در اوایل دهه ۲۰۰۰، مهندسان ناسا ایدهای بلندپروازانه را برای کاوش در سرعتهای جدید مطرح کردند که منجر به طراحی یک وسیله تحقیقاتی با وزن ۵۷۰۰ پوند گشت. این پروژه که در همکاری با شرکت بوئینگ اجرا میشد، نخستین آزمایش موتور اسکرمجت هیدروژنی را در شرایطی با سرعت ۱۵ برابر صوت برنامهریزی کرده بود؛ شرایطی که شبیهسازی آن در آزمایشگاههای زمینی عملاً غیرممکن به نظر میرسید.
چالشهای فنی و اهداف دوراندیشانه X-43D

هدف اصلی این پروژه برخلاف آنچه که بسیاری تصور میکردند، نه در جهت ساخت یک بمبافکن یا جنگنده، بلکه در راستای جمعآوری اطلاعات حیاتی از تعاملات حرارتی و آیرودینامیکی در سرعتهای بسیار بالا بود. در حالی که مدل کوچکتر X-43A موفق به دستیابی به سرعت ماخ ۹.۶ شده بود، مدل D برای دستیابی به سرعت ماخ ۱۵ به سیستمهای خنککننده فعال و کاشیهای حرارتی پیچیدهای نیاز داشت به دلیل گرمای بسیار زیاد تولید شده. مهندسان در نظر داشتند تا با این آزمایش، دریابند که آیا این وسیله طی ۳۰ ثانیه فعالیت موتور میتواند رانش کافی برای تسریع را فراهم کند یا خیر.
پایان رویاهای مافوق صوت با تغییرات مالی
تحول استراتژیک دولت جورج بوش در سال ۲۰۰۴ برای بازگشت به ماه و کاوش در مریخ به نوعی مرگ این پروژه تحقیقاتی به شمار میرفت. با افزایش اولویت به اکتشافات فضایی، منابع مالی مربوط به طرحهای مافوق صوت ناسا حذف گردید و X-43D پیش از آنکه حتی به مرحله طراحی پروتوتایپ برسد، برای همیشه کنار گذاشته شد.

در سالهای آتی، ناسا و نیروی هوایی ایالات متحده رویکردی متفاوت برای تحقیقات مافوق صوت اتخاذ کردند. پروژه X-51A Waverider با تمرکز بر دوام پروازی و استفاده از سوختهای هیدروکربنی به جای هیدروژن خالص، در تلاش بود تا با یک رویکرد عملیاتیتر در سرعتهای پایینتر، دانش مورد نیاز برای توسعه سیستمهای جدید را فراهم نماید.