میدان و دیپلماسی؛ همافزایی هوشمندانه یا دوگانگی استراتژیک؟
هدف اصلی این پروژه دوگانه، نه تنها تحریف تصویر حاکمیت در افکار عمومی جهانی است، بلکه خسته کردن و ناامید کردن بدنه داخلی از مسیر وحدت ملی را نیز مدنظر دارد.
در مغلطههای مکرر و مغرضانه، برعکس آنچه که مطرح میشود، تصمیمگیریهای امنیتی، دفاعی و دیپلماتیک این کشور از فرآیند کارشناسی و نهادی دقیق که در بالاترین مراجع تصمیمگیری نظیر شورای عالی امنیت ملی و شورای دفاع شکل میگیرد، نشأت میگیرد. میدان عمل و دیپلماسی در این ساختار، دو بال یک موجودیت واحد هستند، و موضعگیریهای ارتش، سپاه و وزارت خارجه نه به منزله نظرات فردی یا ناهماهنگ، بلکه به عنوان نتهای مکمل یک سمفونی دفاعی واحد دارای معنا میشوند. این القای هدفمند در جنگ شناختی در شرایطی مطرح میشود که برخی از اندیشکدههای معروف غربی، از جمله چتم هاوس و مؤسسات مطالعات استراتژیک، به این موضوع اذعان دارند که الگوی رفتاری ایران به گونهای هوشمندانه بر پایه پایداری، اجتناب از واکنشهای شتابزده و حفظ ابهام محاسباتی در برابر دشمن بنا شده است؛ ویژگیهایی که نه از سر ضعف بلکه نمایانگر بازدارندگی چندلایه و عقلانیت عمیق نظام حاکم است.
آسیبپذیرترین نقطه ما در این جنگ شناختی، ورود ناخواسته برخی از فعالان رسانهای یا نخبگان به بازی دشمن است. هرگاه تنها با کوچکترین موضعگیری دیپلماتیک یا نظامی، برچسبهای شتابزدهای مانند انحراف از اصول، سازشکاری یا تندروی غیرمحسوب به ما میچسبانند، عملاً در حال تکمیل پازل طراحان پروژه شکاف هستیم. این نوع رفتار، حداقل دو پیامد ویرانگر به همراه دارد؛ اول، اتلاف سرمایه اجتماعی که باعث میشود افکار عمومی به جای تمرکز بر استقامت ملی و تابآوری، مشغول نزاعهای بیپایان درونی و تحلیلهای قطببندی شده گردد و دوم، تأمین خوراک برای رسانههای معاند که برای اثبات ادعای شکاف ساختاری به تیترها، گمانهزنیها و ابراز تردیدهای خود نیازمند ما هستند. هرچه ما شکافهای بیشتری تولید کنیم، خط خبری آنها غنیتر و تأثیرگذارتر خواهد شد.
در شرایط فعلی، بزرگترین مسئولیت ملی و دینی، سپردن مسئولیتها به دست تصمیمگیرندگان معتبر و پرهیز از تفسیرهای موازی و قضاوتهای غیرمتخصصانه است. تحلیلهای سطحی نه تنها مشکلی از معادلات ما را حل نخواهد کرد، بلکه وحدت نظر عمومی را خدشهدار کرده و میدان مانور دشمن را گسترش میدهد. باید به این نکته توجه داشت که فرماندهان نظامی و مسئولان دیپلماتیک، با وجود تفاوت در مأموریتها، در چهارچوب یک دکترین دفاعی جامع و با استراتژی مشخصی عمل میکنند. هر اقدام و هر بیانیهای، قبل از آن که به اجرا درآید، در سلسله مراتب تصمیمگیری مورد بررسی و پالایش قرار گرفته است. اعتماد به این فرآیند، نه تنها سادهانگاری نیست، بلکه عین عقلانیت ملی در برابر جنگ ترکیبی به شمار میآید.
1717