در رثای شهید کاظمی و دیگر خلبانان قهرمان سوخو ۲۴ ایران
ابتدا با تمام وجود، دستم را سایبان صورت کرده و ادای احترام می کنم به تجلی واژه مردانگی، شجاعت، غیرت، ایثار و عشق به مام وطن که در شولای قهرمانی بر قامت خلبان شهید مجید کاظمی و سه همرزم ایشان در خلق حماسه ۱۱ اسفند ۱۴۰۴منعکس شد.
تاریخ این سرزمین در بزنگاههایی که حیات تمدنی آن به خطر افتاده، شاهد تولد اسطورههایی است که جهان را انگشت به دهان کرده و دشمنان را به ستایش مردانگی و قهرمانی آنان واداشته است. امروز مردم مهربان شیراز، میزبان پیکر اسطورهای از جوانمردان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران هستند که درس دفاع از وطن را در مکتب شهید عباس دوران گذراند و آیینه مجسم جرأت و شجاعت شد.
خلبان شهید مجید کاظمی از نخبگان پروازی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که نامش را بر نیزه افتخار این خاک حک و تا همیشه تاریخ پرچم عزت و غیرت را در این سرزمین بر افراشته کرد.
داستان زندگی این اسطورهها قصه یک پرواز نیست، شرح واقعه یک معجزه در صحنه جنگهای هوایی است، واقعهای که روح بلند یک سرباز ایرانی را در برابر تمامی قابلیتهای فناورانه دشمن به نمایش گذاشت و برتری ایمان درمقابل فناوری را ترجمه کرد.
او میدانست هر چه بیشتر اوج بگیرد حلقه محاصره موشکها و چشمان بیخواب پهپادها، مسیر او را چون خط سرنوشت خواهند خواند. او با چشمان باز به حلقه دشمن زد و هواپیما را چون اسبی تیزتک، در دل اژدهای فناوری فرو برد و نام سرباز ایرانی را که نماد تهور و مردانگی است بار دیگر به رخ جهانیان کشید.
این تهور و از خود گذشتگی ترجمه پیروزی خون بر شمشیراست و قهرمانی که شهادت را آغاز پروازی دیگر دید و با سینه ای لبریز از تکبیر به سمت هدف شیرجه زد و پیش از آنکه شعلهها کابین را ببلعند، جان را به معبود سپرد تا جسمش غبار تاریخ شود و نامش پرچمی بر فراز دژ های افتخار شود.
امروز هر بار که باد بر فراز آسمان این کشور میوزد بالهای سوخته اوست که بر شانه سربازان این مرز و بوم تهنیت پیروزی میخواند.
و سربازان این سرزمین این حماسه را با خود زمزمه میکنند که "هر جا که ایمان باشد آسمان میدان پرواز بیپایان است.
و این حماسه سربازی، زمزمه مادران این مرزوبوم خواهد بود در گوش نسل آینده، با ترنم این اشعار بلند حماسی و تاریخی این تمدن کهن:
بلی، آنان که از این پیش بودند...........................چنین بستند راه ترک و تازی
از آن این داستان گفتم که امروز............................بدانی قدر و برهیچش نبازی
به پاس هر وجب خاکی از این ملک.....................چه بسیار است، آن سرها که رفته!
زمستی بر سر هر قطعه زین خاک........................خدا داند چه افسرها که رفته.
* معاون اجرایی ارتش جمهوری اسلامی ایران