کد خبر 100000003620
۱۴۰۵/۰۵/۱۰ ۱۱:۳۲

سئوتا، آزمون سیاست خارجی اسپانیا؛ از دیوار ترس تا مشارکت برابر با آفریقا

ساعت 24 - واکنش اسپانیا به سئوتا باید فراتر از حصار‌ها و ترس باشد و مدیریت بحران را به مشارکتی نوین با آفریقا تبدیل کند.
سئوتا، آزمون سیاست خارجی اسپانیا؛ از دیوار ترس تا مشارکت برابر با آفریقا
باشگاه خبرنگاران جوان؛ اعظم پورکند - موسی ابراهیم، دبیر اجرایی بنیاد میراث آفریقا در مطلبی به واکاوی رویداد سئوتا پرداخت و نوشت: رویداد‌های جاری در سئوتا را نباید به زبان رایج اروپایی یعنی تهاجم، وضعیت اضطراری و کنترل مرز تقلیل داد. از منظر پان‌آفریقایی، آنچه شاهد آن هستیم پیامد انسانی یک رابطهٔ اقتصادی عمیقاً نابرابر بین آفریقا و اروپا است.
اسپانیا اکنون این فرصت را دارد که از مدل رایج اروپایی تعامل با آفریقا فاصله گرفته و از مشارکت‌هایی که کشور‌هایی مانند چین، روسیه، برزیل و هند ایجاد کرده‌اند، بیاموزد. این روابط بی‌نقص و بدون تناقض نیستند. با این حال، به طور کلی با کشور‌های آفریقایی به عنوان شرکای سیاسی و اقتصادی برخورد کرده‌اند، از توسعهٔ زیرساخت‌ها و تولید حمایت کرده‌اند، و آفریقا را به عنوان یک مرکز نوظهور قدرت جهانی به رسمیت شناخته‌اند، نه صرفاً منبعی برای مواد خام، مهاجرت و ناامنی.
اسپانیا می‌تواند از این تجربیات درس بگیرد و در عین حال مشارکت منحصر‌به‌فرد خود را با آفریقا، بر اساس همسایگی جغرافیایی، پیوند تاریخی، توسعهٔ متقابل و احترام به حاکمیت آفریقا، توسعه دهد.
جوانان آفریقایی جان خود را در دریا به خطر نمی‌اندازند، چون اروپا حصار‌های بلندتری دارد. آنها این کار را می‌کنند، چون نظام اقتصادی بین‌المللی فعلی فرصت، سرمایه و تحرک را در یک سوی مدیترانه متمرکز کرده و در سوی دیگر آن را دریغ کرده است.
البته اسپانیا باید از مرز‌های خود محافظت کند، نظم عمومی را حفظ کند و ایمنی مردم سئوتا را تضمین نماید. هیچ موضع مسئولانه‌ای از سوی آفریقا مستلزم آن نیست که اسپانیا از حاکمیت خود دست بکشد یا بی‌نظمی را تحمل کند. با این حال، اقدامات امنیتی به تنهایی نمی‌تواند آنچه را که اساساً مسئله‌ای از توسعه، کرامت و عدالت اقتصادی است، حل کند.
اسپانیا به ویژه برای درک این موضوع در موقعیت مناسبی قرار دارد.
دولت فعلی اسپانیا به طور فزاینده‌ای تمایل خود را برای فاصله گرفتن از برخی از خشن‌ترین و متکبرانه‌ترین گرایش‌های سیاست خارجی جریان اصلی اروپا و آمریکای شمالی نشان داده است. این دولت نسبت به کشور‌های جنوب جهانی حساسیت بیشتری نشان داده، در شرایط دشوار از حقوق بین‌الملل دفاع کرده و از آفریقا نه صرفاً به عنوان منبع مهاجرت یا ناامنی، بلکه به عنوان یک شریک راهبردی برابر سخن گفته است.
راهبرد رسمی اسپانیا برای آفریقا در سال‌های ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۸ از احترام متقابل، منافع مشترک، سرمایه‌گذاری مسئولانه، اشتغال جوانان و رابطه‌ای که «همتا با همتا» انجام می‌شود، سخن می‌گوید. این اصول شایستهٔ شناخت و حمایت هستند. اکنون باید آنها را از زبان دیپلماتیک به واقعیت اقتصادی تبدیل کرد.
رابطهٔ اسپانیا با آفریقا همچنین متمایز است. قطعاً از تاریخ استعمار، رویارویی نظامی و نابرابری سیاسی بی‌بهره نیست. هیچ تحلیل صادقانه‌ای از سوی آفریقا نباید این را پنهان کند. با این حال، پیوند اسپانیا با آفریقا را نمی‌توان صرفاً با استعمار تعریف کرد.
اسپانیا و آفریقا همسایگان جغرافیایی هستند. آنها فضا‌های مشترک مدیترانه‌ای و اطلس، قرن‌ها جابه‌جایی انسان، تبادل تجاری و تعامل فرهنگی عمیق را با یکدیگر تقسیم می‌کنند. بخش زیادی از تاریخ، زبان، معماری، کشاورزی، موسیقی و هویت اسپانیا از طریق رابطهٔ آن با شمال و غرب آفریقا شکل گرفته است؛ بنابراین آفریقا منطقه‌ای دوردست فراتر از افق راهبردی اسپانیا نیست. بخشی از محیط فوری تاریخی و جغرافیایی اسپانیا است. این به اسپانیا فرصت می‌دهد تا اروپا را به سمت یک رابطهٔ متفاوت با این قاره هدایت کند.
رویکرد غالب غرب اغلب با آفریقا از چهار دریچهٔ محدود برخورد کرده است: مواد معدنی، مهاجرت، تروریسم و رقابت ژئوپلیتیکی. با کشور‌های آفریقایی زمانی برخورد می‌شود که منابعشان لازم باشد، زمانی که آرایشان نیاز باشد، زمانی که جوانانشان به مرز‌های اروپا می‌رسند، یا زمانی که قدرت‌های غربی از نفوذ فزایندهٔ چین، روسیه و دیگر بازیگران می‌ترسند.
این مدل برای آفریقا شکست خورده است و در نهایت برای اروپا نیز شکست خواهد خورد.
اسپانیا می‌تواند مسیر دیگری ارائه دهد. می‌تواند از صنعتی‌شدن آفریقا حمایت کند نه اینکه مواد خام آفریقا را وارد کند. می‌تواند سرمایه‌گذاری مشترک، انتقال فناوری و تولید محلی را تشویق کند نه روابط مبتنی بر استخراج. می‌تواند در کشاورزی، انرژی تجدیدپذیر، حمل‌ونقل، آموزش، زیرساخت‌های دیجیتال و تولید آفریقا سرمایه‌گذاری کند و در عین حال اطمینان حاصل کند که اشتغال و ارزش در داخل آفریقا باقی می‌ماند.
همچنین می‌تواند تحرک قانونی، تبادل دانشگاهی، آموزش حرفه‌ای و مهاجرت چرخشی را گسترش دهد تا جابه‌جایی بین آفریقا و اسپانیا سازمان‌یافته و متقابل‌المنفعت شود، نه خطرناک و در کنترل قاچاقچیان.
آفریقا به خیریه نیاز ندارد. به سرمایه‌گذاری بدون سلطه، همکاری بدون پدرسالاری و تجارتی نیاز دارد که به جوامع آفریقایی اجازه دهد تولید کنند، بسازند و شکوفا شوند؛ بنابراین پاسخ بلندمدت به سئوتا صرفاً یک دیوار بزرگتر نیست. بلکه ایجاد فضایی اقتصادی است که در آن یک جوان آفریقایی برای تصور آینده‌ای با کرامت، مجبور نباشد به طور غیرقانونی از مرز عبور کند.
در عین حال، دولت‌های آفریقایی باید مسئولیت‌های خود را بپذیرند. آنها باید با فساد، طرد اقتصادی، بیکاری و ناتوانی در ارائهٔ فرصت‌های قابل اعتماد به جوانان خود مقابله کنند. پان‌آفریقایی‌گرایی نمی‌تواند هر شکستی را به پای اروپا بگذارد و در عین حال نخبگان آفریقایی را از پاسخگویی معاف کند.
اسپانیا باید سیاست ترس را که انسان‌های درمانده را به ارتش مهاجم تبدیل می‌کند، رد کند. دولت‌های آفریقایی نیز باید از دستکاری سیاسی مهاجرت جلوگیری کرده و نگذارند از جوانان آسیب‌پذیر به عنوان ابزار فشار دیپلماتیک استفاده شود.
این بحران به اسپانیا یک انتخاب ارائه می‌دهد. می‌تواند از پاسخ رایج اروپایی پیروی کند: ترس بیشتر، نظامی‌گری بیشتر و فاصلهٔ بیشتر از آفریقا. یا می‌تواند به اصول بهتر اخیراً ابرازشدهٔ خود وفادار بماند و به ایجاد رابطه‌ای نوین بین اروپا و قارهٔ آفریقا کمک کند.
از منظر پان‌آفریقایی، اسپانیا باید تشویق شود تا راه دوم را انتخاب کند. اما رهبری واقعی با این سنجیده نمی‌شود که اسپانیا چقدر مؤثر دروازه را می‌بندد. بلکه با این سنجیده می‌شود که آیا اسپانیا به ساختن جهانی کمک می‌کند که در آن افراد کمتری مجبور باشند با ناامیدی بر آن دروازه بکوبند.
منبع: آرتی

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک