰ درصد از بازار ما شد.
این محدودیتها دقیقاً چه بودهاند؟
صنعت سیمان در بورس کالا فعالیت میکند و بدیهی است که باید بر مبنای اصول عرضه و تقاضا پیش برود. ما ملزم به تأمین سیمان مورد نیاز کشور هستیم و خریداران نیز بر همان مبنا خرید خود را انجام میدهند؛ با این حال، زمانی که محدودیتهایی در خرید ایجاد میشود، بازار به ابعاد کوچکتری کاهش مییابد.
به مثال، با اعمال محدودیت بر کدهای معاملاتی یا تعیین شرایطی برای خرید، عملاً بخشی از تقاضا از بازار حذف میشود و در برخی مواقع کدهای معاملاتی خاص اجازه خرید ندارند، که این مسأله موجب کوچک شدن بازار و کاهش فروش میشود. این در حالی است که ذخایر کافی داشتیم و امکان تأمین بازار وجود داشت و چنین محدودیتهایی اعمال گردید. بدین ترتیب، پس از بررسی شرایط و حصول اطمینان از کافی بودن ذخایر، محدودیتهای بورس کالا در هفته قبل لغو گردید و اکنون بازار به حالت نرمال بازگشته است.
در راستای برنامه هفتم توسعه، وزارت نیرو موظف است که ۳۰ درصد از برق صنایع را از طریق بازار آزاد یا بورس انرژی تأمین کند و صنعت سیمان اساساً با این قضیه مخالفتی ندارد. مشکل ما، نحوه اجرای این سیاست است. زمانی که وارد بازار برق میشویم، قیمت برق در بازار از میانگین حدود ۵۰۰۰ تومان به ازای هر کیلووات ساعت، در مدت زمان کوتاهی به حدود ۱۵ هزار تومان رسید و حتی در بعضی معاملات نرخهای ۲۰ تا ۲۵ هزار تومان را نیز تجربه کردیم.

موضوع اصلی این است که صنعت سیمان یک صنعت پرمصرف انرژی است و برای تولید هر تن سیمان به طور میانگین بیش از ۱۱۰ کیلووات ساعت برق نیاز دارد؛ بنابراین افزایش قیمت برق به صنعت فشار بسیاری وارد میآورد. اگر قرار است که برق از بازار تأمین شود، دو شرط باید رعایت شود: یک اینکه انرژی به مقدار کافی در بازار آزاد موجود باشد تا صنایع با کمبود مواجه نشوند و دوم اینکه تمایز هزینه برق در قیمت نهایی سیمان لحاظ گردد تا توان تولید صنعت حفظ شود، زیرا اکنون قیمت سیمان تحت کنترل است و تولیدکننده نمیتواند هم برق آزاد را خریداری کند و هم محصول خود را با قیمتهای فعلی به بازار عرضه نماید.
اما طبق قانون برنامه هفتم، صنایعی که از ارز ترجیحی یا ارز رانتی استفاده نمیکنند، نباید مشمول قیمتگذاری دستوری باشند. آیا این در صنعت سیمان به درستی اعمال نمیشود؟
از منظر قانونی، زمانی که وارد بورس کالا شدیم به قوانین بورس باید پایبند باشیم. هر چه دخالت در بازار بیشتر باشد، مشکلات بیشتر میشود. وقتی ابزارهای مختلف برای محدود کردن خرید به کار میروند، تولیدکننده متحمل ضرر میشود و نیاز به این حس است که تولید در سطح مناسب نگه داشته شود، تقاضا به نیاز بازار پاسخ داده شود و قیمتها بر مبنای عرضه و تقاضا در بورس کالا شکل گیرد. به طور کلی، قاعدهگذاری در این زمینه میبایست بر عهده بورس باشد و تجربه امسال نشان داد که با دخالتهای اعمال شده، بخشی از بازار خود را از دست دادیم، در حالی که هم ذخایر کافی داشتیم و میتوانستیم نیاز بازار را پوشش دهیم.
البته شرایط خاص کشور و وقایعی که رخ داد، موجب شد تا مسئولان برای مدیریت بازار تدابیری اتخاذ کنند، اما درخواست ما این است که با توجه به حضور صنعت سیمان در بورس کالا، به قواعد بازار اجازه داده شود که معاملات را تحت تأثیر قرار دهد.
صنعت سیمان یک بنگاه اقتصادی تلقی میشود و امسال با افزایش قابل توجه هزینهها مواجه شده است؛ به عنوان مثال، در مورد برق دولتی، علاوه بر هزینه خرید برق از بازار و بورس انرژی، تعرفههای دولتی نیز بیش از ۱۲۰ درصد افزایش یافته است. در بخش گاز، با محدودیتهای جدی مواجه هستیم و مصرف روزانه این صنعت که حدود ۲۸ میلیون مترمکعب گاز است، به ۳.۵ میلیون مترمکعب محدود شده و در این شرایط ناچاریم از مازوت استفاده کنیم و حتی باید هزینه حمل و نقل این سوخت را نیز پرداخت کنیم؛ بدین معنی که عملاً هزینه حمل، معادل قیمت گاز خود را بر صنعت تحمیل کردهاست.
علاوه بر این، افزایش هزینهها در سایر بخشها نیز بسیار قابل محسوس است. مثلاً، امسال قیمت مواد ناریه (موادی که در معادن به کار میروند) به میزان ۱۵۰ درصد افزایش یافته و هزینه مواد نسوز نیز نزدیک به ۲۴۰ درصد رشد داشته که بخش بزرگی از آن ناشی از افزایش نرخ ارز است.
حتی در بخش بستهبندی نیز قیمت پاکت سیمان که سال پیش حدود ۹۰۰۰ تومان بود، اکنون به تقریباً ۳۶ هزار تومان رسیده است؛ بدین ترتیب صنعت سیمان با رشد قابل توجه هزینههای تولید دست و پنجه نرم میکند.
در مقابل، قیمت سیمان چه میزان افزایش داشته است؟
سال گذشته، با وجود تمام چالشها، صنعت سیمان توانسته بود از نظر تولید، فروش و درآمد به ثبات نسبتاً خوبی دست یابد و در هیچ مقطعی کشور با کمبود سیمان مواجه نشد، بهطوری که میتوان گفت سال گذشته برای این صنعت به طور کلی یک سال رضایتبخش بود.
اما امسال، از ابتدای سال تا کنون، میانگین موزون قیمت سیمان فله در کشور حدود ۳۸ درصد افزایش یافته و قیمت سیمان پاکتی نیز تقریباً ۴۴ درصد رشد کرده است، به طوری که هماکنون متوسط قیمت هر کیلوگرم سیمان پاکتی به حدود ۴۱۰۰ تومان و قیمت سیمان فله به حدود ۳۰۰۰ تومان میرسد.
بدیهی است که بخش اعظم اختلاف قیمت بین سیمان فله و سیمان پاکتی ناشی از هزینه بستهبندی است؛ بنابراین نباید وضعیت صنعت سیمان در سال جاری را با سال قبل مقایسه کرد؛ زیرا امسال این صنعت با افزایش قابل توجه در هزینههای تولید و محدودیتهای گسترده در زمینه انرژی و تأمین نهادهها مواجه بوده است.
انتهاي پيام